: جستجو

(چيزهايی که سفر را می شکند)

س1:  اگر به بصره مسافرت كنم و زمان رفتن و آمدنم يك روز باشد و وقت آنجا ماندنم هشت روز شود، در صورتى كه من در كربلا شوهر كرده ام آيا حكم نماز و روزه اى من چگونه مى باشد؟
ج1:  واجب است كه نماز را شكسته و روزه را افطار نمائى.
س2:  زنى كه در كربلا ازدواج كرده است و بستگانش در نجف اشرف مى باشد اگر به نزد خاندانش مسافرت كند آيا حكم نماز و روزه اش چگونه مى باشد؟
ج2:  واجب است كه نمازش را شكسته بخواند و روزه اش را بخورد، مگر اينكه قصد جدّى كند كه ده روز در پيش خانواده اش بماند.
س3:  اگر مكلّف از شهر خودش به شهر ديگرى مسافرت كند و قصد ماندن ده روز را نمايد و وقت ظهر برسد آيا اين روز از روزهاى ده روز مى باشد و آيا نماز ظهر آن روز را تمام مى خواند و يا شكسته مى خواند.
ج3:  آرى، همان روز از روزهاى ده روز حساب مى شود در صورتى كه در نيت آن ده روز را با ظهر روز يازدهم تمام كند پس واجب مى شود بر آن كه نماز ظهر روز اول را تمام بخواند. چنانچه قصد اقامه را با نيّت ماندن تا ظهر روز يازدهم تمام كند و اگر تمام نكند بايد شكسته بخواند.
س4:  اگر كارمندى در محلى كه از وطنش به اندازه اى مسافت شرعى دور مى باشد به مدت يك سال و يا بيشتر در آنجا كار مى كند و در روزهاى پنجشنبه و جمعه و يا در هر روز به وطنش مسافرت مى كند، آيا حكم نماز و روزه اش چگونه مى باشد؟
ج4:  اگر طول مسافت هشت فرسخ باشد و در هفته دو بار مسافرت به وطنش نمايد همانطورى كه در فرض اول آمده است آنوقت نمازش را در راه شكسته مى خواند و در محل كار و وطنش تمام مى خواند. اما اگر هر روز مسافرت به وطنش نمايد همانطورى كه فرض دوم اين چنين است نمازش را در راه و محل كار و وطنش تمام مى خواند، ولى اگر ده روز در وطن و يا محل اقامتش بماند گرچه از پيش قصد ماندن نداشته باشد بايد در مسافرت اول در راه قصر نمايد سپس حكمش در راه و وطن و محل كارش تمام است.
س5:  اگر شخصى محلّى را به مدت دو سال و يا بيشتر براى كار كردن و يا درس گفتن و يا براى استراحت محل سكونت قرار دهد آيا آنجا در حكم وطن مى باشد كه نمازش را تمام خواهد خواند و روزه اش را خواهد گرفت؟
ج5:  آرى در حكم وطن است همانطورى كه در رساله مان (منهاج الصالحين) گفته ايم.
س6:  كسى كه در ايام تعطيلات به منطقه اى كه كار مى كند مى رود وظيفه آن نسبت به نماز و روزه اش چيست، و آيا فرقى ميان جائى كه محل نشيمن آن و ميان جائى كه فقط محل شغلش مى باشد هست يا نه؟
ج6:  اگر محل شغلش جائى باشد كه مقرّ نشيمن او است نماز را در آنجا تمام مى خواند و روزه را مى گيرد اگر در ايام تعطيلات كوتاه بدانجا برود، و اما اگر تعطيلات او طولانى باشد احتياط آنست كه ميان قصر و اتمام روزه و قضاى آن جمع نمايد، ولى اگر محل سكونتش نباشد بلكه كارش در آنجاست كه بر مى گردد به نزد اهل و عيالش وظيفه اى آن افطار و قصر كردن است اگر تنها ايام تعطيلات به آنجا مى رود.
س7:  حكم دخترى كه ازدواج كرده است آيا شهر اهلش در وطن بودن او باقى مى ماند؟
ج7:  بر او وطن باقى نمى ماند، مگر اينكه وضع حالش جورى باشد كه اعراض از شهر اهلش ننمايد، و ظاهر سؤال مى رساند كه از اين فرض خارج است.
س8:  بيشتر اهالى فاو به جهت تبعات جنگ وطن خودشان را ترك كرده اند و اكنون در آنجا زمين و باغاتى دارند و محلّ تولدشان مى باشد وليكن در آنجا سكونت ندارند، آيا براى انجام برخى از كارها مى آيند (مانند مراجعه به اداراتى كه با آنها سروكار دارند) آيا آنجا وطن حساب مى شود؟ در صورتى كه قصد برگشتن دوباره به آنجا را ندارند يا به لحاظ اينكه رغبت چندان ندارند و يا امكانات دوباره ساختمان بنا كردن را ندارند، آيا با اين وضع سفرشان به آنجا عبور از وطن صدق مى كند و از قطع كنندگان سفر حساب مى شود يا نه؟
ج8:  ظاهر تعريف اين وضع اين است كه از وطن اصلى خودشان اعراض كرده اند و با اين وصف قصر كردن واجب مى شود.

«« « 1 » »»