: جستجو

(قسم و نذر و عهد)

س1:  زنى نذر كرده كه اگر در اداره رسمى استخدام شوم يك گوسفند قربانى كنم و گفته كه براى خدا به گردن من نذر است در آن صورت يك قربانى بكشم (لله على نذر ان اذبح شاة) و از طرف خواهرش در همان وقت تكذيب گرديد نذر كننده گفت (بلكه دو قربانى و اگر تعجب نكنى سه تا قربانى مى كشم) و بعد از آن در اداره رسمى استخدام گرديده آيا اين نذر جايز است؟ مخصوصاً كه نذر مربوط به كار كردن زنى هست در اداره رسمى، و آيا بر او يك قربانى و يا دو و يا سه قربانى لازم است؟
ج1:  اين نذر باطل است، و عمل كردن بر آن واجب نيست، و اگر چنانچه صحيح باشد فقط بر او يك قربانى واجب مى شود.
س2:  من يك زنى هستم نذر كرده ام كه اگر خداوند به من فرزند عنايت كند پس از آنكه جوان شد يك گوسفند بكشم، و خداوند به من اين فرزند را عطا فرموده است و اكنون من توانائى ندارم كه به نذرم در خصوص آخرين فرزندم كه خداوند لطف نموده است وفا نمايم پس چه بكنم در صورتى كه به هيچ چيز مالك نيستم؟
ج2:  كشتن گوسفند بر تو واجب نيست زيرا كه خداوند به آنچه مقدور نيست تكليف نمى كند ( لايكلّف الله نفساً الاّ وسعها ).
س3:  اگر خوراكى براى رضاى خدا نذر نمايد و يا اينكه ثوابش براى امام عايد گردد و آن را به زوّار امام و يا به فقراء مى دهد، آيا خود نذر كننده و خانواده اش مى توانند از آن خوراك بخورند يا نه؟
ج3:  اين با قصد نذز كننده تفاوت مى كند، پس اگر مطلق قصد نموده خوردنش جايز است ولى اگر مقيّد نموده به مقتضاى قيد بايد عمل نمايد.
س4:  كسى كه نذر كرده در مسجد معيّنى اعتكاف نمايد، سپس آن مسجد خراب شده حكمش چيست؟
ج4:  اگر بر او اعتكاف نمودن در همان مسجد خراب شده ممكن باشد واجب است آنجا اعتكاف نمايد، ولى اگر ممكن نباشد پس اگر غرض اوّلى از نذر آباد نمودن همان مسجد است نذر باطل مى شود، و اگر مقصود بجا آوردن اعتكاف است، و مقيّد نمودن به مسجد مذكور براى غرض ديگرى است، آنوقت احتياط وجوبى اينست كه در مسجد ديگر اعتكاف نمايد.
س5:  زنيست كه دو ماه پى در پى روزه نذزى دارد، و موقع گرفتن روزه خونريزى دائمى مى نمايد و قطع نمى شود مگر اينكه روزه را نگيرد، حكم روزه آن و قضاى روزه چگونه است؟
ج5:  اگر دو ماه روزه بدون اينكه ماهها را معيّن كند نذر كرده، باشد خوردن روزه و گرفتن آن در دو ماه پى در پى ديگر جايز مى باشد مگر اينكه روزه بكلّى به او ضرر نمايد آنوقت نذرش ساقط مى شود.
س6:  اگر پدر با موافقت دختر رشيده اش نذر كند كه آن را از شخصى معينى ازدواج نمايد، آيا وفا كردن به اين نذر واجب است؟
ج6:  وفا كردن به اين نذر واجب نيست، مگر اينكه در خودى خود صلاح باشد، و دختر هم به اين ازدواج راضى باشد.
س7:  من نذر كردم كه در هر چهار ماه مبلغى از مال به يك خانواده بدهم ولى آنها به جائى مسافرت كرده اند، كه من دسترسى ندارم، آيا جايز است كه در مال نذر شده تصرف كنم همانند وام دادن تا آنوقتى كه بتوانم به آنها برسانم؟
ج7:  مالى كه نذر شده است معين نمى شود مگر آنوقتى كه به تحويل آنها داده شود، امّا پيش از دادن، مال از آن تو است مى توانى تصرف كنى در آن، و تو مسئول به وفا كردن به نذرت هستى آن زمانى كه رساندن در امكان تو باشد.
س8:  مردى با خداوند عهد نموده كه اگر حاجتم بر آورده شد پياده به زيارت امام حسين (عليه السلام) رهسپار خواهم شد، و مقصد و راهى را براى رفتن معين كرده حكم آن چيست در صورتى كه: الف ـ شك كند در مكانى كه از آنجا به زيارت امام حسين (عليه السلام) خواهد رفت و شك او منحصر به دو تا مكانى است كه يكى از ديگرى نزديكتر است؟ ب ـ اگر رفتنش حرجى باشد و يا از ضررى بترسد كه به او برسد؟
ج8:  الف ـ اگر راه نزديكتر در مسير مكان دور به كربلا باشد به نزديكتر كفايت مى كند، و اگر براى هر يك از آنها راه مستقّل باشد واجب است كه جمع كند ميان آنها.
ب ـ منتظر مى شود تا اينكه ترس و حرج بر طرف گردد.

«« « 1 » »»