: جستجو

(مسائل مخصوص به تفسير)

س1:  آن بندگانى كه به يهوديان فرستاده شد به هنگام آمدن وعده عذاب اوّلى آنها كه كسانى بودند؟ و همانطورى كه در آيه هم ذكر شده است ( بعثنا عليكم عباد النا اولى باس شديد )( )گروهى از بندگان پيكار جوى خود را بر ضدّ شما مى انگيزيم (تا شما را سخت در هم كوبند)؟
ج1:  مفسران در تفسير اين اختلاف كرده اند، لكن گفته شده كه آنان اتفاق كرده اند بر اينكه مقصود از بلا و عذاب اوّل كه آنها را فرا گرفت، با دست بخت النصّر بود، و ظاهر از بعض روايات اين چنين است كه اين انتقام خدائى بر قتل يحيى بن زكريا (عليه السلام) بود.
س2:  چگونه تفسير مى كنيد فرمايش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) را كه مى فرمايد (اطول عمرابن آدم يوم ولدته امّه) طولانى ترين عمر فرزند آدم روزيست كه مادرش زائيده است؟
ج2:  مقصود از آن اينست كه هر وقتى كه از عمر اولاد آدم روزى بگذرد از عمر آن روزى كم شده است، پس طولانى ترين عمرش روزيست كه مادرش زائيده است.
س3:  امام على (عليه السلام) فرموده است (اذا ظنّت الرعيّة بك حيفة فاصحرلها) اگر رعيّت گمان كردند كه بى عدالتى كرده اى آنها را روشن كن، آيا آنهائيكه به علماء نسبت داده مى شوند فرزند و يا نماينده اش باشد اگر به آنها هم گمان شود كه بى عدالتى مى كنند واجب است كه آنها را در جريان صحيح عملكردشان بگذارند؟
ج3:  روشن كردن و در جريان صحيح عملكرد قرار دادن در صورتى كه در ترك آن مفسده و ضرر دينى همانند هتك حرمت اهل علم باشد، آنوقت واجب مى باشد.
س4:  آيا دعاى كميل از انشاء امام على (عليه السلام) است همانطوريكه مشهور است و يا اينكه از انشاء خضر (عليه السلام) است همانطورى كه در روايتى كه بواسطه كميل اين چنين نقل شده است؟
ج4:  ظاهر اينست كه در اين خصوص روايتى كه جريانرا خوب روشن كند نيست غير از اينكه گمان قوى اينست كه آن از گفتار اميرالمؤمنين (عليه السلام) و يا حضرت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد، كه خضر از آنها ياد گرفته است، زيرا كه در آن از آيه قران كريم استفاده شده و شاهد آورده شده است، و روال آن دعا و بلاغتش مناسبت دارد كه آن از اهل بيت عصمت صادر شده باشد.
س5:  خداوند متعال در قران مجيد فرموده است ( خذالعفو و امربالعرف و اعرض عن الجاهلين و اما ينزغنك من الشيّطان نزغٌ فاستعذ بالله انه سميع عليم )اعراف 199 با آنها مدارا كن و عذرشانرا بپذير، و به نيكيها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستيزه مكن) و هر گاه وسوسه اى از شيطان به تو رسد به خدا پناه بر، كه او شنونده و دانا است.تفسير دو آيه چيست؟ و خداوند عزوجل به حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) عفو و امر بمعروف را خطاب مى فرمايد؟
ج5:  در برخى از روايات آمده است كه مراد از آن امر به عفو از مردم است، همانطوريكه در بعضى تفسيرها آمده است كه مقصود از اخذ عفو آنكه از اموال مردم اخذ مى شود كه مازاد از احتياجاتشان باشد بيان گر اينست كه اجحاف نمودن و زياده از حد گرفتن جايز نمى باشد و مقصود از معروف همانا عرف و خصلتهاى پسنديده است.
س6:  به چه علّتى در سوره تحريم (ثيبّات و ابكارا) ثيبّات جلوتر از ابكار ذكر شده است؟
ج6:  شايد آن بجهت ترقّى از زيبا به زيباتر باشد، و همانا زنان پيامبر در وقت نزول آيه بانوان بودند، خداوند متعال خاطرنشان كرد كه آنها را به همانند آنهاكه بانوان، باشند تبديل خواهد كرد و بلكه به بهتر از آنها كه باكره ها (دختران) باشد تبديل خواهد نمود.
س7:  پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است كه عالمهاى امّت من همانند پيامبران بنى اسرائيل است، مقصود از علماء در اين حديث كيانند؟
ج7:  اين حديث مرسل است، شايد براى آن هم تتمّه هست كه بدست مانرسيده است كه منظور از آن را بيان كند، و آنكه از آن حديث يقينى است دانشمندان اهل بيت (عليهم السلام) است و آنها امامان (عليهم السلام) مى باشند كه به امّت امر شده است به آنان مراجعه نمايند، و دين را از آنان ياد بگيرند، زيرا كه آنها حاملان حقيقى دين همانند انبياء مى باشند، و شامل شدن آن به مجتهدين و فقهائيكه حاملان دين از راه اجتهادى كه در معرض خطا است مشكوك است.
س8:  خداوند متعال مى فرمايد ( ان الساعة اتية اكاد اخفيها )( ) بطور قطع رستاخيز خواهد آمد، مى خواهم آن را پنهان كنم، آيا معناى اين مى تواند اين باشد كه از مردم كسانى هستند كه توانائى معرفت قيامت را دارند، چون آيه آشكار است كه مى خواهم آن را پنهان كنم آن را پنهان نكرده است، و يا اينكه اين دلالت دارد بر علامتهاى برپا شدن رستاخيز همانطوريكه در خبرهائى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)نقل شده است؟
ج8:  منظور از آيه آن نيست، بلكه آيات و روايات گويا است بر اينكه خداوند متعال علم قيامت را به خودش اختصاص داده است.
س9:  آيا صحت دارد كه انسان كافر غير مسلمان و يا اينكه حتّى اهل كتاب هم در آتش مدت طولانى مى مانند سپس خداوند آنها را از آتش نجات مى دهد و به بهشت مى برد و فرمايش خداوند متعال كه ( خالدين فيها ابداً )( ) آنها براى هميشه آنجا ماندنى هستند، معنايش اينست كه آنها در آنجا مدت خيلى طولانى آنجا ماندگارند ولى براى هميشه ماندنى نيستند؟
ج9:  اين صحت ندارد بلكه قران و خبرهائيكه از معصومين (عليهم السلام) روايت شده هر دو با هم مطابقت دارند و هر دو ماندگار بودن هميشگى و حقيقى كفار در آتش را مى رسانند.
س10:  آيا حاتم طائى و كسرى و عنتر از اعراف است؟ و اعراف چيست؟
ج10:  آنكه از اهل بيت (عليهم السلام) روايت شده اينست كه اعراف پشته اى از مسك است كه به بهشت اشراف دارد، آنجا نشيمنگاه هر امام است با گنهكاران اهل زمانش از شيعه ها كه به انتظار حساب و يا شفاعت مى نشيند كه شايد آنها را هم داخل بهشت بنمايد، و آن همان چيزى است كه بر آن خداوند متعال اشاره مى كند ( لم يدخولها و هم يطعمون )( ) يعنى داخل بهشت نمى شوند در حالى كه اميد آن را دارند.
س11:  ( انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت )( ) خداوند فقط مى خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد. اين آيه شامل همسرهاى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى شود يا نه؟
ج11:  به آنها شامل نمى شود، بلكه آن به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) و فاطمه زهرا (عليها السلام) و امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) مخصوص مى باشد، همانطورى كه بر اين روايات بسيارى وارد شده خصوصاً رواياتى كه از ام سلمه رضى الله عنها روايت شده است ( مى رساند كه به آن پنج تن مخصوص است ) و بدان لحاظى كه معلوم است كه بعضى از همسران پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به گناه بزرگى مرتكب شد همانند بيرون شدن عايشه به جنگ امام زمانش اميرالمؤمنين (عليه السلام) و تظاهر نمودن آن و همسر ديگرش حفصه بر پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) تا اينكه در قرآن هم در اين باره آيه نازل گرديد كه تلاوت مى شود وغير از اينها از جريانات كه شامل شدن آيه تطهير را به آنها محال و ممتنع مى نمايد.
س12:  در زيارت عاشورا عبارتى آمده است در آخر آن ( و ابدأ به اوّلاً ثم العن الثانى ) و در اول به آن سپس به دوّمى لعن كن، آيا اين از آن چيزى است كه در مقام زيارت گفته مى شود، و يا اينكه توضيحى است، بدين معنا كه فعل امر ( ابدأ ) اول به آن لعن بكن از خداوند مى خواهد كه او لعنش را شامل حال آن نمايد، و يا اينكه آن امر است از امام (عليه السلام) بر آنكه زيارت مى كند، يعنى تو اى زائر اول به آن لعن كن؟ كدامين اينها منظور است؟
ج12:  آن فراز ياد شده جزيى از زيارت است، و لذا آن از قبيل دعا است، و به آنكه امام بر او زيارت را تعليم مى نمايد امر نيست.
س13:  اميد است كه بفرماييد اين خبرها چه اندازه صحت دارد و معناهاى آنها چيست: الف ـ مردى خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مشرف شد و بر او عرض كرد: يا رسول الله من هلاك شدم فرمود به او آيا خبيث ( شيطان ) نزد تو آمده عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او آيا به تو از خلقت خداوندى گفت، عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او كه والله اين محض ايمان است؟ ب ـ امام على (عليه السلام) فرمود ( ان القطة منا اهل البيت ) گربه از ما اهل بيت است، مقصود از اين كلام چيست؟ معلوم باشد كه اين روايت در كتاب وسايل الشيعه در جلد اول از جزء اول كه مؤلف آن ابوالحسن محمّد بن الحر العاملى است نقل شده است.
ج13:  الف ـ مقصود از اين اينست كه شيطان به انسان وسوسه مى كند، كه تا انسان را به شبهه بياندازد، پس وقتى كه انسان از اين وسوسه ها در باطن خود ناراحت شد و بيزار گرديد نبايستى از ايمان خود نگران باشد، زيرا كه همان ناراحتى و بيزارى باطنى دليل ايمان است.
ب ـ اى بسا مقصود از اين بيان نمودن اين است كه گربه حيوانى است كه اجتناب كردن از آن واجب نيست، و اين مناسبت دارد با آنى كه وارد شده است: آبى كه از آن گربه مى نوشد پاك است.
س14:  خداوند متعال در سوره احزاب آيه ( 53 ) فرموده است: ( و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهن من واراء حجاب )( ) و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را ( به عنوان عاريت ) از آنان ( همسران پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ) مى خواهيد از پشت پرده بخواهيد، آيا مقصود از حجاب كه در آيه مباركه آمده است بطور قطعى حجاب زنان نمى باشد، زيرا كه زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حجاب شرعى را پيش از نزول آيه و بعد از نزول آيه مباركه مراعات مى كردند تا چه رسد كه مقصود از آن حجاب زنان باشد و آن وقت متوجه شدن خطاب در آيه به زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)شايسته تر مى شود تا آنها را مأمور به رعايت حجاب نمايد عوض اينكه مسلمانان را مورد خطاب قرار دهد، سؤال اينست كه مقصود از كلمه حجاب كه در آيه كريمه آمده است چيست؟
ج14:  ظاهر از آيه اينست كه زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مأمور شدند كه از قاطى شدن ( أختلاط ) با بيگانه ها خوددارى نمايند، همانطورى كه مردان هم مأمور شدند كه با آنها قاطى نباشند، و اگر چنانچه خواستند به منزل آنها بروند، و يا اينكه از آنها چيزى بخواهند لازم است كه ميان آنان و زنان پرده باشد كه خود را بوسيله آن پوشش نمايند.
س15:  در عروة الوثقاى آية الله العظمى سيد محمّد كاظم طباطبائى يزدى (قدس سره)در باب نكاح فتوايى كه در مسئله 46 است چنين مى خوانيم: وصل كردن موى ديگرى به مويش جايز است، و براى شوهرش نگاه كردن بر آن جايز است ولى كراهت دارد، معناى وصل موى ديگرى به مويش چيست؟
ج15:  در زمانهاى گذشت مرسوم بود كه برخى از زنها زلفهاى خود را مى بريدند و زن ديگرى آن را مى گرفت و در صورت نبودن زلفش آن را به موى خود مى چسبانيد.
س16:  در سوره نساء آيه ( 31 ) فرمايش خداوند متعال اين چنين آمده است: ( ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريما ): اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى شويد پرهيز كنيد گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم. و در سوره نجم آمده است در آيه ( 32 ) قول حق تعالى ( الذين يجتنبون كبائر الأثم و الفواحش الاّ اللّمم انّ ربك واسع المغفرة... ) همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى كنند جز گناهان صغيره ( كه گاه آلوده آن مى شوند ) آمرزش پروردگار تو گسترده است. آيا بى حجابى همانطورى كه امروزه ما مى بينيم از طرف بيشتر زنان آيا از گناهان كبيره است و يا ( اينكه از ( لمم ) است و همچنين غناء آيا از كباير است و يا اينكه از ( لمم ) است؟ اميدواريم براى ما مثلى بر لَمَمْ بزنيد؟
ج16:  لَمَمْ را تفسيرهاى گوناگون كرده اند روشن تر آنها عبارت است از اينكه انسان گاه گاهى به چيزى رو مى آورد بدون اينكه كار هميشگى و مداومش باشد، و بنابر آن منظور از آيه كريمه اينست كه مرتكب گناه كبيره بشود بدون اينكه كار هميشگى آن باشد، بلكه در برخى از حالات كه عارض آن مى شود انجام مى دهد و باز مى گردد و دست از آن كار برمى دارد پس منظور اين مى شود كه خداوند سبحان با رحمت فراگيرش مى بخشد آن كسى را كه به گناه كبيره بدان سان مرتكب مى شود، و مراد از لمم گناهان صغيره نمى باشد، همانطورى كه در بعضى از تفسيرها لمم اين چنين آمده است، و بر هر حال گناهان صغيره همان گناهانى است كه وعده آتش در قرآن و اخبار وارد نشده است، بلكه تنها از آن عمل نهى شده است همانند تراشيدن ريش، آرى اصرار كردن بر صغاير بدين معنا كه آن را بجا بياورد در حالى كه آن را سبك مى شمارد و بدون پروا و ترس انجام مى دهد اين هم از گناهان كبيره مى باشد، همانطورى كه غناء هم از گناهان كبيره است، و اما بى حجابى از برخى نصّها ظاهر مى شود كه آن هم از گناهان كبيره است، چونكه به آن هم وعده آتش داده شده است، بلكه در بودن آن از گناهان كبيره در صورت اصرار و سبك شمردن آن سزاوار نيست كه اشكال شود.

«« « 1 » »»