: جستجو

(نجاسات)

س1:  عرق جنب زمانى كه از شخص زناكار به شخص ديگرى بواسطه مصافحه برخورد نمود آيا با اين دوّمى نماز خواندن صحيح است و يا اينكه بايد آن را بشويد؟
ج1:  شستن آن بر دوّمى واجب نيست چون آن پاك است ولى احتياط وجوبى اينست كه با آن قبل از شستن نماز نخواند.
س2:  آيا نفت و قي از نجاسات است؟
ج2:  از نجاسات نيستند.
س3:  آيا كودك به هنگام تولّدش پاك است؟
ج3:  بلى پاك است مگر با نجاست ملاقات كند مثل اينكه در حين تولد خون آلود شود.
س4:  آيا نخط (آبى كه جنين را در رحم مادر احاطه مى كند) اگر در حين وضع حمل بيايد پاك است؟
ج4:  پاك است مگر با خونى كه در وقت زايمان بيرون مى آيد برخورد كند.
س5:  اسماعيليّه يا (بهره) آيا بر كفر و نجاست آنها حكم مى شود يا نه؟
ج5:  در حق آنان همان تفصيلى كه درباره ناصبى ها گفتيم جارى مى شود (جواب 135)
س6:  مقصود از عرق جنب چيست؟
ج6:  آن عرقى است كه براى شخص بعد از جنب شدن تا موقع غسل كردن حاصل مى شود.
س7:  در كشورهاى اسلامى چيز روانى هست ـ ماء الشعير ناميده مى شود ـ ولى مست كننده نيست آيا آن پاك و خوردنش جايز است يا نه؟
ج7:  بلى آن پاك و آشاميدن آن حلال است. آرى آب جو (فقّاع) نجس و خوردنش حرام است و آنهم از آب جو است وليكن به آن بيره گويند و آن داراى الكل كمى است كه مرتبه ضعيف مست كنندگى را دارد.
س8:  معيار در مست كننده بودن چيست؟
ج8:  هر مست كننده حرام و نجس است و مست كنندگى امر عرفى است كه بواسطه استعمال شراب به بيشتر مردم عارض مى شود و در جه ضعيف از آن كفايت در حرمت و نجاست مى كند.
س9:  منشأهاى اوّلى براى الكل چندين نوع است يكى از آنها چوب و يكى پرتغال ـ نوع خاصّ از آنها ـ و سرچشمه هاى ديگرى كه روان هستند، آيا ممكن است دواها و عطرهائى كه به آنها الكل مى زنند بگوئيم كه پاك است، زيرا كه نمى دانيم آن الكل از چه منشأيى ساخته شده است؟
ج9:  منشاء اثرى ندارد مهمّ همانا مست كننده و روان بودن آن در اصل است، بلى اگر نوعى از الكل ها جامد باشد به هنگامى كه مست مى كند آنوقت نجس نمى شود و اگر بخودى خود روان شود و يا بواسطه قاطى كردن چيزى روان گردد نجس نمى شود، گرچه بعد از روان شدن هم مست كننده باشد.
س10:  حكم جنابعالى به نجاست تمامى انواع آلكل آيا از قسم شبهه حكميّه است و يا از شبهه موضوعيّه مى باشد، به عبارت ديگر اگر مكلف اعتقاد كند به مست كننده نبودن بعض انواع آلكل آنوقت حكمش چيست؟
ج10:  شبهه موضوعى است و هر كسى كه در نزد او مست كننده بودن بعض اقسام آن ثابت نگردد جايز است بر او بنا به پاكى آن بگذارد، بلى احتياط براى او خوب است مخصوصاً اگر به اعضاء وضو و غسل اصابت كرده باشد زيرا كه اگر در زمانهاى بعد نجس بودن آن معلوم شد آنوقت باطل بودن طهارت و نمازش محرز مى گردد و خداوند سبحان عالم است.
س11:  فقهاء شب پره را از قسم پرنده ها شمرده اند در صورتى كه ما مى دانيم كه خفاش پرنده نيست بلكه حيوان شيردهى است كه مى زايد و تخم نمى گذارد، در صورتى كه پرنده ها تخم مى گذارند و او به كوچكهايش بر خلاف پرنده ها شير مى دهد، بدنش با مو و بعضى ها با حرير پوشيده شده است در صورتى كه اجسام پرنده ها با پر پوشيده شده است. و در خاتمه خفاش بر او موضوع پرنده منطبق نمى شود گرچه پرواز مى كند زيرا كه پرواز كردن تنها از آن پرنده ها نيست بلكه سنجابها و مارها و ميمون ها هم پرواز مى كنند و ممكن نيست بر آن پرنده گفته شود (چون پرنده بر آن حيوانهائى گفته مى شود كه تمامى خصوصيتهاى پرنده را داشته باشد)؟ و پس از آنكه تشخيص داديم موضوع را كه آن پرنده نيست آيا حكم تفاوت نمى كند و بنابراين كه حيوانى كه خوردنش جايز نيست نجس مى باشد در اينجا هم حكم به نجس بودن بول و فضله آن بنمائيم زيرا كه آن از عنوان پرنده بودن خارج مى گردد، همانطورى كه در صحيحه عبدالله بن سنان آمده است (اغسل ثوبك من ابوال ما لا يؤكل لحمه)لباست را از بول حيوانى كه گوشتش خوردنى نيست بشور؟
ج11:  آنكه از دليل استفاده مى شود موضوع پاكى آن است كه به آن در عرف پرنده گفته شود و شب پره داخل در عنوان پرنده است و موضوع پاكى حيوانى نيست كه به آن خصوصيتهاى پرنده از نظر علمى ثابت شود تا اينكه خفاش از آن خارج شود علاوه بر اين از بعض دليلهاى معتبر پاكى بول شب پره بالخصوص فهميده مى شود سواى از آن دليلهائى كه دلالت بر پاكى فضله هاى پرنده ها مى نمايد.

«« « 1 » »»