: جستجو

(غيبت)

س1:  نظر شرع مقدس را درباره اى شخصى كه بر دو هم بزنى اقدام مى كند و ميان دو برادر و زن و شوهر و پدر و پسر و... جدائى مى اندازد، آيا غيبت آن و بيان حال آن به پيروانش و ديگران جايز است؟ تا از ضررى كه در اثر فرمانبردارى از اوامر آن و تأثّر از انكار آن دامنگير آنان نشود در صورتى كه ما مى دانيم كه او شخص مذهبى نيست ولى با نام دين سخن مى گويد و با زيركى و خوش رفتاريش در ديگران اثر مى گذارد؟
ج1:  حالتى كه در سئوال گفته شده از سخن چينى است در صورتى كه شخص سخن كسى را به ديگرى كه سبب به هم خوردن ميان آنها مى شود نقل مى كند آن از گناهان كبيره است كه خداوند به آن وعده اى آتش داده است، و ترسانيدن مردم از آن با اظهار چگونگى وضع آن بدون كوچك شمردن و يا عيب جوئى كردن جايز است و گفتن حال آن به قصد نقل واقع قضيّه مى باشد اين در صورتى است كه مخفى باشد و اما اگر آشكارا به اين عمل اقدام نمايد آنوقت متجاهر به فسق (آشكارا معصيت كننده) است غيبتش و كوچك شمردنش و ترسانيدن مردم از او و بد جلوه دادن كارش جايز مى باشد.
س2:  در حال منتشر شدن و فراگير بودن آن و بهتان در صورتى كه انسان توانائى بر اصلاح آن ندارد آيا واجب است كه از آن اجتماع دور شود و كناره گيرى را انتخاب كند؟
ج2:  واجب نيست كه از آن اجتماع دور شود و كناره گيرى را انتخاب نمايد بلى براى آن حرام است گوش دادن به آن به طورى كه مقصود آنكه غيبت كننده است را تحقق بخشد زيرا كه گفتن عيب موجب خورده گيرى در گفته شده نمى شود مگر اينكه در اينجا شنونده اى باشد توجيه كند خطاب به او را و سخن او را فراگيرد امّا تنها شنيدن غيبت بدون اينكه بفهماند به آن شخصى كه غيبت مى كند كلام او را شنيده و فرا گرفته است اشكال ندارد.
س3:  آيا كسى كه به غيبت گوش مى دهد همانند غيبت كننده تنها با شنيدن مى باشد؟
ج3:  گوش دادن به غيبت حرام است اگر راضى باشد كه غيبت كننده غيبت آن را بنمايد.
س4:  آيا دشنام دادن و لعنت كردن و يا غيبت كردن مخالف و يا ناصبى جايز است؟
ج4:  سزاوار نيست كه مؤمن دشنام دهنده باشد، و در غيبت مردم سخن بگويد خصوصاً كه فتنه و يا مشكله بيافريند.
س5:  اگر من و شخص ديگر آگاهى به تصرفات يك نفر داريم آيا بر ما جايز است كه تصرفات آن را بگوئيم و انتقاد كنيم و يا بگوئيم چرا فلان تصرف را مى كند و اين گفتن ما ميان خودمان هست و كسى از آن آگاه نمى شود، آيا اين غيبت حساب مى شود يا نه و آيا آن جايز است و يا جايز نيست؟
ج5:  اگر به قصد خورده گيرى و عيب گرفتن و بدگوئى كردن بر او نباشد بلكه فقط بيان تصرف بد و نادرست بودن عمل باشد عيب ندارد.
س6:  غيبت چيست و آيا گفتن حكايت از آنچه رويداده است از غيبت حساب مى شود؟
ج6:  غيبت خورده گرفتن بر مؤمن و عيب گرفتن بر او در نبودن آن در حضور است و اگر گفتن رويداد به قصد خورده گرفتن بر او باشد آنوقت از غيبت مى شود و اگر با اين قصد نباشد غيبت نمى شود، و چنانچه از گفتن آن رويداد هتك حرمت مؤمن باشد بدون اينكه قصد خورده گيرى داشته باشد باز هم حرام مى باشد گرچه غيبت نيست، و بهتر براى مؤمن اينست: كه از گفتار درباره اى ديگران تا حدّ امكان خوددارى كند، زيرا كه اين از جاهاى امتحان و فتنه مى باشد.
س7:  كسى كه اعمال مستحبّى را به جا مى آورد و حاضر نيست كسى آن را ببيند و يا آن را به ديگران بگويد ولى شخص ديگرى آن را به ديگران مى گويد آيا اين غيبت حساب مى شود يا نه چون آن شخص اجازه نمى دهد كه به ديگران نقل كنند؟
ج7:  اين از غيبت حرام نيست بلى اگر شخصى از عمل آن آگاه شود و او از آن پنهان دارد و شرط كند بر آن كه فاش نكند آنوقت جايز نيست كه سّر آن را آشكار كند چون امانات مجلسها بايد حفظ شود؟ نه به خاطر اينكه آن از لحاظ غيبت حرام است.
س8:  آيا گوش دادن به غيبت به قصد اينكه سخن آن را ردّ كند يكى از جايز كنندگان شنيدن غيبت مى باشد يا نه؟
ج8:  گوش دادن به نيّت اينكه آن را ردّ كند در جايز بودن آن اشكال نيست و خداوند متعال عالم و نگهدارنده است.
س9:  آيا غيبت زن مكشّفه (بى حجاب) جايز است و آيا او فاسقه است با اينكه نماز مى خواند و روزه مى گيرد؟
ج9:  بلى آن از اهل فسق است و غيبتش جايز است چون آشكار مى كند فسق خود را.

«« « 1 » »»