: جستجو

(نيابت)

س1:  آيا اجير شدن به مستحبات از طرف زنده جايز است؟
ج1:  آرى اجير شدن در آن چيزهائى كه نيابت آن شرعى است از مستحبات همانند نماز و روزه و حج و صدقه و زيارت و خواندن قرآن جايز است امّا در غير از اينها نمى شود مگر به رجاء مشروعيت همانطورى كه در رساله علميّه اى منهاج الصالحين گفته ايم.
س2:  زنى كه هميشه نماز مى خواند و روزه مى گرفت، ولى از زمانى كه به مرض اعصاب مبتلا شد و شعورش را از دست داده نماز و روزه را قطع كرد و اكنون بدان حالت وفات كرده است آيا قضاى نماز و روزه بر آن واجب است؟
ج2:  قضا بر او و بر ورثه اش اگر شعورش را از دست داده بود واجب نيست و خداوند سبحان عالم است.
س3:  ـ يكى از مؤمنين قرآن مجيد را ختم كرد، و مى خواهد خواندنش را به پدر و مادرش هديّه كند آيا در اين خصوص روش معيّنى و يا سخنان مخصوصى براى هديه كردن هست؟ و آيا اهداء نمودن پيش از خواندن است و يا بعد از خواندن تمام قرآن كريم است؟ و آيا نيّت به تنهائى كفايت مى كند بدون اينكه به زبان آورى يا نه؟
ج3:  نيّت به تنهائى كفايت مى كند و هديه كردن پس از خواندن كامل است، بلى ممكن است موقع شروع كردن به خواندن از طرف ديگرى نايب بشود.
س4:  اگر به آن پير شكسته بگوئى كه وقت نماز شده متوجه مى شود و پا مى شود به نماز خواندن و وضو و نماز را بطور صحيح بجا نمى آورد آيا از آن نماز ساقط است يا اينكه بر پسر بزرگ واجب است كه بعد از وفات آن نمازهاى آن را قضا نمايد؟
ج4:  اگر بى بند و بارى نكند بر او و بر ولىّ او قضا واجب نيست.
س5:  حكم كسى كه به سن ضعف پيرى رسيده است (خرف شده) آيا از آن نماز در حال حياتش ساقط است و بعد از وفاتش بر پسر بزرگ قضاى آنكه از پدرش فوت شده واجب است؟
ج5:  اگر نماز را تشخيص ندهد نماز بر او و قضايش بر او و بر ولىّ او واجب نيست.
س6:  اگر پدر بميرد و در تمامى دوران زندگيش نماز نخوانده و شرابخوار هم بوده و گناهان كبيره را مى كرد، آيا بر پسرش واجب است كه قضاى آنكه از آن فوت شده از نماز و روزه بجا بياورد؟
ج6:  اگر پدر در صدد قضا كردن نبود و بدين حال مرده است بر پسر واجب نيست قضاهاى آن را بجا بياورد.
س7:  بر ولىّ ميّت قضاى آنكه از پدر فوت شده از نماز و روزه واجب است اگر براى ميّت دو نفر ولى بود شريك مى شوند و اگر يكى بجا آورد از ديگرى ساقط مى شود پس اگر براى ميّت دو تا ولىّ باشد و دو ماه نماز قضاء براى ميّت بوده باشد، اوّلى از آنها يك ماه قضا را بجا آورد ولى دوّمى بجا نياورد آيا براى اوّلى باز هم واجب است قضاى يك ماه ديگر را هم كه آن دوّمى بجا نياورده بياورد.
ج7:  بلى واجب است بر آن قضاى ماه ديگر را هم بياورد زيرا كه آن واجب كفائى است.
س8:  آيا فروختن ثواب مستحبّها همانند خواندن قرآن و زيارت امام معصوم (عليهم السلام) و غير از اينها بر زنده ها جايز است؟ مثل اينكه در حال زندگى يك صاحب مالى از او پول مى گيرد كه ثواب فلان عمل را به او بدهد، آيا براى صاحب مال ثواب آن عمل عايد مى شود و آيا شرط است كه صاحب مال خودش عاجز باشد از اتيان عمل يا نه؟ و يا اينكه اين كار فقط براى مرده ها سودمند است؟
ج8:  آرى دادن و اهداء ثواب و اخذ مال در برابر آن جايز است.
س9:  مجتهدها (خداوند خفظشان بفرمايد) در رقمهاى حبوة (آنكه به پسر بزرگتر مى رسد) اختلاف دارند آيا اين بر طبق تقليد شخصى كه وفات نموده است و يا بر طبق تقليد ورثه است، و اگر ورثه ها در تقليدشان اختلاف داشته باشند آيا مطابق تقليد فرزند بزرگ رفتار مى نمايند؟
ج9:  حكم تابع تقليد ورثه است و در صورت اختلاف تقليدشان لازم است كه مصالحه نمايند و يا به حاكم شرع براى فيصله دادن به نزاع مراجعه نمايند.
س10:  با نبود پسر آيا قضاء نماز و روزه پدر فوت شده بر دختر واجب نيست؟
ج10:  بلى قضا بر زن واجب نيست.
س11:  منظور از فرزند بزرگتر آيا پسر است و يا دختر را هم شامل مى شود اگر دختر بزرگتر از پسر باشد آيا بر پسر قضاى آنكه از پدرش فوت شده واجب است.
ج11:  بلى واجب است. چون مقصود از فرزند بزرگتر پسر بزرگتر است ولى درنظر ما قضاء بر تمام ورثه هاى پسر واجب است. تنها بر اولاد و تنها بر بزرگتر واجب نيست.
س12:  شخصى كه وفات كرده است مقدارى مال از خود گذاشته و داراى فرزندان پسر و دختر مى باشد روزه و نماز قضاء هم دارد، و به لحاظ اينكه پسر بزرگش فاسق است و نمى خواهد قضاى آنكه از پدرش فوت شده بجا بياورد، آيا جايز است از سهم آن بدون اجازه اى آن برداشته شود و نماز و روزه پدرش اجاره گردد، و در صورتى كه جايز نباشد چگونه ذمّه اى پدر فارغ مى شود؟
ج12:  بدون اجازه اى آن برداشتن از مالش جايز نيست، و در نزد ما به بقيّه ورثه پسر واجب است كه قضاء را بجا آورند و اگر آنها هم معصيت كنند بجا نياورند ذمّه ميت فارغ نمى شود و او مسئول است چون با وصيت كردن و مثل آن محكم كارى نكرده است.
س13:  برادران من غذا آماده مى كنند و مردم را دعوت مى كنند تا از غذا به ثواب پدرم بخورند و به آشنايان و دوستان و فاميلهايشان احسان مى نمايند و من و مادرم نمى توانيم در اين امر مداخله كنيم و اين به جهت اين است كه من به سهم خودم طمع دارم، و آنچه را كه احسان مى كنند به نيابت از پدرم حلال مى كنم و امّا آنچه درباره اى خودشان و اهل و عيالشان خرج مى كنند و زياده روى مى نمايند من حلال نمى كنم آيا اين از حق من است يا نه؟ زيرا كه من در عمل آنها عدالت نمى بينم، ولى از ترس آنها نمى توانم آشكارا عدم رضايتم را اظهار كنم، و آيا پدر من از اين احسانها و مهمانيها و يا از مجالس روضه خوانى امام حسين (عليه السلام) (روحم فدايش باد) كه هر هفته در منزل ما مى شود ثواب مى برد؟
ج13:  اگر احسان به خاطر خدا (قربة الى الله) و به صورت غير حرام باشد ثوابش به پدرت عايد مى شود ان شاءالله تعالى ولى اگر به جهت خودنمائى و يا به طريقه اى حرام باشد در آن ثوابى نمى باشد.
س14:  آيا خواندن قرآن و دادن صدقه ها (خيرات) بر فقراء و يتيم ها به نيّت ثواب به مردگان بر آنها خوانده مى شود ثواب مى رسد، و آيا ثواب يا نيكى ها به حسنات آنها مى افزايد، و آيا دعاهائى كه به قصد ثواب بر آنها حساب مى شود بر آنها يا نه؟ با توجه به اينكه مرده (مادر) است و نوشتن و خواندن بلد نيست، همواره نماز و روزه اش را با آن مرض مزمن بجا مى آورد؟
ج14:  آرى ثوابهاى عملهاى ذكر شده به او مى رسد.

«« « 1 » »»