: جستجو

(احكام فرزندان)

س1:  اگر خانم دكترى آب (اوول) به جمعى از زنان در طول چندين سالى تلقيح نمايد و آنها زايمان كنند، سپس بگويد كه از منى شوهرش عوض شوهرهاى زنها تلقيح نموده است حكم آن فرزند چيست و حكم تصديق كردن آن چگونه است؟
ج1:  فرزندان ذكر شده به شوهر خانم دكتر نسبت داده نمى شود، و هم چنين به شوهرهاى زنهاى تلقيح شده هم نسبت داده نمى شود مگر اينكه يقين به چگونگى قضيّه پيدا شود.
س2:  مردى كه عقيم (نازا) است او را زنى هست كه پس از مدتّى آن زن چهار تا فرزند بوجود آورد پس از سئوال كردن روشن شد كه فرزندان از پدر شوهرش هست آيا حكم زن و حكم فرزندان و حكم پدرى كه زائى است چيست؟
ج2:  حكم مى شود كه فرزندان اولاد پسرى كه شوهر زن است مى باشند، و به زنازاده بودن آنان كه از پدر باشد حكم نمى شود مگر اينكه زنازاده بودن چنان يقينى باشد كه هيچگونه شك و ترديدى در آن نباشد.
س3:  كسى كه با مادرش بدون اينكه بداند زنا كرده چونكه مواد مخدّر استعمال كرده بود و پس از گذاشتن زمانى مادرش حامله شد حكم اين فرزندى كه در بطن مادر است چيست و حكم اين پسر و مادرش چيست؟
ج3:  اگر پدر آن پسر موجود است به طورى كه احتمال داده شود كه فرزندان از آن است فرزند ملحق به آن مى شود و اگر پدر مرده باشد و يا مسافرت رفته باشد فرزند ولد الزناء است و از پدرش ارث نمى برد لكن از مادرش ارث مى برد و آن در ساير احكام به اين دو تا ملحق است.
س4:  من به زنم طلاق داده ام و نزد من از آن پسرى هست در آنوقت از من خواست كه فرزندش را نگهدارى كند و گرفت و پس از مدت شير خوارگى شرعى مى توانم آن را بگيرم از آن و آن را آن طورى كه مصلحت ميدانم تربيت نمايم؟
ج4:  جايز است بر تو فرزندت را بخواهى و تو از مادرش پس از پايان مدّت شيردهى به نگهدارى آن سزاوارتر (ذى حق) هستى.
س5:  آيا پدر مى تواند فرزند خودش را از انجام دادن كار معيّنى منع كند در صورتى كه احتمال ضرر در آن كار به آن و يا به آنها باشد؟ و آيا بدون اينكه ترس از ضرر باشد فقط براى اينكه آزمايش كند كه فرزندش چه اندازه در اطاعت او است نهى كند، مى گويم كه آيا واجب است بر فرزند اطاعت پدرش را بنمايد يا نه؟
ج5:  امّا منع كردن بطور اجبار جايز نيست مگر اينكه ضرر مهمّ باشد به طورى كه آن ضرر را وارد كردن به خود هم حرام باشد، و امّا منع كردن با نهى كردن از انجام كارى بدون اينكه اجبار بر ترك آن نمايد آن به پدر جايز است لكن به فرزند واجب نيست اطاعت از او كند مگر اينكه از عمل نكردن به گفته او عاقّ بودن لازم بيايد بدين لحاظ كه بدى كردن با پدر بوده و از مقتضاى پدرى بدر رفتن در نظر عرف باشد به طورى كه آن را مردم تعدّى بشمارند، اين در فرزند بالغ و بزرگ است امّا در كودك كوچك ولىّ آن پدرش باشد و يا غير پدرش باشد مى تواند بطور اجبار از آنچه به او ضرر مى رساند هميشه منع كنند.
س6:  پسر بچّه يا دختر بچّه وقتى كه در حضانت و نگهدارى مادرش بطور كامل باشد اگر مادر مسافرت طولانى نمايد حق حضانت او در حال مسافرت به جدّه (مادر مادر) و يا به ديگرى منتقل مى شود و تا چه حدّى از سنّ دختر و پسر حق حضانت ادامه پيدا مى كند و آيا پدر سزاوارتر است به حضانت آنها از مادر و جدّه به هنگامى كه براى كودك مربّيه آماده كند، و آيا حضانت او در صورت مسلمان نبودن تربيت دهنده با احتمال اينكه تربيت او در ببار آمدن كودك اثر بگذارد و آن را از دين اسلام خارج نمايد باز هم نفوذ دارد؟
ج6:  حق حضانت (نگهدارى) حق مادر است تا پايان مدت شيردهى، و هنگاميكه كودك از شير باز شد حق به پدر منتقل مى شود و به جدّه و غير آن انتقال نمى يابد و همچنين اگر مادر فرزندش را ترك نمايد و مسافرت كند باز هم به پدر منتقل مى شود آرى براى پدر ملاحظه مصلحت كودك لازم است، و بايستى براى آن نگهدارى و حضانت را بطورى آماده كند كه به بدن و دين كودك ضرر نرساند، ولى اين باعث نمى شود كه حضانت به ديگرى منتقل شود، به طورى كه بر ديگرى حق باشد.
س7:  زمان حق نگهدارى مادر چه اندازه است و كى به پدر منتقّل مى شود؟
ج7:  مادر سزاوارتر است (ذى حق است) پسر و دخترش را مادامى كه شير مى خورند نگهدارى كند پس وقتى كه از شير باز شد پدر سزاوارتر به نگهدارى آنها مى باشد لكن اين به آن معنا نيست كه هر يك از آنها در زمان نگهداريشان كودك را حبس نمايد و از ديدار آن ديگرى مانع شود، بلكه براى پدر اين حق هست كه در دوران شير خوارگى فرزندش علاوه از مادرش بر او نظارت داشته باشد، و براى مرد هم لازم است پس از باز شدن از شير ديدار و مواصلت در ميان فرزند و مادر را مانع نشود تا فرزند از مهر مادرى برخوردار باشد، بدان سان كه مصلحت فرزند تقاضا مى نمايد و مطابق آنكه يك پدر مسئول به رعايت صلاح فرزندش تشخيص مى دهد تا اينكه به مقتضاى ولايتش عمل كرده باشد و فرزند چيزى كه ملك پدر و يا مادر باشد نيست كه مطابق دلخواه خودش با آن رفتار نمايد.
س8:  آيا زن حق دارد حق خود را درباره نگهدارى كودكى كمتر از دو سال ساقط كند، و اگر چنانچه اين حق را داشته باشد آيا بر ولىّ واجب است او را نگهدارى كند و يا واجب نيست بلكه نگهداريش نيكوكارى مى باشد؟
ج8:  از حق مادر اينست كه حق نگهدارى خودش را اسقاط نمايد، و از نگهدارى كودك خوددارى كند، زيرا كه او مجبور به اين كار نمى باشد و در اين وقت نگهدارى آن به پدر واجب مى شود، و او مى تواند خودش و يا وكيلش آن را نگهدارى كند، به جهت اينكه به مقتضاى ولايتش عمل نمايد.
س9:  كسى در خيابان كودكى را پيدا كرده كه يك روزه و يا دو روزه بوده است آيا جايز است كه بر او نام بگذارد و بر او شناسنامه به فرزندى خود بگيرد؟ و در صورتى كه جايز نباشد آيا او بدون هويّت و بدون شناسنامه بماند، و آنوقت در اين عصر او چگونه مى تواند زندگى نمايد؟ رأى حضرتعالى در خصوص شخصى كه اولادى بر او متولد نمى شود پسر بچه و يا دختر بچّه اى را به فرزندى خود بگيرد چيست؟
ج9:  براى او جايز است اين كار را بكند بلكه اين كار اجر و ثوابى هم دارد ولى نبايستى نسب كودك با نسب او مخلوط گردد، و اين را ثابت كند و شاهد بر آن به صورت شرعى بگيرد تا او را از ارث بردن باز دارد و از وارد شدن به زنان هم منع نمايد، و براى شناسنامه اثرى نمى باشد.

«« « 1 » »»