: جستجو

(ارث مرتبه اول)

س1:  وقتى كه من از برادرانم حق شرعى خود را از اموال بازمانده پدرم خواستم، گفتند بلى اما اين سال سوم است كه تا به حال چيزى كه نام آن حق شرعى باشد براى من نداده اند، آيا حكم نماز و روزه آنها در پيشگاه خداوند تبارك و تعالى چگونه است؟
ج1:  در غصب شده با توجه به غصب بودن آن نماز صحيح نيست.
س2:  آيا حضرتعالى لطف و عنايت مى فرماييد با نصيحت كردن درباره اين مشكله كه ما آن را به خويشان و دختران و زنهاى آنها برسانيم كه آنها را از ارث تركه مردگانشان محروم مى نمايند به اعتبار اينكه ادّعا مى كنند كه زن ارث نمى برد، و ما هم همانند مردانيم ولى به ما اگر خودشان مصلحت دانستند چيزى مى دهند، اميدواريم كه در اين باره با بيانات شيوايتان رأى مبارك را توضيح دهيد؟
ج2:  فرمايش خداوندى بهترين نصيحتهاست، و خداوند سبحان مى فرمايد:
( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون ) ( و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند ظالم هستند ).( )
( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) ( و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند فاسق هستند ).( )
( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) ( و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافر هستند ).( )
و كدامين موعظه بهتر و شديدتر و از اين بالاتر مى شود ، و كسى را كه موعظه خداوندى اثر بخش نباشد موعظه مردم براى او فايده نمى دهد، انالله و انا اليه راجعون.
س3:  اگر مرا حقى بوده باشد، و به من ندادند و من مى ترسم كه بگويم اى بسا به ميانه ( علاقه ) خانوادگى ما لطمه وارد شود، و من از حق خودم صرف نظر نكرده ام اگر براى من حقى بوده باشد؟
ج3:  اگر از حق خودت صرف نظر نكنى حق تو باقى است.
س4:  اگر مرا در قرآن و طريقه پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حقّى هست، مقدار آن از اعيان ياد شده ( در مسئله 1139 ) چه اندازه است، و آيا براى من حقّى در تمامى چيزها حتّى زمين هم هست معلوم باشد كه من دخترم، آقاى من اميدوارم حق خدا را در صورتى كه من حق داشته باشم بيان فرماييد؟
ج4:  دختر از زمين هم ارث مى برد و سهم آن نصف سهم پسر است.
س5:  آيا براى من كه دخترم حقّى در اموال باز مانده از پدرم هست با زيادى اينكه من شوهر اختيار كرده ام ولى ميان خويشان ما مى گويند كه دختر ارث نمى برد، و آيا براى مادرم هم سهمى از تركه پدرم هست يا نه در صورتى كه مادرم سنّش بالا است و مريض و بسترى مى باشد؟
ج5:  براى زن يك هشتم از بازمانده اموال شوهرش هست و لكن از زمين ارث نمى برد و براى تو نصف سهم پسر است، همانطورى كه در گذشته گفته شد.
س6:  پدرم پيش از دو سال وفات كرد او را زنى و سه پسر و يك دختر بود كه من تنها دختر اويم و همه مان زنده هستيم لكن پدرم كه خدا رحمتش كند جلوتر از مردنش آن زمانى كه از سلامتى كامل برخوردار بود تمامى فاميلهايش ( عمو زادگانش ) را در خانه جمع كرد و برادرانم را هم حاضر در مجلس كرد و گفت كه: أملاك من همه اش در ميان سه پسرم تقسيم مى گردد بدون اينكه به دخترم و زنم سهمى در املاك باشد، و بعد گفته اش را بدين سان جبران كرد كه هر كدام از پسران مبلغ ده هزار دينار بدهيد، يكى از برادرانم گفت كه اين مبلغ كم است بلكه صد هزار دينار هر يك از ما به خواهرمان مى دهيم و مادرشان را فراموش كردند چونكه آن خيلى پير شده بود در جواب اين پدرم گفت اين هم مانده به انسانيّت شما، و من آنچه مى گفتند مى شنيدم، به آنها گفتم كه من نمى خواهم، و از تمامى حقوق خودم صرف نظر مى كنم و اين جملات را با اوقات تلخى و با حالت حزن و اندوه مى گفتم زيرا كه با عدالت رفتار نشده بود و فرمايش خدا را منظور نكرده بودند كه ( للذكر مثل حظّ الانثيين ) پسر را دو برابر دختر نصيب هست، زيرا كه اين در فاميل ما پيدا نمى شود، و پس از يك روز و يا دو روز پدر مرحومم از بى عدالتى در وصيت كردن پشيمان شد، و خواست رضايت مرا جلب نمايد پس گفت من براى تو مدرك رسمى درست مى كنم كه هر يك از آنها به حساب منافع ساليانه زراعت به تو مقررى مى دهند منفعت خواه دينار باشد و يا كمتر و يا بيشتر باشد، و تو خواه شوهر كرده باشى و يا نباشى، معلوم باشد كه من به او گفتم نمى خواهم او گفت آن را براى تو مى نويسم ان شاءالله تعالى و بحق تو ضامن مى شوم، و مخفى نماند كه املاك عبارت است: 1 ـ زمينهاى زراعى 50 ( دونم ) بيست و پنج هزار متر مربع 2 ـ بستانى كه خرما، انگور، سبزيجات گوناگون هست. 3 ـ دو تا ماشين يكى بزرگ و يكى تاكسى كه هر دو كار مى كنند. 4 ـ خانه اى در باغ و خانه اى در شهر با عرصه بزرگى كه نزد آن هست. 5 ـ اثاث و لوازم كاملى براى هر دو خانه كه برادران و مادرم در آنها نشيمن دارند. و پس از اين گفتار و پيش از آنكه چيزى بنويسد كه حق مرا تضمين كند مرگ او را دريافت من از محضر شما سؤال مى كنم و اميدوارم كه جواب بدهيد و مقصّر را نصيحت فرماييد آيا اين سخنها و اين اجتماع وصيت است كه عمل كردن به آن صحيح باشد؟ معلوم باشد كه او به نماز و روزه و حجّش وصيت نكرده است، و آيا ثلث آن كنار گذاشته مى شود در صورتى كه او ذمّه اش مشغول به عبادات است، و مدّت زيادى آن را اداء ننموده همانند نماز و روزه و حجّ، و احتمال هست كه خمس و زكوة هم در ذمّه اش باشد و معلوم باشد كه او مى گفت خمس و زكاتم را داده ام؟
ج6:  حق ندارد پدرت و غير پدرت كه يكى از ورثه ها را كه مستحق ارث بردن هست از ارث بردن محروم كند، و دختر هم به نص قرآن كريم ( للذكر مثل حظّ الانثيين ) پسر دو برابر دختر نصيب دارد ارث مى برد.
س7:  زمين زراعى در منطقه ( مشخاب ) هست كه مساحت آن به ( 13 دونم ) حدود شش هزار و پانصد متر مى رسد، و مالك شرعى آن در سال 1962 ميلادى فوت نموده است و او را دو تا زن بود كه اوّلى بعد از فوت او وفات كرده است، و براى آن دو پسر و يك دختر از زن اولى مى باشد، و يك پسر و دو دختر از زن دومش مى باشد و اينها اين زمين را تقسيم كردند و پنج و نيم ( دونم ) دو هزار و هفتصد و پنجاه متر به فرزند بزرگ دادند، و چهار ( دونم ) دو هزار متر به پسر دوم و دختر را چيزى ندادند، و اما پسر سوم را سه ( دونم ) هزار و پانصد متر دادند و با او هست سهميه دو تا دختر ، آيا تقسيم شرعى چگونه مى باشد؟
ج7:  تقسيم نامبرده شرعى نيست، و تقسيم شرعى اينطور است كه زمين مزبور به نه سهم تقسيم مى شود، براى هر دخترى يك سهم و براى هر پسرى دو سهم مى رسد اين در صورتى است كه براى مرده پدر و مادرى نبوده باشد چنانچه از سؤال اين چنين ظاهر مى گردد،
اما زنها براى آنها چيزى از زمين نمى رسد، بلى اگر درختى و يا ساختمانى در آنجا باشد براى هر دو زن يك هشتم مى رسد كه شريك مى باشند، و ورثه حق دارد كه قيمت آن را پرداخت نمايند، و واجب است به اين تقسيم عمل كنند، و جايز نيست كه دختران را از ارث محروم نمايند، و خداوند متعال فرموده و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون، مائده 43 و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافرند، و باز هم فرموده است قال عزّمن قائل: ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ). آيا آنها حكم جاهليت را از تو مى خواهند و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. مائده 49.
س8:  در اينجا مردى از مؤمنان نه سال است كه گم شده است، و او را چند نفر پسر و چند نفر دختر هست كه همگى پيش از دو سال يقين كرده اند كه پدرشان بر نمى گردد و اين شخص غايب را املاك و متاعى هست كه ميان فرزندانش به عنوان امانت تقسيم شده و در برخى از آنها تصرّف تمام شده است: 1 ـ حكم اين مرد از لحاظ تقسيم دارائيش بر ورثه چيست؟ 2 ـ آيا يكى از اولادش كه پس از سه سال بعد از گم شدن پدرش مرده است آن هم ارث مى برد؟ 3 ـ آيا زنش كه بعد از هشت سال و نيم از گم شدن آن مرده است ارث مى برد يا نه؟ 4 ـ حكم تصرّف كردن اولادش در اوان زمان جستجو كردن در مال آن چگونه است؟
ج8:  1 ـ دارائى آن تقسيم نمى شود ميان اولادش مگر اينكه ده سال از گم شدن او بگذرد.
2 ـ از او ارث نمى برد مگر اينكه ثابت شود كه پدر جلوتر از آن مرده است.
ارث از شوهرش نمى برد مگر اينكه ثابت شود كه شوهرش پيش از آن وفات كرده است.
4 ـ بنابر احتياط وجوبى نمى توانند تصرف كنند مگر اينكه به حاكم شرع رجوع بنمايند.

«« « 1 » »»