: جستجو

(شرايط چيزى كه وقف مى شود)

س1:  زمين زراعى هست كه مساحت آن در حدود سى هزار متر ( 6 دونم ) است نصف آن وقف امام حسين (عليه السلام) است ولى ورّاث واقف به لحاظ طمعشان وقف را تغيير دادند و وقف بر اولاد نمودند سپس مشاع بودن آن را برطرف كردند و فروختند، با اينكه نصف آن زمين از اول موقوفه بود، و صيغه وقف به طور مشاع بوده و اكنون تمامى آن زمين به يكى از اشخاصى كه از صيغه وقف اوّلى اطلاع دارد رسيده است، و شروع كرده به طرز آن وقف اولى عمل نمايد و او اكنون مى خواهد آن را به زمين ديگرى كه اشكالات وقف را ندارد تبديل نمايد آيا صحيح است كه او: 1 ـ تمامى زمين را بفروشد و مشترى را آگاه كند كه نصف آن وقف است؟ 2 ـ پس از فروختن قطعى در اختيار آن شخص ديگر گذاشتن آيا محتاج به اذن حاكم شرعى مى باشد و در صورت احتياج به اجازه آيا حضرتعالى اجازه مى دهيد؟
ج1:  1 ـ نصف زمين ذكر شده ـ كه مشاع است ـ جايز نيست فروختن آن چونكه وقف است همانطورى كه عوض كردنش هم جايز نيست، بلكه آن امانت است در دست آن كسى كه در تصرف اوست، و جايز نيست دادن آن مگر به كسى كه مورد وثوق و امين است كه به امانت خيانت نمى كند، آن وقت فروختن زمين به او پس از اينكه او را در جريان بگذارى جايز مى باشد ولى بعد از مراجعه به حاكم شرعى مى توان فروخت.
2 ـ ما نمى توانيم اجازه بدهيم مگر بعد از اينكه به وضع زمين آشنا شويم و آن شخص را بشناسيم و از جميع خصوصيّات آگاه باشيم.
س2:  اينجا بنايى هست در كربلا كه من و شريكهايم آن را وقف كرده ام و آن را حسينيّه كرده ايم و من متوّلى آنجا هستم و همانطورى كه مى دانيد حسينيّه ها ويران شده و آنجا خالى مانده و جايى مهمل شده كه آشغال و نجاسات مى ريزند و محلّ تخلّى و مردارها شده ( اجلكم الله ) و همانطور كه مى دانيد اين وضع با حسينيّه بودن سازگار نمى باشد و موقعيت آن از سه طرف با بناها بسته است فقط از طرف جلو باز است، و من اقدام به كشيدن ديوار جلو نمودم و درى به آن گذاشتم تا اينكه نظافت و پاكى آن حفظ شود و برگشت آنجا مكان خلوت گرديد و از ديد مردم در امان شد و محلّى براى مفاسد و فسق و فجور و انحرافات اخلاقى گرديد و باز هم مردم جلو حسينيّه و از بالاى ديوار آشغالهايشان و نجاسات را بدانجا مى انداختند و جلوگيرى از مفاسد و كارهاى بد واجب است خواه در حسينيّه باشد و يا در جاى ديگر باشد و در حسينيه واجب تر است، و فقط باقى ماند راهى كه از نظر عقلى و شرعى مورد قبول است پس معين كردم به حسينيّه نگهبان و خادمى كه مسؤوليت حمايت و نگهدارى آنجا را از همه اين اعمال ناشايست به عهده بگيرد و او همّت ورزيد و ديگر از آن مفسده ها و كارهاى زشتى كه انجام مى شد خبرى نيست و آن محل از نجاسات هم پاك گرديد بلكه حتّى از جلو آنجا نجاسات برطرف شد، و از آن چيزهايى كه شك در آن نيست اينكه تعيين نگهبان از نظر عقلى بهتر است از اينكه آنجا را واگذارى تا محل مفاسد و نجاسات گردد، و به نظر ما راه حلّى غير از اين هم هست اميدواريم كه جواب سؤالات ذيل را بفرماييد: 1 ـ آيا در گرفتن و تعيين نگهبان و يا خادم اشكال و مسؤوليت شرعى هست در صورتى كه او مؤمن و متدين به حسب ظاهر است؟ و اگر به اجازه از حاكم شرع احتياج دارد ما از حضرتعالى در اين خصوص اجازه مى خواهيم. 2 ـ تعيين كردن نگهبان لازم گرفته است كه آنجا منزلى براى آن و خانواده اش درست كرد تا آنجا را اِشغال نمايد و اعلان باشد براى كسانى كه مى خواهند در آنجا فساد نمايند كه اينجا مسكونى است ديگر آن كارها را ننمايند و خالى ماندن آن لازم گرفته كه به حال گذشته برگردد؟ و چون مرد قسمتى از روز را براى كسب نمودن بيرون مى رود لذا لازم است كه خانواده اش در آنجا باشد، لذا اجازه دادم كه منزلى ساده در آن عرصه با دستشوئى ساخته شود، و اين بناء به زمين ضرر نمى رساند از جهت فنى و نه از جهت عملى بلكه از آن براى گذاشتن سيمان و بهره بردارى كاركنان در آينده استفاده مى شود و همانطورى كه مى دانيد نبود اينها لازم گرفته كه به حال گذشته برگردد؟ 3 ـ منزلى كه ساخته شده بام آن با بوريا و حصير پوشيده شده بود و آن جلو باران را به ساكنين آنجا نمى گرفت شخص نيكوكارى سقف آن را با چيزهايى كه جلو باران را بگيرد پوشانيد و آن چيزها را تابع حسينيّه نمود؟
ج2:  1 ـ مانعى از اين نيست و به تو اجازه مى دهيم و ماجور هستى انشاءالله تعالى.
2 ـ عيب ندارد و تو مجاز هستى در آن عملت اگر در آينده به وضع حسينيّه ضرر نرساند.
3 ـ اين عمل اشكالى ندارد و از خداوند متعال مى خواهيم كه به شما و به شخص مذكور توفيق عطا فرمايد و عمل هايتان را قبول نمايد.
س3:  آيا ممكن است پرداخت مبلغى به جهت دست بردارى كسى كه امين نيست از آن وقف، و پرداخت مبلغى كه تمام مى شود با آن تعمير آن براى فروش آن، و اين به جهت موقعيّت تجارى آن مى باشد؟
ج3:  جايز است اين امّا بايستى به متولّى وقف رجوع نمايد اگر باشد و امين باشد و گرنه بايستى به حاكم شرع مراجعه نمايد.
س4:  شخصى كه اكنون دستش را روى آن وقف گذاشته است به وقف بودن آن اقرار ندارد و احكام شرع را در خصوص وقف محترم نمى شمارد؟
ج4:  خريدن آن حتّى در آن حالت هم جايز نيست.
س5:  موقوفه در حال خراب شدن است بلكه اكنون خراب است و اميد فايده اى از ماندن آن در اين حالت نيست تكليف درباره آن چيست؟
ج5:  واجب است در حالت مذكور قرارداد استفاده از هم سطح بودن آن را ( مانند پاركينك نمودن را ) ببندند تا اينكه به حدّ امكان، وقف حفظ شود.
س6:  موقوفه از آن وقف هايى هست كه چاره نيست از فروختن آن زيرا كه آن به دست كسى رسيده است مى خواهد آن را اكنون بفروشد با اين راه كه ملكيت مشاع را از بين مى برد؟ ( در انحصار خود قرار دهد ) .
ج6:  فروختن آن در حالتى كه گفته شد جايز نيست و كسى كه آن را بگيرد مالك نمى شود بلكه در وقفيّت باقى مى ماند.
س7:  در مطب محلى را كه موقوفه بود در راستاى بازار سماوه خريده شد در حالى كه نمى دانستم آن را كه شايع است ميان مردم كه آنجا وقف است و فروشنده پولى را كه نزد او بود خرج كرده و آن پول بيشتر از يازده ميليون دينار است آيا جايز است كه من متولى آن موقوفه باشم پس از آباد كردن آن بتوانم آن مبلغ را تهيّه نمايم؟
ج7:  گرفتار شدن با آن مشكل ايجاب نمى كند كه تو متولى باشى بلى اگر حاكم شرع متولى وقف مذكور باشد ممكن است كه به او رجوع كنى تا جريان را وارسى نمايد.
س8:  در ميان عوام متعارف شده كه صندوقى در محل كارشان و خانه هايشان مى گذارند كه در آن نوشته شده در ثواب امام حسين (عليه السلام) و يا در ثواب غير از آن از امامان (عليهم السلام) است پس از گذشتن مدتى آن اموال را از صندوق درآورند آيا جايز است آن را در ساير راههاى احسان خرج نمايند و يا اينكه در مورد خاصّى بايد صرف شود؟
ج8:  اگر مقصود از انداختن مال در صندوق از ملك مالك خارج شدن باشد تا در مورد بخصوصى كه معين است بر آن خرج شود در جاى ديگر نمى توان خرج نمود.
س9:  نظر مبارك حضرتعالى چيست در خصوص كسى كه نزد آن باغى هست كه وقف شده است به احسان كردن به زوار امام حسين (عليه السلام) و براى برپا نمودن تعزيه امام حسين (عليه السلام) و آن شخص مهمانخانه ( مضيف ) دارد كه مخصوص است به خودش و فاميلهايش كه در بيشتر روزهاى سال در آنجا مجلس عزاى امام حسين (عليه السلام) برپا مى شود و از زوار امام حسين پذيرايى مى گردد آيا جايز است كه از عايدات آن باغ وقف، در تعميركارى مهمانپذير ( مضيف ) و خريدن لوازمات براى آن خرج نمود يا نه؟
ج9:  جايز نيست از وقف مذكور به تعمير مهمانپذير ( مضيف ) خرج نمود چون وقف مخصوص به زوار و براى برپا كردن مجالس عزا مى باشد.
س10:  نزد ما چند قطعه فرشى هست كه به عزاخانه هاى امام حسين (عليه السلام) در ده روز محرم فقط وقف شده است و تاريخ وقف آن بيش از يكصد سال است و لذا نشانه هاى تلف در آن قطعه ها ظاهر شده است و فرشها بافت ايران است، آيا جايز است فروختن اينها و خريدن عوض آنها گرچه در شمارش و مرغوبيّت نظير آنها نمى باشند زيرا كه آن نوع جنس تازه خيلى گران است و امكانات مالى من اجازه نمى دهد كه از همان جنس بگيرم آيا نظريّه حضرتعالى در اين باره چيست؟ خداوند تبارك و تعالى از ما و از مؤمنين به شما جزاى خير بدهد؟
ج10:  تا زمانى كه صلاحيّت استفاده كردن در آنچه به آن وقف شده است را دارد در آن استعمال مى شود، ولى اگر از صلاحيت افتاد و رسيد به حدّى كه استفاده كردن از آن فرشها مناسب عزادارى نباشد آن وقت مى توان عوض نمود گرچه در عدد هم كمتر باشد.
س11:  ملكى است كه منافع آن براى شمعهاى مرقد آقاى ما حضرت مسلم بن عقيل (عليه السلام) وقف شده است و اكنون با وجود برق احتياج به شمع نمى باشد آيا به كدامين جهت منافع آن ملك موقوفه صرف مى شود؟
ج11:  با منافع آن لامپها و شمعهاى برقى گرفته مى شود و در مرقد شريف گذاشته مى شود و آنها را به شخص امين مى سپارند.
س12:  اگر اين اموال موقوفه گوسفندانى باشند كه احتياج به خوراك و نگهدارنده داشته ( چوپانى ) كه حفظ كند آنها را و باقى بمانند، آيا جايز است فروختن قسمتى از آنها را براى نگهدارى قسمت ديگر از آنها يا نه؟
ج12:  بلى فروختن قسمتى از آنها براى خوراك و نگهدارى بقيّه جايز است.
س13:  نزد ما اموالى هست كه به خدمت كنندگان امام حسين (عليه السلام) در زيارت اربعين وقف شده است آيا جايز است آنها را در منطقه ما به ثواب امام حسين (عليه السلام)صرف نمود؟ چونكه ما توانايى نداريم كه آن را در كربلا صرف نماييم؟
ج13:  اگر از صرف كردن آن در كربلا به زوار امام حسين (عليه السلام) در زيارت اربعين معذور هستيد واجب است در صورت امكان در راه كربلا به زوّارى كه به زيارت اربعين مى روند صرف نماييد.
س14:  آيا جايز است برگردانيدن كتابها از غاصبها كه بدون ضرر باشد؟
ج14:  بلى جايز است بلكه آن كار خوبى هم مى باشد.
س15:  آيا در گذشته به بعضى از مؤمنين در منطقه فرماندارى اجازه داده ايد كه از كتابها نگهدارى نمايند و بخوانند؟
ج15:  از ما در گذشته اجازه براى حفظ كتابها صادر شد اما اكنون واجب است برگرداندن آن همانطورى كه در جواب سؤال سابق گفته شد.
س16:  آيا خواندن و مورد استفاده قرار دادن كتابهايى كه به كتابخانه حكيم (قدس سره)وقف شده است در فرماندارى قادسيّه است جايز است؟
ج16:  بكار بردن آنها و نگهداشتن آنها جايز نيست بلكه واجب است آنها به متوّلى فعلى برگردانده شود تا اينكه آن را نگهدارى نموده و به كتابخانه در وقت مناسب برگرداند.
س17:  اينجا زمينى هست كه مردم منطقه شهادت مى دهند كه اين زمين در گذشته باغ بود و وقف به حضرت زهرا (عليها السلام) و سادات كرام بود ولى دولت دست گذاشت بر آن و مدرسه ساخت، و در اين مدرسه از مدرسين مؤمنين خوب هستند كه مى خواهند تكليف شرعى خود را در اين مدرسه بدانند در صورتى كه نمى توانند به مدرسه ديگرى انتقال يابند زيرا كه دستور آنها با وزارت مى باشد؟ الف: حكم وضو و نماز در اين مدرسه چگونه است؟ ب: حكم بودن آنها و درس دادن آنها در آن مدرسه با اينكه چگونگى وقف را نمى دانند چيست؟
ج17:  الف ـ وضو و نمازشان صحيح است به شرط اينكه به آنچه بعداً خواهيم گفت عمل نمايند.
ب ـ چونكه ظاهر جريان اين است كه زمين وقف شده كه منفعتهاى آن در راه حضرت زهراء (عليها السلام) و سادات معصومين (عليهم السلام) خرج شود احتياط وجوبى اين است كه به اندازه چگونگى منفعت بردن آنها از زمين و مدت منفعت بردنشان با توافق حاكم شرع و يا نايب آن اجرت معين مى كنند و سپس آن را در بزرگداشت امر آنان : خرج مى نمايند كه روشنترين آن برپا نمودن مجالس عزاى آنهاست، و با اين مال همّت آنان با عملشان منفعت رساندن بر مؤمنين باشد تا اينكه اشغال كردن آنها زمينى را كه صدقه است از منفعتهاى صدقه هاى عمومى كه معلوم نيست براى چه چيز خاصّى وقف شده است بوده باشد.
س18:  و در معرض سؤال مسجدى كه وضوخانه دارد ولى به جهت كوچك بودن وضوخانه و ازدحام و بيشتر بودن نمازگزاران در دستشوئى ها ، مى خواهند جايگاهى براى وضو گرفتن در طرف ديگر مسجد بسازند و لوله كشى نمايند آيا حضرتعالى اجازه مى دهيد با اذن جنابعالى و يا وكيل شما اقدام نمايند؟
ج18:  بلى عيب ندارد به شرط اينكه به مسجد ضرر نرساند.
س19:  مسجدى كه جاى وضو گرفتن ندارد و اكنون كه مى خواهند لوله كشى به يك طرف مسجد براى وضو گرفتن نمايند ولى از چگونگى وقف بى خبرند نمى دانند كه تمامى زمين براى مسجد وقف شده است و يا قسمتى از آن براى وضو در نظر گرفته شده است، آيا ممكن است يك قسمت براى جايگاه وضو با اجازه حضرتعالى و يا نايبتان اختصاص دهيم ( و وضوخانه نماييم )؟
ج19:  جايگاه درست كردن، براى وضو گرفتن مانعى ندارد به شرط اينكه به مسجد ضرر نرساند.
س20:  اگر كسى يك مرتبه از آپارتمان را مالك باشد آيا پس از ويران شدن ساختمان حق آن در مالك بودن آن مرتبه از فضا باقى مى ماند؟
ج20:  بلى حق آن در مالك بودن آنجا باقى مى ماند.
س21:  اگر كسى يك مرتبه از ساختمان را وقف به عنوان مسجد نمود و سپس آن ساختمان خراب شد آيا وقفيّت از بين مى رود و يا اينكه آن فضاء به عنوان مسجد در وقفيّت باقى ماند؟
ج21:  فضاء به عنوان مسجد در وقفيّت باقى مى ماند.
س22:  آيا وقف مسجد وقف فضايش را هم از ته زمين تا بلنداى آسمان لازم گرفته است تا اينكه در نتيجه نتوان بناى ساختمانى در مرتبه دوم براى اجاره دادن به نفع مسجد ساخت؟
ج22:  بلى وقف را مطلق گذاشتن تقاضا مى كند كه از ته زمين تا بلنداى آسمان مسجد باشد، و اگر بخواهد بعض طبقه ها مسجد باشد بايد قيد بزند.
س23:  آيا جايز است چيزهاى مورد احتياج را از مسجد همانند كتاب و پنكه و يا مهر نماز و امثال اينها را مثل عاريه برداشت يا نه؟
ج23:  جايز نيست.
س24:  خانه اى كه براى نشستن نيازمندان از ورثه هاى واقف وقف شده است در اثر مرور زمان خراب شده و به چيزى صلاحيّت ندارد غير از اينكه در اثر ويران شدنش به همسايه ها ضرر مى رساند، آيا ممكن است وراث واقف خانه را هموار نمايند تا اينكه از طرف وراث آنجا را جامعى و يا حسينيّه بسازند و يا آنكه مشترى به آن محل آنرا جامع و يا حسينيه بسازد، و آيا ممكن است كه ورثه واقف در مبلغ فروخته شده به شخص ديگرى ( كه از وراث نيست ) تصرف نمايند؟
ج24:  اگر تعمير كردن خانه ذكر شده بوسيله نيكوكاران از وراث و غير وراث ممكن شد لازم است كه تعمير گردد و اگر اين ممكن نشد خانه مذكور صدقه است به وراث مى توانند آن را بفروشند و مشترى مى تواند هر چه خواست بسازد، بلى لازم است در جايز بودن فروش اينكه تمامى وراثى كه براى آنها وقف شده و آنها موجود هستند رضايت بدهند.
س25:  حكم كسى كه در امورات مسجد بدون اجازه مؤسّس مسجد و يا بدون اذن نايب آن كه يكى از اولاد آن است تصرّف مى نمايد چيست؟
ج25:  تصرفاتى كه نيكوست و احسان محض است و هيچگونه دخالتى در رفت و آمد ديگران و در خود مسجد ندارد همانند تميز كردن ( جارو كردن ) مسجد عيب ندارد ولى غير از اين از تصرفات همانند محدود كردن باز نمودن درب مسجد و روشن كردن چراغهايش و تعمير نمودن آن و همانند اينها لازم است كه از متولّى وقف كه واقف آن را معين نموده است اجازه بگيرد و در صورت نبود متولى بايستى از حاكم شرع اجازه بگيرد همانطورى كه در تصرّف كردن چيزهايى كه به مسجد مى دهند لازم است كه به صاحبان آنها مراجعه نمود و يا به آنهايى كه صاحبان مال اختيار تصرف را مى دهند مراجعه شود و اجازه بگيرد.
س26:  اينجا زمينى هست كه براى تعزيه دارى حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام)وقف شده است ولى اين زمين را آب فرا گرفت و عايداتش قطع شد سپس آب زايل شد وراث واقف خواستند آن را اصلاح نمايند رفتند نزد اهل خبره آنها گفتند كه ما در مقابل يك چهارم منافع زمين اصلاح مى كنيم و از كسان ديگر هم سؤال كردند آنها هم گفتند اين اندازه در اصلاح زمين متعارف است آنها قرارداد بستند كه اصلاح نمايند و يك چهارم از عايدات موقوفه را بردارند آيا براى آنها برداشتن اين مقدار جايز است يا نه؟
ج26:  لازم است كه به متولى كه واقف معين كرده است رجوع نمايند و در صورت نبود آن به حاكم شرع مراجعه كنند اگر آنها صلاح ديدند معامله مذكور را با آنها مصالحه مى كنند و حلال مى گردد آن چيزى كه براى اصلاح آن خرج مى نمايند ولى اگر بدون اجازه و بدون مراجعه اين كار را بنمايند تصرف آنها حرام مى شود و اصلاح كنندگان مستحق چيزى نمى باشند.
س27:  شخصى وفات كرده و او املاكى را كه از جمله آنها باغهاى كشاورزى هست وقف به فرزندانى كه پسر مى باشند نموده است و از قسمت دختران آنان كه بيوه باشند حق مسكن و لباس و خوراك از عايدات اين موقوفات را دارند و يكى از پسرانش مرده است و مادر او زنده است آيا مادر سهم فرزندش را از اين موقوفات و همچنين از ساير املاك پسرش از قبيل خانه و اثاث خانه و... مى برد يا نه؟
ج27:  براى مادر سهمى از عايدات وقف مذكور نمى باشد ولى از املاك پسرش به مقدار يك سوم اگر پسرش فرزندى نداشته باشد و به اندازه يك ششم اگر فرزند داشته باشد ارث مى برد.
س28:  مسجديست كه در نزديكى قبرستان است بعضى از مؤمنين كه به زيارت اهل قبور مى آيند از مسجد آب برمى دارند تا روى قبرى از خويشان خود بپاشند با اينكه ما نمى دانيم كه اين آب بر مسجد وقف شده است يا احسان عمومى است و بر فرض اينكه بدانيم كه به مسجد وقف نشده است آيا مخصوص به وضو گرفتن و مستراح رفتن است يا نه و آيا اين تصرف هم جايز مى شود يا نه؟
ج28:  مادامى كه يقين نداشته باشى كه اين تصرف داخل در عنوان وقف است اقدام كردن به آن جايز نيست.
س29:  اگر شخصى دربى به مسجد احسان نمايد در صورتى كه درب قديمى كه اكنون هست صلاحيتش را از دست نداده است ولى درب تازه محكم تر و زيباتر است آيا جايز است درب قديمى را در آورند و درب تازه را نصب نمايند؟ در صورتى كه اين جايز باشد درب قديمى را چه كنند آيا مى توان فروخت گرچه به قيمت كمى هم باشد، و قيمت آن را در جاى ديگر مسجد مى توان خرج كرد، و آيا درا ين كار بايستى به حاكم شرع و يا نايب آن مراجعه نمود؟
ج29:  عوض كردن درب قديمى به دريى كه بهتر از آن است عيب ندارد و اما درب قديمى اگر مسجد به آن احتياج نداشته باشد لازم است كه آن را درب مسجد ديگرى بنمايند و اگر آن هم نباشد در مكان خيريّه ديگرى همانند حسينيّه بكار مى برند و در صورت نبود آن فروخته مى شود و پول آن در مصالح همان مسجد اوّلى صرف مى شود و اگر آن احتياج نداشت در مساجد ديگر و اگر آن هم نباشد در مصالح محلهاى عامّ المنفعة خرج مى گردد.
س30:  ـ نزد ما در كربلاى مقدّس حسينيّه هست كه در زمانهاى اخير ويران شده و در آنجا اثاثى و مبلغى كه مخصوص آنجا بود و همه آن اثاث و مبلغ به بصره منتقل شده و در خود منطقه ما مسجد نيست كه احتياج زيادى به تعمير دارد، آيا گرفتن اين مبلغ براى بناى مسجد و گذاشتن اثاث در آنجا جايز است؟ و آيا گذاردن اثاث و استعمال اثاث در داخل مسجد براى اينكه تلف نشود جايز است؟ و آيا فروختن آنكه تلف مى شود جايز است؟
ج30:  بكار بردن آن در حسينيه ديگرى در كربلا جايز است، در صورتى كه اين ممكن نباشد در حسينيه ديگرى استعمال آن در احتياجات آن جايز است و اگر آن هم ممكن نباشد جايز است خود آنها را در مسجد استعمال نمود بدون اينكه فروخته شود و جايز است فروختن اثاثى كه تلف مى شود و كاربرد ندارد و در عوض آن اثاثى را خريد كه صلاحيت استعمال را دارد و اكنون در جايى كه محل مصرف اثاث است استعمال گردد گرچه كمتر از آن باشد، و در صورت ممكن نبودن اين صرف آن در تمامى آنچه مربوط به بناى مسجد مى باشد خوب است.

«« « 1 2 » »»