: جستجو

(نفقه)

س1:  آيا نفقه فرزند از گردن پدر مى افتد در صورتى كه فرزند بتواند كسب نمايد ولى از كسب كردن شانه خالى مى كند، و آيا پدر بايد هميشه آن نفقه را بدهد، و آيا اين حكم در خصوص پدر و مادرى كه مى توانند كسب نمايند ولى خودشان شانه خالى مى نمايند هم شامل مى شود؟
ج1:  اگر از خويشان (ارحام) كه نفقه دادن بر آنها واجب مى باشد توانائى بر كسب لايق به حال داشته باشد نفقه دادن بر او در صورت شانه خالى كردن از كسب واجب نيست.
س2:  حكم پولهائى كه زن بدون اطلاع شوهرش براى مصلحت خانه بر مى دارد چيست؟ در صورتى كه او با اين پولها شراب خواهد خورد؟
ج2:  حلال نمى باشد كه آن پولها را بدون اجازه بردارد.
س3:  مردى كه با زن دومّى ازدواج كرده و زن اوّليش را ترك كرده و با او مقاربت نمى كند و نفقه نمى دهد با اينكه از او سه پسر و سه دختر دارد، و در بعضى از وقتها اين زن براى زيارت عتبات مقدسّه و يا براى كسب روزى بدون اذن شوهرش بيرون مى رود آيا بر آن گناهى هست و يا حكم ديگريست، در صورتى كه نفقه كودكان و لوازم زندگى آنها از دسترنج آن زن تهيّه مى شود؟
ج3:  اگر ظاهر حال آن مرد سپردن امر به آن زن است كه طبق ميل خود كار كند بيرون رفتن او بدون اجازه شوهرش جايز مى باشد، و هم چنين اگر آن را در خانه جداگانه گذاشته باشد و به آن زن و كودكان هيچ سرى نزند باز هم بيرون رفتنش جايز است.
س4:  زن آيا به ذى رحم (خويشان) لاحق مى شود، و در صورتى كه لاحق نشود آيا بر او جايز است كه هبه ( بخششى ) كه شوهر به او كرده است در صورتى كه نفقه اش را نمى دهد از نفقه اش (خوراك و پوشاكش) حساب كند يا نه؟
ج4:  زن از ارحام (خويشان) نيست شوهر حق دارد هبه اى كه كرده است پس بگيرد و امّا نفقه ، زن حق دارد كه آنكه به او داده است عوض نفقه اش بردارد، و در صورت اختلاف و نزاع ميان آن و شوهر در باره نفقه واجب است كه به حاكم شرعى رجوع نمايند.
س5:  دختر علويّه ادعّا مى كند كه پدرش در خرج كردن به خانواده اش كوتاهى مى كند و وضع ما بدانجا كشيده كه در جلو مسجدها دست نياز به مردم باز كنيم تا پولى بدست آورده و خرج زندگى نمائيم، و حتّى اهل منطقه شناختشان از اين سيّد اين است كه او ثروتمند است ولى به خانواده اش بخيل است، آيا جايز است بر او بر فرض اينكه نفقه به خانواده اش بدهد از حق سادات بدهد، و در فرض اينكه پدر ادعّا مى كند كه آنكه بر او واجب است لباس و خوراك است و دادن ديگر چيزهائى كه اختصاص به زنان دارد مثلا و هم چنين پول جيبى دادن كه در عرف مرسوم است به او لازم نيست بدهد، و در مفروض سئوال اگر به پدر لازم باشد كه اين لوازمات را بدهد چونكه وضع فعلى و عادت و عرف بر اين جارى شده است در اين صورت تكليف اولاد چيست؟ آيا به زن و يا يكى از فرزندان جايز است در پشت سر آن و بدون رضايت آن از مال آن بردارند تا در مخارج خودشان صرف نمايند؟
ج5:  ظاهر اينست كه به پدر اين مخارج اضافى واجب نيست، و بر آنها جايز نيست كه از مال آن بدون اطلاع آن بردارند، و جايز است حق سادات را بر آنها بدهند در صورتى كه عاجز از كسب كردن باشند و يا كسب مناسب شأنشان نباشد.
س6:  زيد در خرج كردن مالش سفيه (ولخرج) است مالش را در محلش صرف نمى كند و يا اينكه زياده از شأن خود خرج مى كند و يا به بعضى اشخاص قرض مى دهد، در آخر ماه كه مى آيد در صورتى كه چيزى ندارد كه به زن و فرزندش خرج نمايد، زن او مى گويد كه وضع او را كه اين چنين ديدم من كارى براى مصلحت شوهرم و فرزندش و خانه اش كردم، و آن اينست كه هر مرتبه از جيب او مبلغى را بدون اينكه به او بگويم برداشتم و براى روز تنگى معيشت نگه داشتم آيا اين عمل براى من جايز است يا نه و آيا اين احتياج به اجازه حاكم شرع و يا وكيلش دارد يا نه؟ زيرا كه او سفيه است ؟
ج6:  ظاهر در سفيه بودن اينست كه در سفاهت لازم است كه حفظ نكردن مالش در نظر عرف از كمى درك آن سرچشمه بگيرد، به طورى كه تصرف او به سبب كمى دركش خوب نباشد، امّا اگر ولخرجى كردن او از كم فهمى او ناشى نباشد بلكه به خاطر منظورهائى كه اختصاص بخودش دارد باشد سفاهت با آن محقق نمى شود، علاوه بر اين اگر سفيه هم بوده باشد، براى زن ولايتى بر او نمى باشد بلكه ولايت از آن حاكم شرعى و ولىّ عرفى او است، و ولىّ عرفى نزديكترين فاميل نسبى او بنابر احتياط وجوبى هست، بلى اگر زن بداند كه او رضايت دارد از او چيزى براى روز مبادا بر دارد بر او جايز مى باشد بدون اينكه از او اجازه بخواهد، ولى براى او باز هم خرج كردن به خوراكى خانه و مثل آن جايز نيست، و تصرّف او صحيح نمى باشد مگر اينكه اذن بدهد، و يا بعد از تصرف اجازه بدهد.
س7:  مرد ثروتمندى كه بر خانواده اش بخل مىورزد، زنش از اموال او بدون اينكه او بداند و اگر بداند هم راضى نمى شود بر مى دارد و خرج خانواده مى نمايد آيا اين عمل جايز است؟
ج7:  لازم است كه در اين خصوص به حاكم شرعى مراجعه نمايد.
س8:  مقصود از نفقه متعارف واجب بر شوهر و پدر چه چيز است؟ آيا منظور مناسب شأن شوهر است و يا مناسب شأن زن هست در حدود آن اندازه كه بر آن شوهر بدون حرج توانائى داشته باشد؟
ج8:  نفقه واجب بر زن و فرزند در خصوص نشيمنگاه آنست كه نشيننده را بپوشاند و آن را از سرما و گرما و باران و همانند آنها نگهدارد، و امّا خوراك بدان سان است كه بدن به آن احتياج دارد و قوام بدن با آن مى باشد و پيوست به آن مى گردد نوشيدنى و لباس به مقدارى كه بدن به آن احتياج دارد و از آن لحاظ مورد اهانت قرار نگيرند، و براى خصوص زن نفقه هائى كه لذت بردن شوهر به آن بستگى دارد در صورتى كه از او آن را بخواهد، همانند نفقه زينت و شستن كه بر طرف كننده نفرت هست و مانند آن بلكه احتياط وجوبى آنست كه خرج غسل كردن را هم كه او سبب شده است بايد بدهد، امّا بيشتر از اين پس آن از وسعت دادنى است كه استحباب شرعى دارد، همانطورى كه از رفتار خوب حساب مى شود كه افراد خانواده اگر برتر از آنچه بر او واجب است از مال و خدمت از او متوقع باشند و او بر آورده نمايد.
س9:  اگر شوهر از دادن نفقه كه بر او واجب است خوددارى كرد، براى زنش چه كارى سزاوار است بنمايد؟
ج9:  زن حق دارد كه به حاكم شرعى رجوع نمايد و از آن طلاقش را بخواهد.
س10:  پس از جريانات اخير در سال 1990 برادرم زندانى شد و من نمى دانم كه آيا زنده هست و يا مرده است، او و زنش و دوتا فرزندش با من در خانه اى كه از پدرمان به ارث رسيده بود زندگى مى كرد و نزد ما در همان خانه مادرم و برادرانم زندگى مى كردند (و ما برادران همگى) هرچه مخارجات زندگى و لوازم منزل و تعميرات و تجديد بناء منزل را كه مى كنيم هيچ يك حساب نمى كنيم چون تفاوتى ميان ما نيست، و در طول اين مدت كه برادرم در زندان هست و زن و كودكانش با من در همان خانه مى باشند و من مسئول مخارج و زندگانى آنها بودم، ولى در سال گذشته زن برادرم فرزندانش را گرفت و به خانه پدرش رفت، معلوم باشد كه آن دختر خاله من است، اكنون از من زن برادرم مى خواهد كه تمامى اموال و اثاث خانه برادرم را به او بدهم در صورتى كه اثاث خانه بيشترش مشترك و مشاع هست، آيا ما را حضرتعالى به چه امر مى فرمائيد كه مورد رضايت خداوند متعال باشد، آيا اموال برادر زندانيم را به زنش بدهم؟ در صورتى كه عايدات ساليانه باغى را مى گيرد؟
ج10:  جايز نيست كه سهم برادرت را به زنش بدهى تا زمانى كه وفات او را ندانسته اى، بلكه بر تو واجب است كه سهم او را براى او نگهدارى، بلى براى زنش اين حق هست كه نفقه خودش را از تو بخواهد و براى تو لازم است كه نفقه او را از مال برادرت بدهى، و همچنين دادن نفقه كودكان هم در صورت احتياجشان واجب است كه بدهى، بلى ضرورى است كه به حاكم شرعى پيش از دادن نفقه مراجعه كنى، مگر اينكه از طرف برادرت وكيل باشى كه در اين صورت اجازه گرفتن از حاكم شرعى لازم نيست.

«« « 1 » »»