: جستجو

(فضيلت امام علي(ع))

س1:  نظر حضرتعالى در خصوص كه پيروان اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه عبادات را به جا نمى آورند و يا فاسق هستند چيست آيا هميشه در آتش مى سوزند يا نه؟
ج1:  بنابر آنچه از روايات شريف ظاهر مى شود اگر كسى با اسلام و ولايت بميرد در آتش براى هميشه نمى ماند، ولى سخن در مردن آن با ولايت است، زيرا كه گناهان قلب او را تيره مى كند تا اينكه خداوند او را ذليل مى نمايد و شيطان را بر او مسلط مى كند و او را بر كفر دعوت مى كند و او هم قبول مى نمايد، پس نبايد آنكه مرتكب گناهان كبيره و معصيت مى شود بر اين خاطر جمع باشد، علاوه بر اين انسان خيلى عاجزتر از آن است كه عذاب آتش را اگر چه هميشگى نباشد تحمّل كند، بلكه ضعيف تر از آنست كه عذاب قبر و برزخ را تحمّل نمايد، بلكه ناتوان تر از آنست كه به سكرات مرگ و پى آمدها و ابتلاءاتى كه در دنيا بواسطه اى گناهانش دامنگير مى شود شكيبائى نشان دهد، پس انسان بايستى از مهلت دادن خداوند بترسد و حذر نمايد.
س2:  شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟
ج2:  در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود.
و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( )
اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود:
( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( )
آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.
س3:  بسيارى از برادران شيعه در بيشتر كارهايشان مخصوصاً به هنگام پا شدن به كارى نام على (عليه السلام) را ذكر مى كنند و مى گويند (يا على) و اين مسئله برادران اهل سنّت را وادار به اعتراض مى كند، و مى گويند شما نام امام را جلوتر از خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى گوئيد و اين را عيب مى شمارند، آيا نام بردن بدين طريقه جايز است؟ و علّت آن چيست؟
ج3:  آرى جايز است، زيرا كه كمك خواستن از غير خداوند در صورتى كه انسان اعتقاد داشته باشد كه همانا خداوند آفريدگار و تدبير كننده هست، و تمامى نيرو و قدرتها از او سرچشمه گرفته و به طرف او باز مى گردد، و آنكه از او كمك خواسته شده يارى نمى كند مگر به اذن پروردگار مانعى ندارد همانطورى كه انسان به هنگاميكه در مشكله اى مى افتد كه احتياج به كمك ديگران دارد آنوقت از برادرش و فاميلش و ديگران طلب كمك مى نمايد.
س4:  پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود يا على ترا دوست نمى دارد مگر مؤمن و ترا دشمن نمى دارد مگر منافق. بيشتر ممالك اسلامى هستند كه امام على (عليه السلام) را نمى شناسند، و يا اينكه مى شناسند ولى او را دشمن دارند، بدون اينكه با او از پيشين شناسائى داشته باشند بلكه فقط چون شيعه او را دوست دارد آنها او را انكار مى كنند، آيا اينها منافقند يا جاهل و نادانند. و يا اينكه انسانى كه واجبات را انجام مى دهد، و با اهل بيت معامله مردم عادى مى نمايد بلكه ديگران را بر آنها ترجيح مى دهد، آيا آنها داخل بهشت مى شوند، اگر چه آنها را عملى بوده و يا نبوده باشد؟
ج4:  در روايات بسيارى آمده است كه عملهاى انسان قبول نمى شود مگر با ولايت اهل بيت (عليهم السلام).
س5:  آيا امام على (عليه السلام) از تمامى پيامبران و فرستادگان بغير از پيامبر ما محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم)حتّى از اولوالعزمها هم افضل است و چگونه مى باشد اگر اين صحت داشته باشد؟
ج5:  روايات زيادى هست كه دلالت مى كند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن از تمامى مخلوقات خداوندى افضل است، و چون روايات زياد است لذا در خور وسع ما نيست كه آنها را ذكر نمائيم.

«« « 1 » »»