: جستجو

(احكام غرب زمين)

س1:  آيا بر آنانى كه در ممالك غربى كه كافرند اقامت نموده اند، چيزهائى واجب است كه بر اقامت كنندگان در ممالك اسلامى واجب نمى باشد؟
ج1:  براى همه واجب است كه دين خود را از ضايع شدن فرهنگى و سهل انگارى عملى با همّت والاى خود نگه دارد.
س2:  قوانينى در بعض دولتهاى غربى هست، كه كشتن حيوانات را قدغن مى نمايد، آيا مخالفت آن جايز است، و بر فرض جايز بودن به عنوان اوّلى حكم آن در صورتى كه به وجهه اسلام و مسلمانان اثر بگذارد چيست؟
ج2:  قانونهاى ياد شده حرام نمى كند كشتن حيوان را. آرى در صورتى كه به وجهه اسلام و مسلمين لطمه برسد آنوقت حرام مى شود.
س3:  رأى حضرتعالى در خصوص كار كردن اداره هاى دولتهاى غربى و كارمند رسمى شدن در آنجا چگونه مى باشد؟
ج3:  از كمك نمودن به ظالم ها دور نمى باشد.
س4:  در اينجا برخى از معلّمين و طلبه علوم دينى هستند كه آنها را پيش آمدهائى وادار كرده كه به بلاد غربى بيايند، و آنان هم در حال ترديد هستند كه آيا به وظيفه شرعى خود در تبليغ و تدريس علوم شرعى ادامه دهند،و يا اينكه از اين كار دست بكشند و شغل ديگرى پيدا كنند، زيرا كه زندگى در اينجا سخت است و با آن حال جمع كردن ميان دو امر سخت مى شود، و حقوق شرعى كه به بعض نماينده هاى مراجع و يا موسسّه هاى اسلامى مى رسد به علل گوناگونى به تمامى طلبه ها نمى رسد، آيا جايز است براى مبلّغ و طالب علوم دينى از وظيفه شرعى خود دست بكشد و به سراغ كار ديگرى برود، و احتياجات منطقه را بر مبلغين ناديده بگيرد؟
ج4:  ( لايكلّف الله نفساً الاوسعها )( ) خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمى كند. بلى اهميّت تبليغ در اين شهرها لازم گرفته است كه انسان اگر به مقدار كاملتر نتواند به تبليغ و درس ادامه دهد ولى به اندازه امكان گرچه مرتبه ضيعفش هم باشد بتواند انجام وظيفه نمايد بايستى ادامه دهد، و تعيين مقدار ميسر براى ما مقدور نيست،بلكه انسان بر وضع خودش آشناتر از ديگران است و انّالله وانّاالله راجعون.
س5:  مبلّغى كه به مملكت ديگر مى رود در ميان افكار و عقيده هاى اسلامى و غير اسلامى كه به هم آميخته شده است زندگى مى كند، آيا حضرتعالى لطف مى فرمائيد كه راهنمائيهاى لازم را در اين خصوص بنمائيد تا اينكه او را در انجام وظيفه اى شرعى خودش به طور صحيح و آسان كمك نمايد؟
ج5:  براى مبلغ لازم است بطور كلّى از گنجاندن مطالب غير اسلامى را در تبليغ جدّاً خوددارى نمايد، بلكه حتّى از وارد كردن بعض افكار انحرافى كه به اسلام نسبت داده شده است، و به حساب اسلام مى گذارند هم پرهيز جدّى بنمايد و اگر از آنها خوددارى نكند آنوقت بزرگترين جرم را مرتكب شده است، زيرا كه در آن مسخ كردن و بد نشان دادن حقيقت و مبدأ بوده و گمراه كردن مردم و مسموم كردن افكار آنها مى باشد، و براى ما در افكار و عقايد بزرگترين و بهترين برنامه است كه از قران مجيد و تعليمات پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيت (عليهم السلام) در احاديث و خطبه ها و دعاهايشان استفاده مى شود و هم چنين از طرز رفتار و سلوك آنها و سلوك پيروان آنها كه به طريقه آنها رفتند بدست مى آوريم، همانا در همه اى اينها بيان كفايت كننده در قسمت عقايد، و فقه، و اخلاق، رفتار، تهذيب نفوس، و سير كردن انسانها به سوى كمال موجود است، و آنها به آسانى در دسترس ما است، و استفاده نمودن از آنها براى ما ميسر است، و جا دارد و حق داريم كه سرمان را با افتخار بلند كنيم و بوسيله آنها بنازيم، و با اين سرمايه هاى غنى، بحث كننده و مبلّغ از افكار و طرحهاى ديگر هر چه باشد و از طرف هر كسى باشد بى نياز مى شود.
بدرستى كه كمى از حق از باطل زيادى بى نياز مى نمايد، در صورتى كه بيشتر و بيشتر هم هست خداوند تبارك و تعالى فرموده ( الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى اكلها كل حين باذن ربّها و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذّ كرون و مثل كلمة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الارض مالها من قرار ).
آيا نديدى چگونه خداوند كلمه طيبه (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت و شاخه آن در آسمان است. هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند شايد متذكر شوند (و پند گيرند) (هم چنين) كلمه خبيثه (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه نموده كه از روى زمين بركنده شده و قرار و ثباتى ندارد. و خدا را سپاسگزاريم بر آنچه به ما با هدايت و ارشادش احسان نموده است.
س6:  براى هر فردى از افراد خانواده در سويد ماهيانه اى به حسب سنّ افراد پرداخت مى كنند، آيا براى پدر و مادر جايز است كه در ماهيانه اى كودكان تصرف نمايند با اينكه ماهيانه اى پدر و مادر تمامى احتياجات خانواده را برطرف مى كند؟
ج6:  ماهيانه اى كه به كودكان مى دهند به جهت خرج كردن در حاجات آنها و براى تصرف در مصالح آنها مى دهند، مانعى ندارد آن را در آن جهتى كه بدان لحاظ داده شده خرج نمايند.
س7:  آيا كار كردن پنهان از دولت در مملكت غربى جايز است؟ در صورتى كه اين كار در قانون آنها قدغن است، و آن را كار سياه مى نامند، و اگر مسؤولين اين قسمت بدانند در آينده مرا جريمه مالى مى كنند، و گاهى زندانى مى نمايند، با اينكه من و خانواده ام ماهيانه اى بحّد كفايت بلكه زياده هم مى گيريم همانطورى كه گفتم آيا جايز است يا نه؟
ج7:  جواب سئوال داير مدار مخالفت قانون است و رو آوردن به آن از لحاظ به دست آوردن مال مى باشد. و موقعيّت شريعت از قانون معروف است ولى شما و تمامى غرب رفته ها در شهرهائى هستيد كه اهالى آن عادت كردند كه به قانون احترام مى گذارند و آن را مقدس مى شمارند، و قانون شكنى را بد مى شمارند، و به چشم حقارت به قانون شكن مى نگرند، در صورتى كه آنان به شما به چشم مهمانى كه به نزد آنها آمده ايد و در شهرهاى آنها سكونت كرده ايد مى نگرند، و آنها خود مى بينند كه به شما نيكى كرده اند به هنگاميكه شما را قبول كردند و مهمانتان نمودند، و با شما مثل خودشان معامله كردند، و هر اندازه از شما احترام به قانونشان و مراعات نظامشان ببينند، در دل آنها جا مى گيرد و از ته دل به شما احترام مى كنند، و شما بر آنها شخصيّت خودتان و احترام دينتان و مبادى دينتان را لازم مى نمائيد، امّا اگر از شما قانون شكنى و به هم زدن نظام و فرصت طلبى براى دزدى و غارت بطورى كه غير شرعى است نزد آنها ببينند، همانا اين كار از شما در نظر آنها سيماى زشتى از شما نشان مى دهد و بد نام مى شويد و قباهت عملكرد شما را به گوش دولت هاى دشمن كه با شما و دينتان و مبادى دينتان ضدّ هستند مى رسانند، و آنها كه منتظر فرصت هستند بر عليه شما و دينتان و مبادى دينتان تبليغات زهرآگين دامنه دارى مى نمايند، پس در اين صورت شما هم بر خود و هم بر دين و مبادى دينتان جفا كرديد، در صورتى كه شما فرستادگان اسلام و الگوهاى ايمان در اين ممالك هستيد، واسلام و ايمان در دست شما امانت است، پس لازم است كه تلاش كنيد با تمام قوا در دعوت كردن مردم به سوى اسلام و ايمان با رفتار نيكتان، و با استقامت نمودن در سلوك خودتان و با بر خورد خوش در مجتمعاتتان به وظيفه خود عمل نمائيد.
و امامان ما صلوات خدا بر آنها باد به اين موضوع تأكيد زيادى در روايات بسيارى نموده اند از آنها فرمايش حضرت صادق (عليه السلام) است ( و كونوا لنازينا ولاتكونوا علينا شينا حببّونا الى الناس ولاتبغضو نا اليهم جرّوا الينا كل مودة وادفعوا عنا كل شرّ ) فرمود: براى ما زينت باشد، و براى ما ننگ نباشيد، دوستى ما را در مردم ايجاد نمائيد و از دشمنى ما آنها را دور كنيد تمامى مهر و محبت را بسوى ما جلب كنيد و از ما هر شرّى را دفع نمائيد. و در حديث ديگرى امام صادق (عليه السلام) فرمود (فانّ الرجّل منكم اذاورع فى دينه و صدق الحديث و ادّى الأمانة و حسن خلقه مع الناس قيل هذا جعفرى فيسرنى ذلك و يدخل علّى منه السرور و قيل هذا ادب جعفر، و اذا كان على غير ذلك دخل على بلائه و عاره و قيل هذا ادب جعفر...) پس همانا مردى از شما وقتى كه در دينش پرهيزگار گرديد و راستگو شد، و رفتارش را با مردم نيكو كرد، و گفته شد كه اين مرد جعفرى است، اين نسبت دادن مرا مسرور مى نمايد و به من شادى از آن داخل مى شود، و گفته مى شود اين ادب (تربيت شده اى) جعفر است، و اگر بدينسان نباشد بر من بلا و عار او مى رسد در حالى كه گفته مى شود اين ادب (تربيت يافته اى) جعفر است... و غير از اين باز هم رواياتى به اين مضمون هست. علاوه بر اين اى بسا اين كارها باعث به بن بست رسيدن اموراتتان در آينده باشد و شما را در مشكلاتى قرار دهد كه نتوانيد به آنها فائق آئيد، بر شما باد به اين طرف قضيه اهميّت بدهيد، و از منافع مادى فعلى هر چند هم زياد باشد وقتى كه وابسته به مخالفت قوانين آنجا و بدنامى شما گردد اجتناب نمائيد.

«« « 1 » »»