: جستجو

(وقتهاى نمازهاى روزانه و نافه هاى آنها)

س1:  وقتى كه در شهرى باشم كه آفتاب در آنجا در يك روز نيم ساعت طلوع مى كند ترتيب نمازها چگونه مى باشد و تكليف روزه چطور است؟
ج1:  امّا نماز ظهر و عصر با گذشتن آفتاب از دائره نصف نهار كه آن زوال است واجب مى شود و اما نماز مغرب و عشاء با غروب آفتاب واجب مى شود، و اگر سفيدى كه در طرف خاور است، پس از غايب شدن آفتاب بر طرف گردد در اين صورت وقت آن تا نيمه شب گسترده مى گردد گرچه به درازا بكشد و نماز صبح با آشكار شدن آن بعد از غايب شدن واجب مى شود و وقت آن تا طلوع آفتاب امتداد پيدا مى كند.
و اگر سفيدى مزبور غايب نگردد احتياط وجوبى اينست كه عجله كند به خواندن نماز مغرب و عشاء و خيلى از غروب آفتاب فاصله ندهد و نماز صبح را به تأخير بياندازد و نزديكى طلوع آفتاب بخواند و زياد از طلوع آفتاب جلوتر نخواند، و امّا روزه با ناپديد شدن روشنايى پس از غروب آفتاب با آشكار شدن روشنائى شروع مى شود و با غروب آفتاب تمام مى شود و احتياط استحبابى اينست كه تا زوال حمره شرقيّه روزه را ادامه دهد. و اما در صورت ناپديد نشدن روشنى، شرعى بودن روزه مشكل است احتياط اينست كه در وقت پديد شدن روشنى در نزديكترين منطقه از مكان مكلف امساك نمايد و آن را به هنگام غروب آفتاب در مكان خودش به پايان برساند.
س2:  تفاوت زمانى ميان طلوع صبح دروغين و صبح راستين گرچه به صورت تقريبى باشد چه اندازه است آيا ربع ساعت است و يا يك سوم ساعت است؟
ج2:  براى آن اندازه شرعى نيست بلكه آن در اثر تجربه و تلاش بيشتر بدست مى آيد كه آنهم در زمان ما غالباً ميسور نيست زيرا كه چراغهاى برقى مانع از تشخيص صبح صادق در اول طلوعش مى باشد تا چه رسد به صبح كاذب.
س3:  شخصى نماز خود را در وقتش به قصد تقيّه نمى خواند در صورتى كه يقين دارد كه برخى وقتها نمازش به قضا مى رود.
ج3:  اگر مى ترسد به جانش ضرر برسد از نماز خواندن در اول وقت آنوقت جايز است كه نمازش را به تأخير بياندازد، ولى براى او لازم است كه در صورت امكان نمازش را اداء بخواند و اما اگر ممكن باشد كه نمازش را موافق مذهبهاى ديگر بخواند جايز است بر او بلكه واجب است بر او كه اينطور كند تا از ترك نمودن نماز در وقتش فرار نمايد.
س4:  آيا در شناخت طلوع خورشيد و غروب آن مى توان به دستگاههاى تلويزيون اعتماد كرد؟
ج4:  اگر يقين بياوريد مى شود اعتماد كرد، ولى تلويزيون اگر راست هم بگويد همانا او از منطقه مخصوصى همانند بغداد خبر مى دهد و از تمامى شهرها خبر نمى دهد.
س5:  وقت فضيلت نماز ظهر از كى شروع مى شود و كى تمام مى شود و همچنين وقت فضيلت نماز عصر از كى آغاز مى شود و كى پايان مى يابد؟
ج5:  وقت فضيلت نماز ظهر از اول برگشتن آفتاب است تا اينكه سايه انسان به دو قدم برسد (دو هفتم شاخص) و فضيلت نماز عصر از پايان فضيلت ظهر تا رسيدن سايه انسان به چهار قدم (چهار هفتم شاخص) و ما در رساله منهاج الصالحين گفتيم كه يقين كردن به وقتهاى فضيلت براى ما ممكن نيست، و همانا خوب است كه اين عمل را باميد اينكه مطلوب خدا باشد انجام دهيم به خاطر مراعات احتمال هائى كه بعيد است.
س6:  آيا واجب است در نماز مغرب بعد از نهان شدن قرص آفتاب در حدود 30 دقيقه صبر كرد و بعد نماز مغرب را خواند و اين صبر كردن را به رفتن سرخى مشرق از بالاى سر نام مى برند و يا اينكه مستحب است؟
ج6:  واجب نيست صبر كردن با دانستن اينكه آفتاب غروب كرده است بلكه مستحب است كمى منتظر بودن به اندازه اى كه نزديك رفتن سرخى مشرقيّه باشد و با شك نمودن كه قرص آفتاب غروب كرده يا نه واجب است انسان صبر كند تا يقين به غروب آفتاب نمايد.
س7:  ما در بعض مملكت هاى غربى كار مى كنيم و گاهى وقت نماز مى رسد و ما در سر كار هستيم آيا جايز است از وقت كار براى نماز خواندن استفاده كنيم با علم به اينكه نماز خواندن، كار ما را متوقف نمى كند، و در صورتى كه كار را متوقف كند آيا جايز است و نماز خواندن صحيح است و آيا اجازه گرفتن از مسئول لازم است؟
ج7:  اگر نماز خواندن به جريان كار تأثير نگذارد اشكال ندارد، اما اگر تأثير گذارد نماز صحيح است مگر اينكه صاحب كار مسلمان باشد و حرمت مال داشته باشد، آرى براى مؤمنان سزاوار نيست كه آنها را بدون انضباط و قانون شكن بشناسند همانطورى كه در اين باره در رساله اى كه براى برادرانى كه در غرب زندگى مى كنند نوشته ايم به تفصيل سخن گفته ايم.
س8:  آيا نماز خواندن در موقع غروب و طلوع آفتاب و يا در وقت زوال آفتاب جايز است؟ و چگونه است صحيح بودن اين حديث (مكروه است نماز به هنگام طلوع آفتاب و غروب آن زيرا كه آفتاب از ميان دو شاخ شيطان طلوع مى كند و ميان دو شاخ آن غروب مى كند؟
ج8:  اين مسأله ميان فقهاء اختلافى است و در نزد ما ثابت نشده است كه نماز خواندن در آنوقتها كراهت داشته باشد.
س9:  در برخى از شهرهاى نرويژ ( نرويج )، شب بكلّى از بين مى رود ( از ماه تموز تا نيمه ماه آب) و تمامى شبانه روز همه اش روز مى باشد، آنوقت حكم روزه اگر ماه رمضان به آنوقت بيافتد چيست؟ و همچنين حكم وقتهاى نماز چگونه است؟
ج9:  ظاهر اينست كه وقت نماز ظهر و عصر با منحرف شدن آفتاب از دايره نصف نهار در آخر ارتفاعش ضمن دائره برآمدن آفتاب است كه بر افق محيط است، پس واجب است نماز ظهر و عصر را بجا بياورد همانطورى كه احتياط وجوبى آنست كه بقيّه نمازها را به اميد مطلوب بودن در نزد خداوند بجا بياورد در حالى كه مردد باشد ميان اينكه اداء نماز اين روز باشد و يا قضاى روز گذشته باشد. و اگر منظور از نبودن شب غايب نشدن آفتاب باشد احتياط وجوبى اينست كه نماز مغرب و عشاء را پس از داخل شدن آفتاب در نيمه دائره پائين تر و نماز صبح را پيش از خارج شدن آن از نيمه مذكور بخواند. و اگر مراد از نبودن شب نرفتن روشنى باشد آن روشنى كه در طلوع نمودن صبح كفايت مى كند با وجود اينكه آفتابى در افق نمى باشد آنوقت احتياط وجوبى اينست كه نماز مغرب و عشاء را پس از غايب شدن آفتاب در افق و پيش از رسيدن به دائره نيمه شب در نهايت نازل شدنش در افق بخواند، و نماز صبح را پيش از ظاهر شدن آفتاب در افق و پس از قوى بودن نور صبح بجا بياورد.
و امّا روزه: اگر ماه رمضان مصادف گردد با آن ايّامى كه ذكر شده روزه گرفتن به نيّت اداء، شرعى بودنش مشكل است خواه آفتاب اصلاً غروب نكند و يا اينكه غايب شود ولى از غايب شدنش تاريكى حاصل نشود كه پس از آن روشنى صبح پديد مى آيد بلكه روشنى شفق به روشنى صبح آميخته شود. بدون اينكه تشخيص داده بشوند، در اين صورت معين مى شود كه در فصلهائى كه شب از روز تشخيص داده مى شود و صبح پس از شدت تاريكى شب طلوع كند روزه را قضاء نمايد.
و در اينطور شهرها همانطورى كه يكسره روزه مى شود همچنين بعد از زمانى آن يكسره شب مى شود و در اين مدت ديگر وقتى براى نمازها حتّى براى نماز ظهر و عصر نمى شود پس لازم است در اين موقع كه نمازهاى پنجگانه را به نيّتى كه جلوتر گفتيم بياورد و تقسيم كند بر آنچه مناسب است آن نماز از موقعيّت آفتاب از دائره افق و اين مطلب با فكر كردن روشن مى شود، امّا روزه اداء بجا آوردن آن شرعى نيست بلكه لازم است كه قضاى آن را در وقتى كه جلوتر گفتيم از فصلهاى سال بجا بياورد.
س10:  آيا براى مكلفى كه تنها نماز مى خواند نماز مغرب و عشاء را پشت سر هم خواندن بهتر است و يا نماز عشاء را به تأخير بياندازد و در اول وقت فضيلتش بخواند بهتر است.
ج10:  بعيد نيست كه خواندن نماز عشاء بعد از غايب شدن سرخى از طرف مغرب بهتر باشد.
س11:  كسى كه نمى تواند داخل شدن وقت و خارج شدن آن را بدست آورد چگونه نماز بخواند؟
ج11:  اگر مى تواند يقين به داخل شدن وقت را به دست بياورد واجب است و در صورت ممكن نبودن آن نماز را مى خواند ولى نيّت اداء و قضا نمى كند.
س12:  معروف اينست كه وقت فضيلت عصر كه ميان زوال آفتاب تا دو برابر بودن شاخص است اگر وقت فضيلت تمام شود و مؤمنى نماز فريضه و نافله اش را نخوانده باشد آيا جايز است بر او كه اول نافله عصر را بجا بياورد و بعد فريضه را و يا اينكه واجب است نماز عصر را بخواند.
ج12:  جايز است بر او به عنوان قضا نافله را پيش از فريضه بخواند ولى بهتر است كه نماز عصر را مقدّم بدارد.
س13:  آيا جايز است كه انسان نافله ها را جمع كند و در وقت ديگرى بخواند يعنى هشت ركعت نافله ظهر قبل از ظهر را و هشت ركعت نافله عصر قبل از عصر را نگه دارد و بعد از اداء نماز عشا و نافله اش همه آنها را بخواند، و آيا جايز است نافله ظهر را بعد از نماز ظهر و نافله عصر را بعد از نماز عصر قبل از نماز مغرب بخواند يا نه؟
ج13:  بلى خواندن نافله ها در وقتهائى كه ذكر شد جايز است وليكن اداء نمى شود بلكه قضاء مى باشد.
س14:  در نزد شيعه دليل بر يكجا خواندن نمازها (مانند ظهر و عصر) چيست؟ آيا جمع كردن افضل است يا جدا خواندن فضيلتش بيشتر است؟
ج14:  شيعه اهل بيت (عليهم السلام) احتياج ندارد دليلى بر جايز بودن پشت سر هم خواندن نمازها بياورند بلكه آنكه مانع از جايز بودن جمع نمازهاست بايد دليل بياورد زيرا كه در قرآن مجيد چيزى وجود ندارد كه دلالت بر عدم جوار جمع كردن باشد و همچنين در اخبارى كه بر صحت آنها مسلمانان متفق هستند دلالت بر جايز نبودن يكجا خواندن نمازها نمايد ندارد، بلكه اخبار شيعه از امامان خودشان از اهل بيت (عليهم السلام) بر جايز بودن جمع بين نمازها به حد تواتر رسيده است و آنان ثقل اصغرى هستند كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)امّت خودش را امر كرده است كه به آنان با معيّت قرآن رجوع نمايند، همانطورى كه قسمتى از اخبار جمهور در صحاح آنها يافته مى شود شهادت به جواز جمع نمودن نمازها مى دهد، و همانا پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) دو نماز را پشت سر هم خواند در صورتى كه نه در سفر بود و نه باران مى باريد، به ابن عباس گفته شد حضرتش از اين چه اراده كرده است گفت اراده فرموده است كه امّتش در حرج و مشقت نباشند. روايت كرده آن را مسلم و روايت كرده پنج نفر صحابى كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدينه هفت بار و هشت بار ظهر و عصر و مغرب و عشاء را پشت سر هم خواند (به كتاب التاج الجامع للأصول من احاديث الرسول جزء اول ص 321 مراجعه نمائيد و در آنجا روايات ديگرى هم هست به مصادر آن مراجعه شود، و من نمى دانم پس از اين همه دليلها چگونه شيعه به دليل آوردن بر جواز جمع نمودن دو نماز وادار مى نمايند، آرى مشهور ميان شيعه اينست كه افضل فاصله انداختن بين دو نماز است همانطورى كه اين را در كتابهاى فقهى خودشان با صراحت گفته اند، و عمل شيعه بر جمع نمودن نيست مگر به جهت آسانى چونكه خداوند متعال دوست دارد كه بنده اش در رخصتهائى كه داده است عبادت كند همانطورى كه دوست دارد در واجباتش (فريضه ها) عبادت نمايد و اين مضمون خبرى است كه در اين خصوص روايت شده است و شيعه در دفاع از نظريّه خود كتابهاى بسيار نوشته است به طورى كه شخص منصف را كفايت مى كند و خداوند سبحان است كه توفيق عطا مى فرمايد.

«« « 1 » »»