: جستجو

(تربيت فرزندان)

س1:  معلمى است كه در يكى از مدرسه ها درس مى گويد، گاهى ناچار مى شود كه كودكان را براى مصلحت آنها بزند آيا جايز است كه بزند يا نه؟
ج1:  اگر با اجازه ولىّ آنها باشد جايز است بشرط اينكه زياده روى نكند و به اندازه كه احتياج است بزند و نبايستى براى روگردانيش و يا براى دل خنك كردن بزند.
س2:  شخصى برادر شلق (بد اخلاق) خودش را بدون اجازه پدرش به خاطر كمتر بودن احترام و ادبش مى زند و پدرش از اين تأديب خوشش نمى آيد، آيا اين عمل آن موجب عاقّ بودن نمى شود؟
ج2:  جايز نيست بر او كه بدون اجازه پدرش برادرش را بزند، زيرا كه براى او ولايت بر آن نيست، و در صورتى كه اجازه دهد لازم است كه بر زدنهاى كمى اكتفاء كند مگر اينكه احتياج به زياد باشد.
س3:  فرموديد كه زدن فرزند كوچك به جهت روگردانيت از آن و يا براى انتقام كشيدن جايز نيست، در صورتى كه پدر گاهى فرزندش را به جهت بلند كردن صدايش و نعره زدنش و يا به جهت مانع شدن از خواب مهمان و يا بعضى از اهل خانه و يا همانند اينها مى زند آيا جايز است كه بزند يا نه؟
ج3:  اگر به جهت ادب كردن فرزندش باشد و يا به خاطر دفع ضررش و شرّش باشد عيب ندارد امّا اگر به جهت انتقام باشد جايز نيست.
س4:  فرموده ايد كه فرزندان را بيش از شش ضربه كه با مدارا باشد نزنند آيا اين فتوى هست، و آيا اين حكم در صورت عدم كفايت شش ضربه در ادب كردن كودك باز هم باقى است؟
ج4:  اين فتوى هست، ولى در موقع احتياج و ضرورت به جهت كافى نبودن شش ضربه در ادب كردن فرزند و باز داشتن شرّ آن بيشتر از آن هم جايز است همانطورى كه در منهاج اشاره كرده ايم، پنج ضربه و شش ضربه مقتضاى اصل اوّلى هست براى اينكه ادب با آن محقق شود و اين در زمانى است كه انسان نداند كمتر از آن كفايت مى كند و يا كفايت نمى كند.

«« « 1 » »»