: جستجو

(صدقات)

س1:  در منطقه ما مسجدى هست در محرم الحرام هر سال مراسم عزادارى و شعاير حسينى برپا مى شود و عادت اهل اين سامان اينست كه موقع وارد شدن به مسجد مقدارى از مال خودشان به عنوان كمك و يا نذر مى دهند و اين عادت را « صينيّه » مى گويند براى امام حسين (عليه السلام) است، و پرسش از اين است كه اين مال براى خود مسجد است و يا براى برپا نمودن عزائى كه به مناسبت شهادت امام حسين (عليه السلام) است؟ و آيا جايز است اين اموال را در بناء مسجد كه احتياج به بناء دارد بكار برد؟
ج1:  از چگونگى جمع آورى اين اموال اين شناخته مى شود، پس اگر بناء بر اين است كه اموال براى عزادارى امام حسين (عليه السلام) است، همانند اينكه به صندوق نوشته شود مثلاً ( وقف امام حسين (عليه السلام) است ) اين براى مجلس عزادارى حسينى صرف مى شود، و اگر به صندوق نوشته شود ( وقف مسجد است ) آن وقت براى مسجد بايد صرف شود، و يا اگر دليل ديگرى غير از اينها باشد كه دلالت كند بر يكى از دو جهت به آن عمل مى شود.
س2:  قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) ما آمن بى من بات شبعانا و جاره جائع » ترجمه: پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود ايمان نياورده به من كسى كه در حالتِ سيرى بخوابد و حال آنكه همسايه او گرسنه باشد ». آيا كمك نكردن به همسايگان فقير از طرف ثروتمندان و خصوصاً كه طلبه علوم دينى باشند خلاف شرع است و يا خلاف مروّت است؟
ج2:  براى ثروتمندان مستحب است كه از اموالشان كمك نمايند، و امّا طلبه علوم دينى را هم كمك نمودن از اموال خصوصى باز هم مستحب است، و اما حقوق واجبى را لازم است كه در مصرف شرعيش خرج نمود و از عهده امانتدارى خارج شد، و در وسع ما نيست كه آن را معين نماييم.
( بل الأنسان على نفسه بصيرة ) ترجمه بلكه انسان به نفس خود آگاه تر است بلى شك نيست كه مساعده فقراء از مصرفهاى حقوق است، ولى آنكه لازم است اينست كه در صرف سهم امام (عليه السلام) بايستى از حاكم شرع با آن تفصيلى كه در رساله مان منهاج الصالحين گفته ايم اجازه گرفت.
س3:  نجات دادن شخصى و يا جمعى از انحراف و كار بد كه ناشى از فقرشان مى باشد، بستگى به دادن اموال ( پول ) خاصّ انسان باشد آيا دادن آن واجب است؟
ج3:  واجب نيست، بلى آن از بهترين كارهاى نيك است.
س4:  بعضى از پيرمردها را ديدم كه در بازار و بعضاً در كوچه ها مى نشينند و آن مصحف شريف را باز مى كنند و با صداى بلند قرآن مى خوانند و مردم به او پول احسان مى نمايند، آيا اين عمل مناسب با مقام قرآن كريم است؟ و آيا از نظر شرعى اين عمل جايز است؟ و آيا جايز است صدقه دادن به او كه به اين كار بيشتر رغبت نمايد و خواندن قرآن در اماكن عمومى احياء گردد؟
ج4:  بلى دادن مال به آن جايز است.
س5:  اموالى كه براى عزاى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) و يا براى بناى عزاخانه و يا آنكه به فقراء و يا براى هر كار خيرى جمع مى شود، پيش از آنكه در محلّش صرف شود، آيا مال عطا كننده است، و يا مال آن جهتى است كه به آن جهت داده شده است، و يا اينكه مال هيچكدام نيست؟
ج5:  بر آنها حكم صدقه ها و احسانها بار مى شود، پس آن يا از ملك صاحبش خارج است و يا باقى هست در ملك آن، لازم است كه در آن جهت خيريّه اى كه براى آن معين شده است و يا در مثل آن در صورت عدم امكان آن خرج شود و شايد اوّلى بهتر باشد.
س6:  پيشنمازها نوعاً به بعضى مسايل مبتلا مى شوند همانند آنكه به حضورتان ذكر مى كنم: مثلاً فقيرى مى آيد و به پيشنماز مى گويد كه بدين اميدم كه به مؤمنين خبر دهى كه من احتياج شديد دارم و يا محتاج كمك براى معالجه در خارج دارم، پيشنماز هم به مؤمنين گفتار آن را خبر مى دهد و براى او مال جمع مى شود پس از مدّتى مريض تصميم مى گيرد كه در شهرش معالجه نمايد، و عنوان تغيير مى يابد، و يا پولى جمع مى كنند به بناى حسينيّه مثلاً در ايام عاشورا و يا براى مسجد پول جمع مى كنند ولى اوضاعى پيش آمد مى كند كه ساختن آن ممكن نمى شود و يا موضوع عوض مى شود، در اين دو حالت و يا همانند اين حالتها برگرداندن مال به صاحبانش ممكن نمى شود، زيرا كه تمامى احسان كنندگان را نمى توان يافت، آيا در اين خصوص راه حلّى براى خلاصى و بريئى شدن ذمّه از اين اموالى كه به عنوان خاصّى جمع شده است وجود دارد؟ و آيا ممكن است براى نماينده هاى شما تصرف در آن اموال مطابق دستورى كه درباره تصرف مذكور مى فرماييد بنمايند، و از جنابعالى درخواست مى كنيم راه چاره را درباره اين اموال بفرماييد، اين در صورتى است كه برگرداندن مال از شخص ممكن باشد و در صورتى كه خود را محتاج دانسته و مالها را در غير از آن عنوانى كه مال براى آن جمع شده است خرج نموده است حكمش چيست؟
ج6:  اگر دادن مال به شخص مزبور به عنوان اينكه اكنون ملك او باشد و مصرف مخصوص به عنوان داعى بود آن وقت شخص مذكور آن مال را مالك مى شود و ممكن نبودن خرج آن در مصرف مخصوص و يا منصرف شدن از خرج آن در آن مصرف مخصوص از ملك او بيرون نمى كند،
بلى اگر خرج كردن در مصرف مخصوص به عنوان شرط باشد آن وقت دهنده پول مى تواند فسخ نمايد و براى او خرج كردن در غير از مصرف مخصوص جايز نيست مگر اينكه با اجازه دهنده مال باشد،
اما اگر مصرف مخصوص به عنوان داعى باشد لازم نيست بر آن مقيّد باشد و دهنده در صورت خرج نكردن در مصرف مخصوص نمى تواند فسخ نمايد،
و اما اگر دادن مال به عنوان اينكه مال آن شخص باشد نبوده بلكه به عنوان احسان در مصرف مذكور باشد، در صورت ممكن نبودن آن مصرف مذكور، و يا در صورت عوض كردن آن ، معين مى شود كه مال را در مصارف صدقه ها و نيكوكارى كه موجب تقرب به خداست خرج نمايد و بايستى كه اين هم با اجازه دهنده مال باشد.
و چنانچه رجوع كردن به دهنده مال ممكن نباشد، احتياط وجوبى اين است كه به حاكم شرعى و يا به نماينده اش رجوع نمايد، و اين هم در صورتى است كه دهنده مال پيشنماز را در مصرف كردن وكيل ننمايد، و اگر او را وكيل مطلق كند در مصرف كردن آن، آنوقت او متولى مى شود و احتياج به مراجعه به دهنده مال و حاكم شرع نمى باشد.
اينها هم در صورتى است كه مصرف خداپسندانه باشد همانطورى كه در مفروض سؤال است وگرنه در صورتى كه دهنده مال تمليك نكند به آن شخص و در مصرف نظر نيكوكارى نداشته باشد و تبرّع نكند آن وقت لازم است كه به مالك رجوع نمود، زيرا كه مال در ملك آن باقى مانده است و برا و واجب نيست كه آن را در جهت مخصوصى و يا عمومى خرج نمايد، بلكه حق دارد كه هر وقت خواست پس بگيرد.

«« « 1 » »»