گوهر تابان

نگرشي كوتاه

 

بر زندگي آيت الله العظمي

سيد محمد سعيد حكيم (دام ظله)

 

بسم الله الرحمن الرحيم

يكي از مهمترين ره آورد مكتب انسان ساز اسلام ، ساختن وپرورش دادن انسان است . انساني كه بار امانت ورسالت الهي را در عمق جان وروح كه بار امانت ورسالت الهي را در عمق جان وروح وروان خويش بارور ساخته وجان خود را در راه بسط گسترش آن نثار وايثار مي كند وزيباترين و زيبنده ترين جلوه گاه اين هنر واثر پس از بعثت نبي مكرّم (صلى الله عليه وآله وسلم) پرورش يا فتگان مكتب رسالت ونبوت ، امامان معصوم (عليهم السلام) بوده اند . كه در صحنه اجتماعي ومردمي در طول تاريخ حضور عيني ونقشي جاودانه داشته و دارند كه نه تنها در صحنه جهاد واجتهاد بلكه در صحنه هاي اخلاق ومنش وروش وگفتار وكردار خويش آيات الهي را تجسم عيني بخشيدند وبراي جامعهِ بشريت ـ در گذر زمان ـ تفسير كردند وجويبارهايي از كوهسار انديشه وخرد وسر چشمه هاي گوارايي از معرفت و معنويت وحقيقت از زلال روح وروانشان براي هميشه تاريخ وهمه بشريت جاري ساختند و از محضر روح پرور وخرد نواز آنان معارف الهي وعلوم اسلامي وانديشه هاي انساني چون نسيم سحري واشراق نور خورشيد وباران دانش بهاري بر كوير عطشناك انسان وانسانيت جاري گشت وانسانهاي خفته رابيدار و روحهاي سرگشته وسرگردان را پناهگاه وجسم وجان آدميان را باشور ايمان وعشق وشوريدگي وبه آب تقوي وپتك رياضت صيقل بخشيدند. بگونه اي كه كوثر گوارائي از كوهسار آدميان جوشيد وگلبوته هاي مهر وعطوفت وادميّت روئيد وانگاه كه انسان مظهري از اسماء الهي گرديد خداوند بر اين شاهكار خلقت خويش با آن شور عارفانه وايمان خالصانه وبه جلوة جلال درون وكمال برونِ گل سر سبد افرينش ، افرين فرمود: ((فَتَبَارَكَ اللَّهُ احْسَنُ الْخَالِقِينَ)) (1) .

پس از غيبت كبري وگمگشتگي انسان سر گرداني از آنان، امامان معصوم (عليه السلام) بار امانت رسالت وهدايت انسان را بردوش عالمان و انديشمندان ووارثان علم ومعرفت وايمان وپرچمداران جهاد واجتهاد زمان نهادند زيرا كه فقيهان وارثان رسالت انبياء از آدم تا خاتم (عليهم السلام) هستند (2). واز پيامبران الهي سنگين امانت را بردوش كشيدند و از گفتار وكردار امامان معصوم (عليه السلام) مشعل فروزان فقاهت ومعرفت وهدايت بشريت را در دست گرفتند. زيرا امين حضرت حق در حلال وحرام ـ وامر ونهي ـ او هستند (3) واين سر اغاز راهي بود كه عالمان وارسته، كه از خُلق بد وراسته اند وبخدا پيوسته اند پرچمداران اين جهد وجهاد واجتهاد گشتند.

 

نقش فقه وفقيهان در گذرزمان:

فقه، يعني هنر خوب فهميدن دين وآئين (4). امّا از ديدگاه مسلمانان صدر اسلام ، آگاهي از راه آخرت وشناخت طاعت وپرهيز از معصيت ومعرفت دقيق وعميق آفات جانها وروانها وتباهيهاي كردارها وبهتر فهميدن حقارت وپستيهاي دنيا وشور وشوق فزون رغبت ورزيدن بر نعمتهاي آن سراي جاودانه ، خوف وخشيت از محضر باريتعالي است (5). اگر درخت فقه در جاني پاك وپارسائي وراسته زاهدي بي باك بار دانش گرفت ميوه ومعرفت ويقين بار مي دهد وچرخ نيلوفري را به زير گامهاي خويش در مي آورد وفقاهت چون با قداست وشجاعت در آميزد واز كوثر تقوا مايه گيرد وبا بصيرت آميخته شود سر چشمه هاي زلالي از دين وايمان در كوير روح وروان عطشناك انسان جاري مي سازد . اگر عبادت با بصيرت ، قداست با فقاهت وپارسائي وزهد با ژرف انديشي واجتهاد با جهاد با حضور عيني در صحنه هاي اجتماعي همراه گردد، جاودانه مردي بارمغان مي آورد وستاره اي مي درخشد كه ماه مجلس پارسايان وعارفان وزاهدان ووارستگان ومجاهدان واز جان گذشتگان خواهد شد. وجامعه ومردم را از حضيض ذلت به اوج عزت خواهد رساند ، عالمان عارف كه سير در افاق وانفس داتشه اند صورت وسيرت آنان گواه صادقي از شمايل پارسايان گشته است.

حوزة علميه نجف اشرف پايگاه استوار و دژ مستحكم تشّيع ـ كه قدمتي هزار ساله دارد ـ مهد انديشه وقلم وزادگاه عالمان راستين ، چنين انسانهاي فرهيخته وفرزانه اي را پرورانده است . حوزه اي كه كعبه علم وتقوا ومرغزار هميشه سر سبز فقه وفقهات گشته است اين همه رهين وجود ذيجود مظهر عشق واخلاص وبارگاه قدسيان وحريم فرشتگان حرم مطهر امير مؤمنان (عليه السلام) است . همو كه از كوهسار بلند وبالاي او چشمه هاي دانش وعرفان وجويبار هاي فضيلت وايمان وسيلاب عشق ومعرفت ريزان است ومرغ انديشه ها.

از بريدن ورسيدن به قله والايش گريزان است، فقيهان جرعه نوشان اين كوثر هميشه زلال وجاري ايمان او كشته اند، اين ديار پربار وسر شار از فضيلت ، استوانه هائي از فقه وفقهات وفرزانه هايي از جهاد واجتهاد وشهادت ونمونه هائي كم نظير از زهد ورياضت به جهان تشيع عرضه كرده است.

حضرت آيت الله العظمي سيد محمد سعيد طباطبائي حكيم (مد ظله) كه از نسل امام حسن مجتبي (عليه السلام) و از سلسله وسلاله قبيله فقيهان واز تبار اين عالمان وپرورش يافته مكتب اين فرهيختگان خدا ترس وخداجوي است . كه نگاهي گذرا به زندگي ايشان داريم.

 

ولادت ونسب وسلاله ايشان:

در فضاي مقدّس وپاك نجف اشرف و در كنار مرقد مطهّر مولاي متّقيان علي (عليه السلام) ورز هشتم ماه ذي القعده سال 1354 هـ ق برابر با 1314 هـ ش در خانواده اي صميمي وسر شار از محبت واكنده از عطر مِهر ولايت از پدري بزرگوار وبا كرامت ومادري پاكدامن وبا نجابت فرزندي بدنيا امد كه شرافت اصالت او از دو كوثر جاري سيادت برخوردار بود پدرش حضرت آيت الله سيد محمد علي طباطبائي حكيم (مدّظله) وما درش صبيّه بزرگ مرجع جهان تشيّع مرحوم حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محسن حكيم (قدس سره) مي باشد . اولين نواده اين مرجع بزرگ جهان تشيع وگرانمايه در اين خاندان چشم به جهان هستي گشود و در دامن اين خاندان پرآوازه وخوشنام وبا فضيلت و در ميان اين وارثان پاكي واصالت ونجابت ما لا مال از عشق به امامت رشد كرد و از محضر پدري گرامي وارجمند ومادري با تقوا وپاكدامن ـ كه وارث اخلاق ومكارم نياكان خويش بودند ـ بهره ها برد و از همان آغاز خرد سالي در پيشانيش آثار هوش وذكاوت نقش بسته بود و ادب در گفتار ومتانتي در كردارش اشكار گرديد (6).

 

فرازي از زندگي بزرگوار:

حضرت آيت الله العظمي آقاي سيد محمد علي حكيم مد ظله الوارف.

حضرت آيت الله آقاي سيد محمد علي حكيم (دام ظله) در سال 1329 هـ .ق. در نجف اشرف متولد شد. او دانشمندي با جلالت ومجتهدي بزرگ ، واز استادهاي بحث خارج فقه واصول، و از امامان جماعات در نجف أشرف است.

معظم له بسيار متواضع وبافتوّت وبر نفس خود مسلط ، در كارهايش جدّي ، مورد اعتماد طبقات مختلف مردم، عالم پرهيزكار، باصلاحيّت ، اسوة تقوا است بطوري كه در صفات پسنديده ورعايت ادب زبان زد خاص وعام است و در همة شئون زندگي اش هيچگونه ظاهر سازي و مجامله ورياء ندارد.

 

اساتيدش :

او از حوزة درس امام حكيم اعلي الله مقامه وآيت الله ميرزا سيد حسن بجنوردي (قدس سره) وآيت الله شيخ عبد الحسين حلّى (قدس سره) بهرة فراوان برد و در دروس وبحثهاي اصول فقه آيت الله محقق شيخ محمد حسين اصفهاني نوّر الله مرقده حاضر مي شد.

پشتيباني اش از حوزة علمية نجف اشرف:

باتربيت شاگردان برجسته اي كه در حوزة درسش حاضر مي شدند علاوه بر اين كه در پيشرفت جنبة علمي آنان سعي وگوشش فراواني داشت، با اهتمام ورزي به تربيت ديني واخلاقي شان، كمك شاياني به حوزة علمية مباركه كرد.

در نظر نافذ و دقت صحيحش به اختراعات ورويدادها ودگرگوني ها وجريان هاي اجتماعي فوق العادگي داشت وبه تثبيت خط اهل بيت عصمت وطهارت (ع) اهتمام مي ورزيد و در نشر فرهنگ آنان نقش به سزائي داشت.

معظم له يكي از اركان مرجعيت مرحوم آيت الله العظمي سيد محسن حكيم? ، و يك بار در سال 135

 

 هـ..ق. به نمايندگي از ايشان، همراه با مرحوم حجت الإسلام شيخ محمد رشتي? ، براي حل اختلاف ميان دو گروه از مردم پاكستان به آن كشور اعزام شدند.

مهارت ايشان در علوم روز:

ايشان در ميان علماي نجف به مهارت داشتن در علوم هيئت وهندسه ورياضيات مشهور است مرجع عظيم الشأن مرحوم آيت الله العظمي آقاي حكيم (قدس سره) به أو امر فرموده بودند كه مباحث فقهي ارث را بر اساس قواعد نوين رياضيات بازنويسي كنند. همچنين، ايشان جهت دقيق قبله را در حرم مطهر حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) . معين كرد.

 

فرزندانش:

1 ـ آقاي سيد محمد سعيد (كه بشرح حالش خواهيم پرداخت) .

2 ـ آقاي سيد محمد تقي .

3 ـ مرحوم آقاي سيد عبد الرزاق.

4 ـ مرحوم آقاي سيد محمد حسن.

5 ـ آقاي سيد محمد صالح.

 

تأليفات:

1 ـ رساله اي در خصوص قبله .

2 ـ رساله اي در خصوص درهم ودينار اسلامي.

3 ـ تطبيق مسائل ارث، بارياضيات نوين.

4 ـ بحثي در بارة ساعت زوال (وقت ظهر).

5 ـ تقريرات درس اصول استادش مرحوم آقاي شيخ محمد حسين اصفهاني (قدس سره) . 6 ـ تقريرات درس فقه امام حكيم اعلي الله مقامه.

7 ـ تعليقة بر كفاية الأصول.

8 ـ حاشية فرائد الاصول (رسائل).

 

اساتيد بزرگوار ايشان:

حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد سعيد الحكيم (مدّ ظلّه) چون به سن 10سالگي رسيد پدر فرزانه ايشان چون به فراست وكياست وشور شعور بالاي فرزند خويش نظر كرد . عليرغم اشتغالات علمي وتدريس سطوح عاليه وحوزه اي و پاسخگوئي به مراجعا ت مردم وبرآوردن نيازهاي آنان ، خود، عهده دار تربيت فرزند خويش گشت به درس وتدريس وتعليم تربيت او پرداخت تا آخرين مراحل سطوح عاليه حوزه اي همراه وهمدم او بود. ايشان با نبوغ سرشار وذهن فعّال وشور وشوق فراوان با فرزانگي وچالاكي در مدتّي كوتاه بسرعت اين مراحل را پشت سر گذشت و هنوز جواني بيش نبود كه به حوزه درس خارج راه يافت و در حلقة خواص ومحفل ويژه انديشمندان وگفتگوهاي عالمان سخن هاي ناقدان وبحث ونظر فرهيختگان وراسته اي چون مرحوم حضرت آيت الله العظمي سيد محسن حكيم? ومرحوم حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ حسين حلّي? ومرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي? جاي گرفت. انس طولاني وديرين وخاطرات شيرين ايشان با آن آموزگاران وفكر وانديشه ومحفل علم وعالمان فراتر از شاگرد واستاد بود بلكه رابطه مريد ومراد بود وهميشه همراه وهمدم آنها بود و از حضور در محضر روح پرورخرد نواز آن اربابان معرفت هرگز ملول دل ازرده نگشت وهرگز ترديد به دل راه نداد وسر از پانشناخت وجرعه از كوثر وجودشان چون تشنه كامي در تب وتابِ سيراب نمودن جان وروان خويش بود بخت واقبال با او يار شد وبه دولت همنشيني همراهي همدمي با آنها بهره هاي فراوان برد و از دامن گستران خوان فقه وفقهات جان تشنه كامش را سيراب ساخت.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي حكيم (قدس سره) كه شاهد فراست واستعداد بالا وفكر وانديشه والاي ايشان گرديد اميدها به او بست وگهگاه از آينده روشن وتابناك ايشان سخن ها گفت وبدان درجه از اعتماد اخلاقي ومعنوي واعتقاد علمي ايشان رسيد كه دست نوشته هاي مجموعه علمي وموسوعه فقهي عميق ودقيق ( (مستمسك العروة الوثقي)) را به ايشان سپرد تا پس از بررسي و نقد و نظر در باره مباحث آنها به تنقيح وتصحيح آنها پرداخته وآنرا به چاپ برسانند . ايشان نيز ضمن بررسي ان مباحث فقهي ونكته سنجي و دقت دقيق خود گهگاهي با استاد ومريد خود نيز به بحث عالمانه ناقدانه مباحث مستمسك مي پرداخت . و از سوئي ديگر پيوند ورابطه ايشان با استاد ومراد خويش حضرت آيت الله العظمي حلّي (قدس سره) كه نمونه اي كم نظير در زهد وتقوا وفرزانه اي توانمند ومتبحّري انديشمند در مسائل وپيچيدگيهاي علمي بود بساير طولاني بود وتا آخرين لحظه هاي عمر اين استاد بزرگوار ادامه داشت بگونه اي كه در ميان شاگردان دانش پژوهان خويش بيشتر از ايشان با افتخار وتكريم واجلال سخن مي گفت و از برجستگي هاي اخلاقي ومعنوي وعلمي ايشان هميشه ياد مي كرد.

 

حوزه تدريس ايشان:

معظم له از همان آغاز جواني يعني در سال 1388 هـ . ق. برابر 1346 هـ ش به تدريس بحث هاي عالي وخارج حوزه اي فقه واصول وهمچنين به تدريس تفسير واخلاق پرداختند و در محفل تدريس ايشان جمعي از چهره هاي برجتسه علمي و فكري برگرد وجود او حلقه زدند كه در حال حاضر شاگردان ايشان گرمي بخش محافل علمي وفكري شده اند ودر حوزه علميه نجف اشرف وقم روشني بخش جمعي گتشه اند از جمله آنها آيات وحجج اسلام:

1 ـ آقاي حاج شيخ حسين فرج عمران قطيفي ـ از حجاز ـ از برجسته ترين جهره هاي علمي واستاد خارج آن ديار مي باشند.

2 ـ برادر گرانمايه اش مرحوم سيد عبد الرزاق حكيم (قدس سره)  كه از فاضل ترين شاگردان ايشان بشمار مي آيد و از اساتيد بزرگوار حوزه علميه نجف اشرف بودند كه به تدريس بحث خارج فقه پرداخت وكتابهاي استدلالي ايشان ـ از مباحث فقهي واصولي ـ حكايت از مهارت وتسلط وسيع برديدگاه فقيهان ومباني انديشه آنان دارد. كتابهائي چون زكاه فطره وبخشي از بحث نكاح وهمچنين كتاب علمي در باره علم فلك ونجوم و رابطه وپيوند آنها با احكام شرعي به دانش پژوهان حوزه علميه عرضه كرده است امّا دريغ ، پس از آنكه از زندان ـ در عراق ـ بيرون آمد . بگونه اي مبهم در سال 1413 هـ ق به ديار باقي شتافت.

3 ـ آقاي حاج شيخ باقر ايرواني يكي از مدرسين واساتيد گرانمايه بحث خارج در حوزه علميه قم مي باشند.

4 ـ آقاي سيد محمد جعفر حكيم يكي از مدرسين واساتيد برجسته بحث خارج در حوزه علميه نجف اشرف مي باشد.

5 ـ آقاي حاج شيخ علي كوراني كه يكي از فضلاي حوزه علميه قم هستند واثاري چون ((معجم احاديث امام مهدي عجل الله تعال فرجه الشريف)) وكتاب ( (عصر ظهور)) را به حوزويان عرضه كرده اند.

6 ـ آقاي سيد عبد المنعم حكيم يكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم وسوريه  ونجف مي باشند.

7 ـ آقاي حاج شيخ هادي آل راضي كه يكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم ونجف هستند.

8 ـ آقاي سيد عبد الامير السلمان ، از فضلاء وشخصيت هاي برجسته حجاز.

9 ـ آقاي سيد صادق حكيم فرزند برومند مرحوم آيت الله سيد يوسف حكيم (قدس سره) ويكي از مدرسين بحث خارج در حوزه علميه قم مي باشند.

10 ـ آقاي حاج شيخ عبد الحسين آل صادق عاملي يكي از علماي بنام استان نبطيّه ـ در جنوب لبنان ـ است.

11 ـ شهيد بزرگوار آقاي سيد عبد الوهاب فرزند ديگر مرحوم آيت الله سيد يوسف حكيم (قدس سره).

12 ـ آقاي شيخ يوسف عمرو يكي از قاضيان دادگاههاي شيعه جعفري در منطقه طبيل وكسروان ـ در لبنان ـ است وكتابي بنام ((ديباجه اي بر اصول فقه جعفري)) را به نگارش در آورده است.

13 ـ شهيد بزرگوار سيد محمد رضا فرزند بزرگوار حضرت آيت الله سيد محمد حسين حكيم (قدس سره) كه از استايد حوزه علميه نجف اشرف و يكي از اساتيد برجسته دانشكده فقه در نجف اشرف بودند.

14 ـ آقاي سيد حيدر حسني عاملي از فضلاي لبنان.

15 ـ شهيد گرانمايه آقاي سيد محمد حسين حكيم فرزند بزرگمرد جهان تشيّع مرحوم حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محسن حكيم (قدس سره).

16 ـ اقاي شيخ محمد خاقاني از فضلاي حوزه علمية قم.

17ـ آقاي سيد محمد باقر فرزند بزرگوار آقاي سيد محمد صادق حكيم (قدس سره) كه در حال حاضر يكي از مدرسين بحث خارج فقه واصول در حوزه علمية نجف اشرف مي باشند.

18 ـ فرزند گرامي ايشان آقاي سيد رياض حكيم.

19 ـ آقاي سيد محمد حسين بحر العلوم.

20 ـ آقاي شيخ نبيل رضا علوان البغدادي.

21 ـ مرحوم سيد ايمن خلخالي كه بهمراه فرزند مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي (قدس سره) در حادثة ناگواري در راه نجف اشرف به رحمت ابدي حضرت حق پيوست.

22 ـ آقاي سيد محمد رضا بحر العلوم.

 

تأليفات ايشان:

معظم له از همان آغاز تحصيل در حوزه علميه نجف اشرف به نوشتن ونگارش تمام درسهاي خود پرداخت و از سوي ديگر همزمان با آن در همه مراحل سخت ودشوار ـ كه در بخش زندگينامه ايشان خواهد آمد ـ هرگز دست از نگارش برنداشت لحظه هاي عمر خود را با شور وشوق وعشق به تحصيل گذارند ، بگونه اي كه آثار بجا مانده از ايشان تاكنون مجموعه اي بيش از 40 جلد مي باشند.

كه از جمله آنها:

1 ـ المحكم في اصول الفقه، در اين مجموعه با بحث استدلالي . مباني انديشه اصولي خود را با ديدي ژرف وعميق وبكارگيري منطق واستدلال وبرهان در 6 جلد تمام مباحث اصول را به تحقيق پرداخته وبه حوزويان ارجمند عرضه كرده است.

2 ـ دوره فقهي ((مصباح المنهاج)) كه شرحي بر فقه استدلالي ((منهاج الصالحين)) بزرگ مرجع جهان تشيع مرحوم حضرت ايت الله العظمي حاج سيد محسن حكيم (قدس سره) مي باشد. در اين شرح با بحثي استدلالي وتحقيقي فقهي با ژرف نگري در ايات وفهم تحقيق روايات به شرح وبسط همراه با بينش شناخت دقيق ونقد ونظر در همه ابعاد، استدلالي، قراني ، روائي ، رجالي، و.. پرداخته اند. وتاكنون به بيش از 19 جلد رسيده است كه برخي از اجزاء ان تاكنون به چاپ رسيده است، وكتاب ((خمس)) از اين مجموعة را در شرائط ويژه ودشواري كه داشتند ، به نگارش در اورده اند.

 

3 ـ رساله عمليه خود را ـ پس از درخواستهاي مكرر ومراجعات بسياري از فضلاء ومردم براي تقليد از ايشان ـ در 3 جلد بنام ((منهاج الصالحين)) عرضه كرده اند.

4 ـ مناسك حج وعمره.

5 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب اصولي  (كفايه) مرحوم اخوند خراساني (قدس سره) در 3 جلد.

6 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب اصولي (رسائل) مرحوم شيخ انصاري (قدس سره).

7 ـ حاشيه اي جامع بر كتاب فقهي (مكاسب) مرحوم شيخ انصاري (قدس سره).

8 ـ مجموعة ((تهذيب علم الاصول)) كه در اين مجموعه به مهمترين ومحوري ترين مباحث علم اصول پرداخته . و در 3 جلد به فضلا وانديشمندان حوزه اي عرضه كرده اند.

9 ـ جزوه اي بنام ((المرشد المغترب)) در پاسخ به نامه هاي مكرّر و در خواستهاي متعدد ، پيامي به همه مسلمانان بويژه شيعيان كه از بخت بد وتنگدستي واقبال شوم واز ستمي كه از حاكمان ستمگر بر انها رفته است از يار و ديار خويش به اجبار هجرت كرده اند و در ديار غرب مكسن وماوا گزيده اند همراه با مسائل ويژه مورد نياز انها را مطرح كرده اند وبراي انها ارسال كرده اند.

10ـ جزوه اي بنام ((نامه اي پدرانه)) كه اين بار هم در پاسخ به نامه هاي برخي از فضلا وطلاب در خواست مكرر همراه با پاسخ هاي استفتائات گوناگون در باره مسائل ضروري ومورد نياز انها ارسال كرده اند در اين پيام گذشته از گوشزد نمودن مسائل اخلاقي واعتقادي، به شيوه هاي تبليغ معيارهاي موفقيّت ورفتار مبلغان وتكية انديشمندان در سخن گفتن به مصادر ومنابع تاريخ پرداختن به سيرة ائمة اطهار (عليهم السلام) ونقش جاودانه انها در تاريخ اسلامي وبزرگداشت خاطره هاي مصيبت بار وشهادت انها وزنده نگه داشتن مشعل فروزان مبارزه وجهاد در برابر ستم استبداد بگونه اي زيبا بانثري شيوا وكلامي عارفانه وصميميتي خاضعانه پرداخته اند.

11 ـ كتاب ((احكام فقهي)) كه مختصري از مسائل ورساله عمليه ايشان است كه بتازگي به فارسي ترجمه وچاپ شده است .

12 ـ فقه استنساخ البشري مسائلي كه اخيرا در خصوص شبيه سازي از ژن انسان ومسائلي هم راجع به تلقيح سؤال كرده اند وبطور تفصيل ورونش جواب داده شد است .

13 ـ فقه القضاء سؤالاتيست كه از مراكز قضا سؤال نموده از ومعظم له جواب وافي واستدلالي داده اند.

14 ـ فقه الكومپيوتر مسائل تازه ايست كه راجع به كامپيوتر واينترنت سؤال شده است وبطور صريح وواضح جواب مرقوم فرموده اند.

15 ـ الفتاوي سؤالاتيست كه راجع به پيشتر ابواب فقه (نوعا مسائل مستحدثه) مي باشد استفاء شده است ومعظم له بطور شايسته ومستدل جواب داده اند.

16 ـ الاصولية والاخبارية سئواتي است كه در بارة فرق ميان اصولي واخباري واسفتاء نموده اند ومعظم له جواب قانع كننده داده اند.

17 ـ المرجعيه الدينيه راجع به مرجع ديني سئوالاتي شده است كه بطور روشن وواضح جواب داده اند.

18 ـ گفتگوهاي فقهي رسالة عمليّة ايشان را بطور رمانتيك نوشته شده كه بچند زبان ترجمه شده است از جمله عربي وفارسي واردو وكردي وآذري وانگليسي مي باشد.

19 ـ رساله توجيهية راهنماي حجاج مي باشد.

20 ـ الكافي في اصول الفقه در خصوص اصول فقه مستدل ومتيقن در سه جلد مرقوم فرموده اند.

21 ـ رسالة احكام فقهي ترجمه الاحكام الفقهية كه بفارسي برگردان شده است.

22 ـ نامه به آذريهاي مقيم آذربيجان كه به زبان آذري ترجمه شده وچاپ گرديده است.

23 ـ نامه به اهالي گلگيت پاكستان مرقوم فرموده اند.

24 ـ في رحاب العقيده راجع به مسائل امامت سئوالاتي را كه يكي از علماء اردن نموده است ومعظم له بطور واضح ومستدل جواب داده اند كه در سه جلد چاپ شده است.

امّا كتابهاي ديگر ايشان كه در آن دهليز بسر مي برند. در آن شرائط سخت ودشوار به رشته تحرير در آوردند . در فراز ونشيب زندگي و در گذرگاههاي گوناگون آن حوادث تلخ واستخوان سوز ـ كه تاريخ در آينده آنها را بازگو خواهد كرد ـ از بين رفته است.

1 ـ كتابي بنام (اصول عمليه) را كه بيشترين مباحثن آنرا تنها باتكيه بر حافظه واندوخته هاي خود به نگارش درآورده اند وحتي به تدريس آن هم در آن محيط نيز پرداختند ولي متاسفانه از بين رفته است.

2 ـ كتابي در باره زندگينامه وسيرة امامان معصوم (عليهم السلام) كه تنها با تكيه بر حافظه واندوخته هاي ذهني خويش ومطالعات تاريخي گذشته شان در حالي كه هيچ منبع ويا مصدري در اختيار نداشتند به رشته تحرير در آوردند ، كه اين كتاب نيز از بين رفته است.

 

نگرش ايشان به فقه وفقاهت:

شناخت فقيهان محقق ونوآور وژرف انديش بويژه زمان شناس ضرورت حتمي است. وتوان يك محقق حوزوي وصاحب نظر در فقه واصول نه تنها درگرد آوري دليلها ونقل قولها ست بلكه ضرورت كنج كاوي وتحقيق وبررسي عميق وابعاد ان مسائل را ايجاب مي نمايد. وبراي شناخت اين چنين فقيهان بايد او را در چگونگي نقد وبررسي ديدگاهها بهنگام حلّ ناسازگاريها و ناهمخواني دليلها جستجو كرد وبه هنگام طرح نظر وانديشه روش پيمودن راههاي ناپيموده وكم سابقه فقهي شناخت ، در تحققات فقهي واصولي و در ديدگاه يك مجتهد فرزانه افزون بر منابع چهارگانه ، دو عنصر مهم وحياتي وجود دارد، كه نقش عمده وبنيادي وتاثير بسزائي در صدور فتواهاي فقهي او دارد كه عبارتنداز:

اوّل: اخلاق وروحيّات فردي وشخصيّت فرهنگي وجرات وجسارت است.

دوّم : فهم دقيق ودرايت عميق روايت است وبه تعبير انديشمندان حوزه برخوردار از ( (شمّ فقهي)) باشد ايشان پايه هاي فكري وانديشه سيّال خويش را بر بنيادهاي استدلال وبرهان برافراشته وانديشه جستجوگر ونا ارامش جز در بستر وحي وقرآن آرام نمي گيرد، ايشان نه تنها در بكارگيري ابزار وروش تحقيق خويش موفقيتي چشمگير دارد بلكه از ديدگاه ايشان ، هيچگاه حرمت بزرگان ونظر انديشمندان فرهيختگان وجايگاه علمي آنان مانع از نقد ونظر وغور وتحقيق در آراء وانديشه هاي آنان نمي گردد بلكه خود طرحي نو درانداخت وبا شناخت مطالعة سير زندگاني وديدگاههاي گوناگون فقهي فرزانگان وستارگان درخشان آسمان دين ودانش وعاملان با ارزش وحاملان علوم ومعارف اسلامي حافظان شريعت ومرزبانان اجتهاد وفقاهت فقيهان بيدار وبا بصيرت از يكسو وآشنائي با آراء وانديشه هاي ناب واسلامي آنان كه سرشار از افتخارات وآميخته با درس وعبرتهاي بسيار آموزنده وسازنده وحركت آفرين آنها در كوران حوادث از سوي ديگر ، او را فقيهي جامع وبلند مرتبه گرداند وديدگاه ايشان در طرح مسائل در توضيح المسائل خود بهترين گواه اين ديدگاه است. در آيات قرآن ، با بينش عميق ودقيق و در روايات، باكند وكاو تحقيق وذوق فقهي رفيع وويژه و در عقل ، با نقش استدلالي وبرهان وواقع بيني وحقيقت يابي وفطرت پسند وبا تحقيق جامع وفراگير وژرف انديشي ، و در اجماع ، نيز با نهايت سير تحولات فكري وفقهي پيشينيان با نهايت دقت وحكمت ومعرفت مي نگرد. در روش اجتهادي ، ايشان نه نسبت به آراء وافكار ونظر پيشينيان بي اعتناست . ونه حرمت وحريم آنها را مي شكند. بلكه سبك او در طرح مسائل فقهي واصولي بخوبي نشانگر روش فقهي وسبك اجتهادي ويژه خود اوست كه بر اساس معيارهاي استوار وقواعد محكم ملاكها وقانونهاي شناخته شده اصولي واجتهادي پيايه ريزي واستوار گرديده است ونشان از اميختگي فقه واخلاق يعني تعليم وتربيت دارد .

ايشان فقه را دانش حيات فردي وتئوري زندگي اجتماعي انسان از گهواره تاگور مي داند و در مقام استنباط احكام واستظهار از آيات ونصوص متون ديني شيوه اي بسيار متعادل تحسين برانگيز دارد. كه هماهنگ با نيازهاي زندگي وسازگاز با واقعيتهاست وچنان دين را تفسير واحكام شريعت را تبيين مي كند وشرح وبسط مي دهد كه احكام شرعي را ، از عبادات تا دادوستد، از سياست تا حدود وديات چنان معني مي كند كه از زاويه هاي گوناگون فكري فرهنگي واجتماعي وبشري وسياسي واقتصادي .. نيز قابل اجرا وعينيت است وحتّي در بخشي از احكام فقهيه ـ كه مختصري از رسائل علمية ايشان است ـ به مسائل حل وفصل خصومات عشايري وقبيله اي پرداخته وبه نقد ونظر آنها مي پردازد واحكام شرعي آنها را بيان مي كند وبا آگاهي عميق به شيوه اجراي احكام وشريعت وشناخت جامعة خود فلك را سقف بشكافت وطرحي نو درانداخت.

 

آغاز مرجعيت:

در دوران درخشنده وتابناك مرجعيت پر افتخار مرجع جهان تشيّع مرحوم آيت الله العظمي حكيم ? ايشان تلاش گسترده وجدّي وپيگيري مستمر در بهره برداري از فرصت هاي بدست آمده پرداختند وهمزمان با درس وتحقيق به تدريس طلاب وفضلاء پرداختند واز هيچ كوششي دريغ نكردند وآنچنان در اين راه تلاش كردند و از عمر وعلم وانديشه واخلاق خويش براي طلاب وفضلاء نثار كردند كه رشد علمي وموفقيت در دروس حوزه اي وتعالي ورح وخرد وانديشه وپربار نمودن آنها همزمان با آموزش تقوا وپرهيزگاري پايداري در برابر مشكلات وسختيها بردباري در برابر فراز ونشيب زندگي بيش از همه مرهون تلاش وكوشش بيدريغ وسخاوتمندانه صميمانه ايشان است.

پس از رحلت مرجع جهان تشيّع مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي? فضلاء و انديشمندان محافل علمي ومجامع ديني وحتّي برخي از مراجع بزرگوار وشخصيت هاي گرانمايه پيشنهاد پذيرش مرجعيت را به ايشان نمودند. در خواستهاي متعدد مكرّري از اطراف واكناف سراسر جهان وبه ويژه علما وفضلا وپيراوان اهل بيت (عليهم السلام) به ايشان رسيد. با آن همه اصرارها وبا عنايت به همه خطرها دشواريها، عليرغم خواست قلبي وبا اكراه از پذيرش چنين مسئوليت دشوار مجبور به پاسخگوئي به خواستها ونيازها و اصرارها آنان گشتند. ورساله عمليه خود را براي مقلّدين خود عرضه كردند.

در حال حاضر علاوه بر بيت ايشان در نجف اشرف دفاتر نمايندگي ايشان در شهر مقدس قم كشورهاي سوريه ولبنان برپا گرديده كه همه روزه پاسخگوي هزاران نامة استفتائات فقهي وديني سئوال هاي شرعي واخلاقي وحتّي فرهنگي هنري از سراسر جهان مي باشد.

 

نگرش ايشان به جايگاه مرجعيت:

حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد سعيد الحكيم (مد ظله) در عرضه مباحث نظري ، عدالت وتقوا را بنيادي ترين شرط مرجعيت مي داند و در رساله احكام فقهيه ـ كه بهترين گواه اين ديدگاه است ـ وقتي سخن از عدالت ميشود ميفرمايد: مجتهدي كه انسان از او تقليد ميكند بايد به مرحله اي بالا وولائي از عدالت رسيده باشد وتقواي الهي را پيشه كند ، واز هرگونه معصيت برزگ وكوچك پرهيز كند وهر آينه اگر از او گناهي هر چند اگر يك مورد هم باشد ـ از او سرزند بيدرنگ توبه كند تا نفس خويش را از آن گناه بيالايد (7).

هنگامي كه از مراجعه دو نفر براي حل وفصل اختلافات خود به قاضيان حاكميت جور وستم مطرح مي شود با جرأت وجسارت تمام وشهامتي كم نظير ـ با در نظر گرفتن شرايط سخت و دشوار ايشان ـ مي فرمانيد: مراجعه به اينها براي حل وفصل اختلافات هر چند كه به حق وحقيقت هم حكم كنند گرچه حق را به صاحب حق هم بدهند جايز نيست وتصرف در آن مال هم حرام وجايز نمي باشد (8) . بهنگامي كه از ايشان درباره عضويت ويا كارمند دولت ستم پيشه طغيانگر وويرانگر وضددين ـ حتي پليس راهنمائي ـ مي پرسند با صراحت وجرأت پاسخ مي دهند.

هرگونه همكاري ويا حضور در اين چنين نظامهائي حرام وتصرف در حقوق بدست آمده نيز حرام وخوردن مال باطل است!!

 

در عرصه مباحث علمي وعملي:

ايشان جهاد واجتهاد وعلم وعمل را باهم در آميخته است وخود الگو واسوه اي از انچه كه بدان اعتقاد دارد وعهد وپيماني را كه باخداي خويش بسته است پايبند ووفادار مانده است چه . همانگونه كه حضرت على (عليه السلام) فرموده است: خداوند عهد وپيماني را از علماء ودانايان گرفت تا به سيري شكمباره هاي ستمكار از ستم وگرسنه ماندن مظلومان ستمديده از ستمكاران رضايت ندهند (9).

ايشان در طي 8 سال در شرايطي سخت وشوار ـ كه تاريخ در آينده اسرار نهان آن دوران را عيان خواهد كرد ـ به اجبار در ميان اشرار زيست . ان جمع گمراه وكج كردار در سيماي تابناك ايشان ، جز دو چشم روشن وبيدار وبر تن نحيف واستخواني ايشان كه جز پوست تبداري نداشت. در چشمان سرشار از صبر ، دريائي از غم واندوه بي قرار، ابشاري از مهر وعشق عطوفت يافتند، و در پيشنايش هزاران رنج ودرد نياكانش كه بر جبينش نقش بسته بود خواندند. و در دستهايش آيتي از مهر و در گفتارش آيات الهي و در رفتارش گوشه عزلت نشيني حضرت علي (عليه السلام) وتأمّل در قرآن وتفكّر در مفاهيم بلند والاي آن ودر جوش وخروش وعزم ورزمش سرود سرخ شهادت حسين (عليه السلام) و در فريادش جهاد ابوذر را به عيان ديدند گمراهان ديروز به يُمن همنشيني وهمدمي با ايشان از رهروان صراط مستقيم الهي شدند ولي پس از 8 سال كه از آن دهليز بيرون آمد و در قفس را بر ايشان گشودند . وبه گونه اي معجزه آسا از آن بند رهائي يافت هنوز آن جمع . از يار سفر كرده كه از لب لعلش هزاران نكته شيرين شنيده بودند نه تنها در ذهنها نقش خاطره دارند بلكه در جانها وروانهايشان ولبهايشان هميشه به ياد يار مهربان خويش هستند كه از حضور در محضر او كوثر گوارائي از صلاح وفلاح در آنها جوشيد و تراويد واز صلابت ورياضت ايشان جانشان صيقل يافت دل گناهكار آنانرا با زلال ايمان شستشو داد وعشق وايمان چون خون در رگهاي روح وروانشان جاري گشت . از حضور در محضر روح پرور وايمان ساز ايشان واين ارباب نيكي وپاكي ومعرفت هزاران دفتر نانوشته در جانشان ثبت گرديد. و در گلشن خاطرات حيات آنها، گلبوته هاي وجدان وايمان روئيد وشكفتن آغاز كرد . سخنان سر شار از عشق وايمان كه از درون وعمق جان او برميخاست چون دم مسيحائي حياتي دو باره به آنها بخشيد. اين عارف خائف در طي 8 سال ، سخاوتمندانه آيات الهي را در گوش جان آنها زمزمه كرد وآيات صبر وبردباري رانه تنها در سخن و در گفتار خويش بلكه در لحظه لحظه هاي كردار خويش عيان كرد . وبر درياي بيكران ادب وفرهنگ اسلامي وپاكي نجابت وبزرگمنشي وعزّت ومقاومت كه از امامان معصوم (عليهم السلام) ونياكان خويش فراگرفته بود دعوت كرد.

ايشان عليرغم آن شرائط سخت وطاقت فرسا برخي از آثار خود را در انجا به رشته تحرير در اوردند، وبرخي ديگر را در حالي كه به هيچ منبع مصدري ودسترسي داشتند تنها با تكيه بر حافظه اندوخته ها ومعلومات گذشته خويش به نگارش در آوردند . كه از جمله انها:

1 ـ كتاب (تهذيب في علم الاصول) در سه جلد.

2 ـ كتاب خمس كه بحث فقهي واستدلالي است.

3 ـ كتاب مباحثي در اصول عمليه ((برائت ـ تخيير واحتياط واستصحاب)).

4 ـ كتابي بنام سيري در سيره وزندگينامه امامان معصوم (عليهم السلام) .

 

حضور در صحنه هاي اجتماعي:

در شرايط سخت وپيچيده وپيشرفته جهان امروز وتهاجم گسترده وبرنامه ريزي شده وهمه جانبه از هر سو بويژه تهاجم فرهنگي به كمك وسايل ارتباط جمعي ـ كه جهان را بصورت يك دهكده درآورده است ـ بر عليه اسلام ناب محمدي (صلى الله عليه وآله وسلم) وتشيّع راستين و انحراف نسل جوان وجامعه هاي اسلامي وبه دور كردن آنها از معارف اسلامي وبفراموشي سپردن ارزشهاي انساني وبيگانه كردن آنها از انديشه زلال وپاك واصيل وتهي نمودن حوزهاي علميه از دانش ومعرفت وحاكميت سياه گستر وتباهگر بر ذهنها وانديشه هائي به دين وائين وفرهنگ وتاريخ وميراث فرهنگي وهنر وافتخارات بنيادي واصيل غرورآفرين وافتخار آفرين ما يورش مي برند. در زماني كه هويت سرشار از عزت ومعنويت انسانها ومسلمانها ـ بويژه تمدن و علوم و دانش مشرق زمين ـ را به قربانگاه فراموشي مي برند وادبيات انساني عرفان الهي وشور وشوق شهادت و... را به مسلخ تحريف ها وبدعت ها مي سپارند. وجلوگر شدن گرايشهاي فريبكارانه واهريمن گونه برخي از مدعيان فكر و قلم بدستان نا اهل ونيرنگ باز كه دست در دست هم داده اند تا جامعه هاي اسلامي را از خود بي خود كنند و براي هميشه در تاريخ، گذشته خويش را فراموش كنند پيوند و رابطه او را باگذشته افتخار آميزش قطع كنند و از آنها انسانهاي مسخ شده اي را بسازند . و عزت وآزادگي را به جهل و درماندگي وفروماندگي وعزّت وكرامت را به ذلّت وشهوت واز بندگي حضرت حق به بردگي و دريوزگي و از وحدت به وحشت و از يكدلي وهمرنگي با فريب نيرنگ بسوي تفرقه وجنگ رهنمون سازند. ايشان چون مصلحي دردمند وهاديي راه شناس همچون انسان هاي وراسته اي كه درد دين دارند، بي اعتنا به سلطنت سلاطين وبي مهابا از شوكت جباران و وحشت از سوط جلادان ودژخيمان وبي اعتنا به نيش زبان نيرنگ بازان وزهرخند بدعت گذاران دين فروشان دنيا پرست وجوفروشان گندم نما كه چون گرگاني در لباس ميش در آمده اند وبه غارت دين وآئين وايمان مردم پرداخته اند، به آرايش دين وپيرايش آئين از بدعت هاي ننگين برخاسته است. ايشان نيك مي دانند كه اگر مردم را به علوم و معارف الهي و به سرچشمه زلال اين ائين دعوت كند. وگفتار امامان معصوم: حلاوت وطراوت بيان آنها را به حقيقت عيان كند (10) . مردم از صميم جان واعماق وروح وروان بدان دل مي بندند وباگذشتن از سروتن، پايدار واستوار بر آن عهد وپيمان وفادار مي مانند . ايشان صلاي بازگشت را سر مي دهد ومسلمانان را به بازگشت به خويشتن دعوت در رسالة عمليه منهاج الصالحين در همان آغاز مقدمه اش مي فرمايد: براي تشيّع بسي همين افتخار وعزت سزاست كه مغرور وسربلند سربر آسمان بسايد كه پاسدار اين آئين واحكام راستين آن بوده است كه از سر چشمه ناب وزلال، معارف اسلامي ومفاهيم انساني را فراگرفته است . وبا پايداري در برابر همه پيشامد هاي زمان وجور وستم حاكمان وسياهي ها وظلمت هاي فتنه هاي فتنه گران درگذر زمان وشدّت محنت عالمان با اخلاص ورهين تلاش مؤمنان با ايمان است كه نه عالمان در راه حضرت حق از ايثار جسم جان خويش دريغ كرده اند ونه مؤمنان ، فريب بدعت گذاران را خورده اند و دين را از دين داران راستين وپرهيز گاران وپارسايان فراگرفته اند ودست رد برسينه نامحرمان ونا اهلان ولاف زنان زده اند (11).

 

حضرت آيت الله العظمي آقاي سيد محمد سعيد طباطبائي حكيم (مد ظله الوارف)

همّت والايش را بيشتر صرف آن كرد كه ميان امت اسلامي وحوزة علميّه ومرجعيت، رابطه اي تنگاتنگ بر قرار كند تا اين كه مردم علما را امين خود نسبت به دنيا وآخرتشان بدانند. ايشان تاكيد فراواني دارند كه مردم در اعتقادات ديني واحكام شريعت وسير وسلوكشان از علماي إسلام پيروي كنند. چه، عقايد علما بر گرفته ازكتاب آسماني قرآن مجيد وسنّت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) است وآن را براي ما حفظ كرده اند و به ارمغان آورده اند لذا ايشان بر پاي بندي بر اين بنيادها وپايداري به آنها، به رغم فشارها ومحنتها وفتنه هاي گوناگون، تأكيد بخصوصي دارند پس در چنين شرايط حسّاسي كه مشكلات بزرگي براي مؤمنين در همة ممالك پيش آمده است ودر تنگنا قرار گرفته اند، قبول مسئوليت مرجعيت از جانب ايشان با اهتمام بيشتر به امور ذيل از امتياز خاصي بر خوردار است.

1 ـ در خصوص حوزة علميه وحدّ و اندازة آن: حوزة علميه مؤسسه اي ديني است كه در برابر فتنه ها ونقشه هاي شوم وطرحهاي گوناگون دشمنان إسلام ، باري گران به دوش كشيده لذا معظم له به تربيت گروهي از طلاب علوم ديني كه باصفت تقوا آراسته وبه علوم گوناگون اسلامي آشنايي كامل داشته باشند كمر همت بست. اكنون هم صدها نفر در نجف اشرف تحت ظل حمايتش به علم اندوزي و دانش جويي مشغول اند. ايشان براي سطوح مختلف استادهايي معين ومهيّا مي كند. وامكانات مادي در اختيارشان مي گذارد. كه احتياج آنها را بر طرف كند وبا اضافه كردن شهريّة آنان، به ارتقاي علمي ايشان كمك مي كند و اين ها گوشه أي از عنايت هاي معظم له به طلاب علوم ديني است . هم چنين براي ارشاد طلاب علوم ديني ((رساله ابويه)) (ترجمه شده به نام پندهاي پدرانه) نوشته است كه در آن نكات مهمي را كه لازم است طلاب علوم ديني به آن توجه كنند خاطرنشان فرموده است وما هم به برخي از آنها اشاره مي كنيم.

 

تقوا:

1 ـ به علما وطلاب، تقوا وپرهيز كاري را توصيه كرده است تا براي جامعه الگو ونمونه باشند، وسفارش اكيد كردند كه عالم ديني ضرورتاً بايد كه متصف به صفت تقوا باشد ومردم به أو اعتماد كنند وبدين ترتيب رابطة مؤمنين با مبدء اعلا وشريعت غرّاء خالصانه تر وبيشتر باشد.

و در سفارش به طلاب حوزة علميّة از ديدگاه ديگري به اهميت تقوا پرداخته است واين چنين فرموده است: (( تقوا و پرهيز كاري براي طلاب علوم ديني ضروري تر از ديگران است، چه مقدمات شناخت أحكام وهم چنين منابع ومصادري كه به آنها استدلال مي شود مرتب ومنظم وواضح وگويا نيستند وچه بسا غرائض شخص كه متاثر از عواطف واحساسات است منبعي براي صدور حكم قرار گيرد وبه منزلة دليل مطرح شود!! وچه بسا در بعضي مواقع براي استدلال ومجادله از اين غرايض شخصي در قالبي زيبا ودليلي بظاهر سالم ومحكم استفاده وباكمال تعجب شبهه واشكال به جاي دليل مطرح شود!!

هم چنين در مورد موضوعات خارجي اي كه به أو رجوع شده و در مورد آنها ازوي چاره جويي مي شود خواسته ها وغرائض شخصي منبع نظرية وي قرار مي گيرد ودر اين مواقع هيچ قدرتي نمي تواند اين إنسان را ازتسامح وسهل انگاري در اين امور بازدارد مگر تقواي ورع وترس از خداي متعال، زيرا كه به سبب همين تقوا وورع وخوف از خداست كه وي قدرت تشخيص وتمييز وشناخت تفاوت شبهه هاي خطابيّه واستحسانيّه را از دلائل قطعي پيدامي كند و در روز قيامت آن روزي كه تمام أعمال انسان به وي عرضه مي شود، مي تواند به مثابه حجت ودليل محكم در پيشگاه خداوند مطرح كند.

2 ـ عالم وروحاني موظف است كه تحصيلات ودروس خود را بصورت ريشه أي وبنيادي فراگيرد ، زيرا كه علم انبوه در پاسداري از اصالت فكر شيعي وحفظ طريقه ومذهب اهل بيت (عليهم السلام) از خطرها تاثير فراواني دارد ، علي الخصوص كه عالم ديني مسئوليت استنباط أحكام شرعي ومعالم ديني را به عهده دارد. ودر اين باره به طلاب حوزه علميّه سفارش فرمودند كه لازم است با ادلّه عقلي ونقلي كه صلاحيّت دليل محكم بودن را داشته باشد ((دلايلي كه در روز قيامت در برابر خداوند صلاحيّت حجت بودن را داشته باشد)) استدلال كنند و از دليل هاي بي ريشه وضعيف كه برخي از مردم نيز با آنها قانع مي شوند وبا اميال وآرزوهاي آنها هماهنگ است، بپرهيزند.

3 ـ داشنمندان ديني بايد آراسته به مكارم اخلاق باشند واز پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) واز ائمه هدي (عليهم السلام) پيروي كنند، ودر اين خصوص تاكيد مي فرمايند كه براي اهل علم رفتار پيامبر بزرگوار وائمه هدي (عليهم السلام) بهترين الگو وسر مشق است، زيرا كه آنان با آن مقام والا وعظمت شأن براي مؤمنين احترام خاصّي قائل بودند وحتي مؤمنان ضعيف را تعظيم مي كردند وحقوق آنها را رعايت مي نمودند، ودر برابر آنان شكسته نفسي وبه ياران خاص خود را رعايت حق ايشان را توصيه مي كردند، وراضي نمي شدند كه در حق آنها كوتاهي گردد ودر اين خصوص به هيچ وجه مسامحه نمي فرمودند.

4 ـ عالم ديني بايد ضمن حفظ كردن واصالت دادن به منابع وبنيادهاي ديني ورابطه بر قرار كردن با آنها دراين دوران كه لازم است دين و شريعت بهتر نمايانده شود كه در به روي محيط خود و بلكه همة اجتماعات براي استفاده كردن از وسايل وابزار پيشرفته بگشايد ومجتمع خود را همانند آبادي اي كه افق آن پهناور است بنمايد و از امكانات وابزار نوين براي ترويج دين استفاده كند واز اسلوب جديد بهره ببرد، ولي نه آن طور كه اختراعات و طرح هاي نوين در اولويت قبل از دين قرار گيرد، وگرنه دين مسخ مي شود وبا تغيير اوضاع تغيير مي كند. وخاطرنشان فرموده است كه زيبنده است علما افتخار كنند كه أحكام وتعاليم خداونديرا از منابع وريشه هاي اصيل اسلامي بدست آورده اند وبه آنها اصالت داده اند از آن ها وپاسداري كرده اند ودر برابر طوفان هاي دوران ها و تيرگي هاي فتنه ها در طول تاريخ با تحمل مشقات وسختي ها خود را نباختند.

5 ـ معظم له به تثبيت عقائد ديني وتعميق بحثهاي عقايدي وآماده گي به جواب شبهه هايي كه به إسلام ناب وارد مي كنند اهتمام مي ورزد وهمة علما وپژوهشگران را به اهميت دادن به بحثهاي عقيدتي وجواب گويي متقن به شبهات، تشويق وتوصيه مي كند، هما نطوريكه خودش شخصا به اين أمر مهم قيام نموده وجوابهاي كافي و وافي به انتقادها وشبهه هاي انحرافي داده است كه آن خود بر عموم طبقات مردم اثر بسزائي گذاشته است ونمونه وشاهد بر آن كتاب ارزشمند (في رحاب العقيده) است كه متضمن جوابهاي تفصيلي و روشن او به سؤالات عقيدتي يكي از دانشمندان اردني (فارغ التحصيل رشتة شريعت ) است.

 

در پيامي كه به حوزه دادند:

1 ـ روحانيت را به تقوا وپرهيزگاري دعوت كرده اند وآنها را به پرهيز از وسوسه هاي شيطاني وفريب هاي نفساني فراخوانده اند . وهشدار داده اند كه از لغزش در چاه جاه بر دين وايمان خويش بترسند. زيرا ايشان نيك مي دانند كه دو طايفه اند كه اگر راست گردند جامعه به كمال وسعادت رهنمون خواهند شد . اگر منحرف گردند جامعه را به هلاكت وامّت را به حضيض ذلت و شقاوت مي كشانند ((علما وامراء)) (12) واگر عالِمي فاسد شود عالَمي را به تباهي مي كشاند وظلمت سياهي بر دل مي نشاند وهيچ چيزي به زشتي دنيا گرائي روحاني نيست.

2 ـ مبادا در شناخت دين واحكام آن بجاي استدلال وبرهان وتدبر در آيات قران وروايات تحت تاثير عواطف وحساسات خويش قرارگيرند . ملاكهاي شخصي وبرداشتهاي فكري و فردي جايگزين برهان عقلي وبنيادهاي اصولي ومعيارهاي فقهي قرار گيرد. زيرا كه عالمان دين مسئوليت سنگين وبار امانت رسالت را بر دوش گرفته اند ومشعل فروزان فقه وفقاهت گشته اند مبادا كه فريب لبخند رياكاران وبراي رضايت دل بيماردلان وگفتار شيرين آنان وجلب محبّت ساده لوحان وخواست هواي نفس آنان ، حكم شرعي وفتواي فقهي داده شود.

3 ـ روحانيت بايد با اقتدا وتأسي به شيوة پيامبران واخلاق امامان وصالحان بهترين وارزنده ترين الگو واسوه اي در كردار و رفتار خويش باشند زيرا كه بهترين الگوها وعالي ترين اسوه ها وزيبنده ترين نمونه هاي وزيبارتين فضيلت ها وكرامتها ، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) و پيشوايان معصوم (عليهم السلام) مي باشند كه مؤمنان را ـ گرچه از ديد برخي مردم ضعيف وبي مقدار هستند ـ عزت و احترامشان بخشيدند. و در برابر آنها تواضع فروتني داشتند و آنها را توصيه مي كردند و هرگز كوتاهي و بي حرمتي به آنها را نمي بخشيدند.

4 ـ روحانيت را به پيوند ورابطه هميشگي با مردم دعوت كردند كه بابيان شيرين وگفتار متين بهره گرفتن از وسائل وابزار نوين ودگرگوني در راه ها وروشها، آنها را به دين وائين دعوت كنند ولي هرگز تحت تاثير حوادث وپيشامدهاي بوجود آمده در گذر زمان فرا نگيرند وبا پايبندي بر فقه سنتي واصيل اسلامي وحوزه اي به مقابله با اين تهاجم بيسابقه برخيزند.

5 ـ تلاش براي عمق بخيشدن به مباحث اعتقادي وكلامي وضرورت نياز به همت بالا وعزم والا وافزون براي استوار ساختن وپايداركردن بنيادهاي اعتقادي مردم برابر بدعتها وانحراف ها افسانه ها وافسونها وپاسخگوئي به شبه ها يكي از ضروري ترين وجدي ترين نيازهاي زمانه است و روحانيت بايد در برابر آنها پاسخي مناسب ومنطقي ارائه دهد.

حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد سعيد حكيم (مدّ ظلّه) در پيامي كه به ميليون ها آواره بي پناه كه از جور وستم وحاكميت باطل برخي از كشورهاي بظاهر اسلامي به غرب پناه برده اند در پاسخ به نامه اي كه به عنوان پدري مهربان براي انها فرستاده است چنين فرموده اند:

1 ـ از آنجا كه شما عزيزان ـ مرد و زن ـ از يار و ديار خويش هجرت كرده ايد و در سرزميني ديگر پناه گرفته ايد من از رنج واندوه وجدائي شما از دياريارتان آگاهم و از صميم دل وعمق جان در آرزوي ديدار شما و همنشيني وهمدمي با شما عزيزان لحظه شماري مي كنم.

2 ـ با آوردن ايات هجرت و دعوت به تحمّل رنج ومحنت ويا داوري تاريخ گذشته وسرشار از غم و اندوه وستمي كه از دشمنان بر ملتهاي مسلمان رفته است مرهمي بر زخم كهنه آنها مي نهد وآنها را به صبر وبردباري بجاي ذلت وخواري دعوت مي كند وبا ياداوري روايات بسياري همچون روايت امام صادق (عليه السلام) كه فرموده اند : ما امامان مظهر صابران وسرچشمه صبر وصبوري و قله بردباري هستيم امّا شيعيان ما از ما بردبارتر وصبور ترند . از حضرتش سؤال مي كنند: چگونه آنها از شما بردبارترند حضرتش پاسخ مي دهد زيرا بر آنچه كه مي دانيم و بر لوح محفوظ الهي آگاهي داريم صبر مي كنيم وبردبار هستيم امّا شيعيان، همچو ما نمي دانند امّا صبور وبردبار مي باشند. ايشان آنها را به پايبندي به واجبات وپرهيز از محرّمات واراستن جان به اخلاق وپاكيها وپيراستن تن از پستيها پليدي ها دعوت مي كند.

3 ـ به دوستي ومحبت وصميميت وديدار همديگر سفارش مي نمايد .

4 ـ از وحشت غربت در غرب وانس والفت با ديار ويار ودلبستگي پيوسته وجاودانه وانديشه بازگشت به خانه وزمزمه سرود عاشقانه برگشت به كاشانه خود دعوت مي كند و در همانحال به برپائي مجالس شهادتها ويا محافل شاديها وولادتها ـ كه از سنتهاي ديرينه ماست ـ يا داوري مي كند تا ياد خاطره هاي گذشته را فراموش نكند واز گذشته هاي خويش هرگز جدا نشوند.

5 ـ در هر حال و در همه شرايط عليرغم اختلاف نظرها وتفاوت ديدگاهها دعوت به وحدت وهمدلي مي كنند كه اين تفاوت انديشه ها واختلافها را گذرا مي دانند زيرا آنچه كه شمع جمع است ومحفل آنها را گرمي و به حضور آنها معنويت و دلگرمي مي دهد وحدت است (واعصتموا بحبل الله جميعا ولا تفرّقوا).

6 ـ دعوت به كار وتلاش دسته جمعي با ديگر مسلمانان وخرد ورزان وانديشمندان وكوشش براي همبستگي بيشتر در اصول مشترك اسلامي با انها مي نمايد.

7 ـ اداي امانت ووفاي به عهد ونيكي به پدران ومادران و.. نمايند تا آنكه زينت اين دين وائين باشند و مظهري از انسانيت وسمبلي براي اسلام راستين گردند.

همچنين رساله أي براي مؤمنين اهل گلگيت نوشته اند ودر آن خاطرنشان فرموده اند كه در برخورد با بعضي ازجوانان كه روح اختلاف وتفرقه ميان مسلمان را تقويت مي كنند وجنگ وجدال به راه مي اندازند چگونه رفتار كنند وجواب متقن بدهند.

هم چنين نامة كتبي او پس از برچيده شدن نظام كمونيستي به مسلمانان آذربايجان وقفقاز ايشان همچنين در فكر مسلمانان پاكستان وافغانستان وهمه مسلمانان جهان بوده و هستند وراهنمائي هاي لازم را مينماينددر موارد لزوم راهنمايي مي كنند و از وضعي كه در افغانستان پيش آمده بود ناراحت بودند و از برخي مؤمنين مي خواستند كه بيشتر به وضع آنها رسيدگي كنند، ودر اين خصوص فرزند برومندش حضرت حجة الإسلام والمسلمين آقاي سيد رياض حكيم به نمايندگي از معظم له در شرايط سخت ونا امن پس از سقوط طالبان به افغانستان رهسپار شد، كه حكايت از اهتمام مرجعيت ديني به مؤمنين محروم ومستضعف مي كرد، تا اينكه از اوضاع آنان باخبر شود وتا حد توان از مساعدتهاي گوناگون بهره مند كند كه اين خود تاثير بسزائي در دلجوئي از آنان داشت ولو هرچند در طول مدت حكومت ظالمانه طالبان ارتباط با آنان به هيچ وجه ميسر نبود، ولي در اولين فرصت ممكن به موقف مرجعيت ديني در برابر شيعيان آگاهي يافتند كه اين عنايت خاص در تخفيف آلام ومصيبت هاي گوناگوني كه بر آنها وارد شده بود تاثير بسزائي داشت ودر آنجا چندين پايگاه فرهنگي واجتماعي وخدماتي راتشويق كردند و به راه انداختند.

د ـ ايشان علاقمند كه همواره باقرآن وپيامبراكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) واهل بيت أو ارتباط بر قرار نمايد ومقيداست كه هر روز چندين بار قرآن تلاوت نمايد، وهمچنين انس واحاطه اش به اكثر كتابهاي روائي كه حاكي از سنّت پيامبر گرامي واحاديثي از فرمايشات معصومين (عليهم السلام) است بيشتراست و از سيره ومصادر تاريخي و.. اطلاع كامل دارد، ولذا مي بينيم كه در خطابه اش واستدلالش بيشتر از آيات وروايات استفاده مي كند ، ودر سئوالي در اين باره از ايشان شده ، فرموده اند.

كه تكيه گاه قراردادن واستفاده كردن از قران وكتابهاي روايات معتبر ونهج البلاغه وصحيفة سجّاديّه را براي علما وخطبا وراويان حديث بسيار ضروري است.

هـ ـ محبّت شديد وارادت خالصانه اش به اهل بيت نبوّت صلوات الله عليهم اجميعن وفاني شدن در دوستداري آنان از بيانات شيوايش واز كردار واعمالش نمايان است وعلاقه به اين خاندان را براي خود وهمة مؤمنين ضروري مي داند ، وبه تعظيم شعائر حسيني ومراسم مذهبي ارزش بسياري قائل است. لذا مجالسي در ماه محرم الحرام برگذار مي كند وبا آن مقام والايش به خواندان مصيبت ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) شخصا اقدام مي كند، وحضور او در مجالس عزاداري مراكز اسلامي وشركتش در مراسم عزاداري وخواندن مصيبت حضرت ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) هنگام سفرش به لندن براي معالجه در ميان مسلمانان آنجا اثر بسزائي در ازدياد علاقه آنان به دين اسلام وارتباطشان به اهل بيت عصمت (عليهم السلام) داشت معظم لـه به تعظيم شعائر ديني و يادكردن معصومين (عليهم السلام) وبازگويي مظلوميت هاي آنان اهميّت زيادي مي دهد.

و ـ مرجع عظيم الشأن محبت وعلاقة فراواني به تمامي اهل ايمان وپيروان اهل بيت عصمت دارند وهيچ وقت از راهنمائي وارشاد آنان در نجف اشرف وحتّي در خلال سفرش براي معالجه به لندن با اينكه مريضحال بود خودداري نمي كرد ومؤمنيني را كه در خارج بودند موعظه وراهنمائي ووظايف ديني ايشانرا تبيين مي كردند.

وهمچنين به طلبه ها ومحصلين حوزة علميّة سوريّه ومؤمنيني كه به ديدار ايشان مي آمدند توصيه مي فرمودند كه فرهنگ اصيل اسلامي واعتقادي بنيادي وسجاياي اخلاقي را با الهام گرفتن از اهل بيت نبوت حفظ كنند.

ز ـ سعي وافر به رفع حوائج خانواده هاي فقير ومحتاج دارند واز كمك هاي گوناگون به ايشان دريغ نمي كنند وبه هزاران خانوادة محتاج عراقي حقوق ماهيانه مي دهند.

ج ـ به تعمير اماكن ديني وعتبات مقدسه اي كه در آستانة خرابي اند، كمر همت بسته اند از جمله نوسازي مسجد بزرگ سهله وهم چنين مسجدهاي زيادي در شهر هاي مختلف عراقي وسوريه كه با اشراف ايشان ساخته شده است.

 

حضور در صحنه هاي فرهنگي:

ايشان با توجه به ضرورت تبليغ رسالت ديني اداي امانت الهي وپرورش دادن انسانهاي وارسته ومتعهد وفاضل در حوزه علميه نجف اشرف ـ عليرغم شرائط سخت و دشوار آن ديار وبه دور از غوغاهاي سهمگين و حوادث خطر افرين ـ به تربيت جمعي از طلاب جوان وفرزانه ـ در كنار درسهاي حوزه اي ـ همت گماشته اند. و در ضمن كمكهاي مادّي به فرزانگان حوزه وتامين نيازهاي مختلف آنان، آنها را به شناخت انديشه هاي جديد فلسفي وكلامي ومباحث اعتقادي بحث وتحقيق در باره آنها وپاسخگوئي علمي منطقي به شبهه ها وحدس ها وگمانهاي باطل نموده و به خزان زودگذر وفريبنده بدعتها وانديشه هاي وارداتي دعوت كرده اند وبا جدّيت تمام به استوار نمودن انديشه ها، منطقي نمودن استدلالها وزدودن آثار ويرانگر اني نيرنگها پرداخته اند.

اعزام مبلغين جوان وآگاه به مسائل اجتماعي فرهنگي جامعه، در ميان عشائر وشهرها روستاها در شمال وجنوب عراق ـ بويژه عشاير جنوب ـ وحل مشكلات وزدودن تنشها ورفع اختلافات وبر قراري صميميت ودوستي در ميان آنها ، همچنين اعزام مبلغين به كشورهاي هند وپاكستان وسوريه ولبنان واذربايجان ويا برخي از شهرهاي ايران ـ بخصوص جنوب ايران ـ كه توسط دفتر نمايندگي ايشان در شهر مقدس قم صورت مي گيرد وكمك به برگزاري برنامه هاي اردوهاي تبليغي در مناطق محروم ايران بخشي از فعاليتها فرهنگي ايشان مي باشد.

وبراي نشر فرهنگ اهل بيت عصمت وطهارت (عليهم السلام) در شهرهاي اسلامي جمهوري آسياي ميانه به ويژه در مناطق محروم طلبه هايي از طرف دفتر معظم له اعزام مي شوند ووسائل وابزار گوناگون تبليغي بجايشان فراهم مي كنند.

ي ـ اهتمام دارند كه نمايندگانشان با مراكز اسلامي ومؤسّسات ديني در آمريكا واروپا ارتباط بر قراركنند و با كتاب هاي گوناگون اسلامي آشنا شوند تا با مطالعة آن ها بتوانند به هر نوع پرسشهاي مذهبي مسلمانان آن ديار جواب دهند ومشكلات آنان را حل كنند.

و در مناسبت هاي گوناگون بيانيه هايي صادر مي شود تا ارتباط آنان با حوزة علميّه ومرجع ديني محكمتر گردد ودلگرمي به برخي از مراكز اسلامي در غرب بدهد، وحالت ديني وعقيدة مهاجران مسلمان را در غرب تثبيت كند. اينطور ارتباطات براي بالابردن سطوح مراكز اسلامي تاثير بسزائي دارد ، با كوشش فراوان وجدّي تغذية سايت هاي اينترنتي دفتر معظم لـه مملّو از علوم وفرهنگ اسلامي ناب به زبانهاي عربي وانگليسي واوردو شده تا اينكه فكر اسلامي وطريقة اهل بيت (عليهم السلام) وعلمهاي گوناگون آنان را به تمامي ممالك وآباديهاي جهان برساند ، وهم چنين به تمامي پرسشهاي مؤمنين وديگران در خصوص مسائل عقيدتي وشرعي.. جواب گو مي باشد.

ك ـ پي گيري جرياناتيكه به عالم اسلامي وپيروان اهل بيت (عليهم السلام) رخ ميدهد ورويدادها و روشهايي كه مسلمين با آن مواجه مي شوند ولازم است كه مرجعيت در مورد آن ها اظهار نظر كند و موضع خاصي بگيرد. ايشان باشهامت تمام در همة آن موارد در هر جاي جهان إسلام بود موضع گيري اي كه به نفع إسلام بود گرفتند از جملة آنان:

1 ـ از مبارزان فلسطيني در مقابله كردن باصهيونيسم غاصب وظالم حمايت جّدي كردند و آزادي قدس شريف وتمامي سرزمينهاي فلسطيني را جدّا خواستار شدند.

2 ـ به احزاب لبناني كه در آزادي جنوب لبنان قيام جانانه كردند وجنوب لبنان را از لوث وجود صهيونستيها پاك كردند. حق مي دادند وبر اين پيروزي خوشحال بود وقبلاً براي مقاومت اسلامي در آزادي جنوب لبنان ارزش خاصي قائل بودند وبر آن مقاومت تأكيد داشتند.

3 ـ جنايات وكشتار بي رحمانة شيعيان به دست نيروهاي طالبان را تقبيح و محكوم كردند.

4 ـ از عمليات ننگين و كشتار شيعيان به دست گروه صحابه وهم چنين از خراب كردن مساجد وحسينيه ها در پاكستان خيلي ناراحت شدند واز حكومت پاكستان خواستند كه مسئوليت ساكت نمودن تعديات آن گروه را قبول كند ، ونخست وزير پاكستان (نواز شريف) در نامه اش به دفتر حضرت آيت الله العظمي آقاي حكيم (مد ظله) خاطر نشان كرد كه ما از ناراحتي حضرتعالي باخبر شديم وحكومتش تصميم جدّي دارد كه جلو اين متجاوزان را بگيرد و متعديان را كيفر كند.

5 ـ تقدير از موضعگيري رئيس جماعت نهضت علما اندونزي (عبد الرحمن وحيد) در خصوص شكست دادن خط ونظرية وهابيها كه شيعة آل بيت (عليهم السلام) را تكفير مي كردند وما نع پيشرفت آنان در سال 1416 هـ . شد واين خبر مسرّت بخش كه به دفتر معظم له رسيد درنامة خاصي از او تشكر كرد واين خود اثر مثبتي داشت .

6 ـ آيت الله شيخ مهدي شمس الدين (رحمه الله عليه) رئيس مجلس اسلامي شيعيان در لبنان را واسطه قرارداد كه به حكومت مالزي فشار بياورد و ابلاغ كند كه مرجعيّت ديني از رفتار نا مناسب وبازداشت شيعيان آل بيت (عليهم السلام) شديداً ناراحت است . واين عمل ناهنجار حكومت هم تأثر نفوذ گروههايي كه باخطّ اهل بيت (عليهم السلام) دشمني داشتند بود كه در اواخر قرن بيستم بوقوع پيوسته بود. متأثر از نفوذ گروه هايي بود كه در اواخر قرن بيستم در مالزي، به دشمني با اهل بيت و شيعيانشان برخاستند.

7 ـ و هنگاميكه مفتي جامع ازهر باصراحت تكان دهنده شيعة آل بيت (عليهم السلام) را تكفير مي نمود بازهم آيت الله شيخ شمس الدين (قدس سره) را واسطه قرارداد كه به شيخ ازهر فشار آورد كه ديگر اين سخن را تكرار نكند واين حرفش را پس بگيرد و آن فقيد سعيد باكمال تشكر پيگيري جريانرا بعهده گرفت.

8 ـ د رمقابل اظهارات وموضع گيريهاي سران بعض دولتهاي غربي به ضد إسلام ومسلمين وبرخورد نابهنجار آنان باجهان گردان و توريستهاي مسلمان ساكت نشدند گفتار و كردار ناپسند آنانرا تقبيح نموده واز مسلمانان حمايت كرد ند وهم چنين در ساير موارديكه مشكلاتي براي مسلمانان پيش مي آيد و در آن نياز به موضع گيري رهبران ديني است بطور كامل انجام وظيفه كرده اند.

 

سفري براي معالجه:

حضرت آيت الله العظمي سيد محمد سعيد حكيم در اثر مدتها خانه نشيني، دچار بيماري روماتيسم مفصلي و پادرد شديد شدند. با صلاح ديد پزشكان عراقي و به علت كمبود امكانات پزشكي در آن كشور، تصميم گرفتند كه براي معالجه به انگلستان سفر كنند. براي همين، لازم بود كه ايشان به سوريه سفر كنند. با اعلام خبر سفر ايشان به سوريه، شور و شوق فراواني در ميان شيعيان آن ديار، براي زيارت ايشان، پديد آمد. و بيش از هزار نفر از كشورهاي سوريه و ايران و لبنان و پاكستان و... ، در فرودگاه دمش، براي استقبال ايشان جمع شدند. تعداد زيادي از اين جميعت را علما و روحانيون تشكيل مي دادند. وقتي هواپيما به زمين نشست، چند تن از افراد خانوادة حكيم ، از جمه آقاي سيد رياض حكيم، فرزند آية الله حكيم، با ماشين به داخل هواپيما وارد شدند و ايشان را براي پايين آمدن از پله هاي هواپيما ياري كردند. جمع حاضر در فرودگاه نيز به محض رؤيت چهرة معظم له ، با سردادن صلوات بر محمد وآل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) از ايشان استقبال كردند. وقتي ايشان وارد سالن فرودگاه شدند و در جايگاه مخصوص نشستند، يكي از روحانيون محترم لبنان، با خواندن اشعاري كه سروده بود، از طرف همة حاضران به ايشان خير مقدم گفت. آقاي سيد رياض حكيم نيز از طرف معظم له، از جمع حاضر تشكر كرد. سپس ايشان سوار ماشين شدند و جمع حاضر در پي ايشان، به سوي محل اقامت در نظر گرفته شده، كه در جوالي منطقة سيده زينب در شام بود، به راه افتادند. اقامت ايشان در سوريه حدود بيست روز طول كشيد و تعداد زيادي از علما و مقامات دولتي سوريه ولبنان وايران به ديدار ايشان آمدند. همچنين گروه هاي زيادي از مردم خدمت ايشان مي رسيدند و مشكلات مذهبي و اجتماعي خود را با ايشان در ميان مي گذاشتند و ايشان چون پدري مهربان به اين مسائل گوش مي دادند و در موارد ضروري، راهنمايي هاي لازم را مي كردند.

با لطف خداوند و عنايت حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، در مسافرتشان به لندن بهبودي حاصل شد و ايشان به قصد بازگشت به عراق و نجف اشرف، به دمشق باز آمدند. اين بار نيز با استقبال فراوان شيعيان روبرو شدند و در طول اقامت 13 روزه شان، در منزل محل اقامتشان به روي مردم گشوده بود و مردم، هر روز با ايشان ملاقات مي كردندو ايشان پاسخ گوي سؤالات مختلف مردم بودند. هر روز نيز نماز جماعت به امامت معظم له در محل اقامتشان بر پا بود.

در يكي از شب هاي جمعه نيز، متولي آستان حضرت زينب (عليها السلام) از ايشان دعوت كرد كه در آن مكان مقدس نماز جماعت بخوانند و براي مردم سخنراني كنند. ايشان نيز پذيرفتند و در روز موعود به آستان مقدس حضرت زينب (عليها السلام) شتافتند. جمعيت زيادي از مدتي قبل از ورود ايشان در حرم مطهر گرد آمده بودند و به محضر رسيدن ماشين حامل ايشان با فرستادن صلوات از ايشان استقبال شاياني كردند. ازدحام جمعيت به حدي بود كه اطرافيان ايشان. بازحمت توانستند ايشان را به جايگاه مخصوص امام جماعت برسانند. بعد از اقامة نماز جماعت، با حالتي باشكوه، ايشان سخنراني مفصلي كردند و به شيعيان سفارش كردند كه خود را به تقوا و اخلاص بيارايند وباعث سرافرازي تشيع شوند و مصداق حديث شريف (كونوا لنا زيناً) باشند. بعد از سخنراني شيفتگاه اهل بيت به ابراز احساسات پرداختند: سپس ايشان مرقد مطهر حضرت زينب (عليها السلام) را زيارت كردند. ايشان در سخنراني هاي ديگرشان ، كه در مقر نمايندگي ايشان در سوريه انجام شد، شيعيان را به عمل به دستورهاي اخلاقي اهل بيت (عليهم السلام) فرا خواندند.

ايشان ، همچنين شبي با جمع از نزديكان، بارگاه حضرت رقيه (عليها السلام) را زيارت كردند و متولي آستان حضرت رقيه (عليها السلام) از ايشان و همراهانشان پذيرايي مفصلي كرد و ساختمان هايي كه براي توسعة حرم، خريداري شده بود را به ايشان نشاد داد و معظم له نيز راهنمايي هاي لازم را ابراز داشتند.

 

مبارزه با بدعت ها:

ايشان با عنايت به مسؤوليت خطير عالمان در برابر بدعت هاي گوناگون در هر زمان به مبارزه جدّي وسر سختانه اي برخاسته اند . بدعت هائي كه گاه بصورت سعي بين حرم امام حسين (عليه السلام) وحرم حضرت ابا الفضل العباس (عليه السلام) ـ همانند سعي بين صفا ومروه ـ ويا مدّعيان دروغين ونيرنگ بازي كه هر از گاهي از رابطه مستقيم وديدار باحضرت وليعصر (عليه السلام) درچهره هاي گوناگون با روشهاي مختلف كه بصورت پديده اي نو ظهور ـ امّا گسترده ـ در آن سامان مطرح مي شود قاطعانه ايستاده اند. ويانمايش دادن فيلمهائي در تلويزيون برخي از كشورهاي عربي كه به مسخ هويّت فرهنگي وگسترش ابتذال وسست نمودن بنيادهاي خانوادگي مي پردازند با شهامتي بي نظير بساط فريب نيزنگ بازان آنها را برچدند وفتواي تحريم ايشان ويا فريب كارانه خواندن مدّعيان دروغين، آثار مثبت وسازنده واميدوار كننده اي در ميان مردم داشته اند هر آينه اگر بدعت ها ـ در جامعه ـ شكل گرفت وظيفه عالمان و رسالت انديشمندان انست كه در برابر اين بدعتها بايستند وبا علم وانديشه وخرد، روشنگر راه گمراهان گردند وهدايت فريب خوردگان را بر عهده گيرند (13).

از سوي ديگر بنا به دستور معظم له دفتر نمايندگي ايشان در شهر مقدس قم بوسيله شبكه كامپيوتري ( (اينترنت)) به سه زبان عرب وانگليسي واردو پاسخگوي هزاران نامه هاي رسيده از مراكز مؤسسات اسلامي از سراسر جهان مي باشد. وارتباط مستقيمي با مراكز فرهنگي ومجامع علمي وتحقيقي وپژوهشي از طريق سايت دفتر وسايت الحكمه والموعود بر قرار كرده است .

حضرت آيت الله العظمي سيد محمد سعيد حكيم (مد ظلّه) با توجه به شرائط سخت ودشتوار شيعيان عراق كه آنها را به فقر ونكبت و.. گرفتار كرده اند وبيش از 11 سال است كه در محاصره اقتصادي وتحريم بين المللي قرار گرفته اند كمك هاي گسترده مادي ومعنوي ايشان به هزاران خانواده نيازمند آبرومند كه هر ماهه بصورت منظم و مرتب صورت مي گيرد نشان از توجه وعنايت ويژه ايشان به شيعيان وتهي دستان آن ديار مي باشد.

وهمچنين به نيازمندان خانوادهائي كه در ايران مي باشند به اندازه امكانات موجود كمك مي شود.

از ايشان نقل شده است كه گفته اند: من بسيار دلبسته و وابسته به فرزندانم بودم و شور و شوق وعشقي فزون به آنها داشتم، امّا هرگز در برابر اين عشق پدري ومحبّت فرزندي سر تسليم فرود نياوردم وانچه كه در درون دل وضميرم نهان بود عيان نكردم زيرا كه ميزان استقامت وپايداري وپا يبندي آنها به دين وآئين در آينده برايم مبهم ونهان بود تا آنكه به كمال عقل ودرون وبه جمال ايمان برون رسيدند وميزان پايمردي پايداري آنها را بر دين وايمان ديدم وبر آن نيك واقف شدم آرامشي بر دل وجانم نشست و از نبردي كه ميان عقل وخرد عشق وعاطفه در روح وروانم عمري جاري بود رهائي يافتم.

ايشان انس والفتي ديرينه با قرآن دارند لحظه هاي شيرين وجاودانه خود را با تامّل وتدبّر در آيات وحي وكوثر هميشه جاري آن سپري مي كنند و در هيچ پيام ويا كلامي از اين نكته غافل نمانده اند آيات الهي چون درّي گرانبها بر لب ها يشان جاريست وتنها لحظه هاي خوش ونشاط آفرين كه مرهمي بر روح دردمند و زخم دل ستم ديده ايشان مي نهد سطر سطر آيات وحي الهي است از نظر ايشان هيچ چيز در اين جهان بيكران وآسمان نيلگون محبوب تر ودلپذيرتر از كوثر قرآن نيست.

والحمد للهِ ربِّ العالمينَ

 

ـــــــــــــــــ

1 ـ سورة مؤمنون : آية 14.

2 ـ پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) : ((الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا)) ، قيل : يارسول الله وما دخلوا في الدنيا ؟ قال : (اتّباع السلطان فاذا فعلوا ذلك فاحذروهم على دينكم)) كافي ج 1 / ص 134 ح 5 چاپ اسوه.

3 ـ امام حسين (عليه السلام) : ( (مجاري الامور علي ايدي العلماء بالله الامناء علي حلاله وحرامه)) مستدرك الوسائل ج 17 ص 316 .

4 ـ (ليتفقّهوا في الدين) سوره توبه : آيه 122.

5 ـ محجة البيضاء ج 1 : ص 82 .

6ـ مرحوم حضرت آيت الله العظمي حكيم? دائي پدر ايشان نيز مي باشد.

7ـ منهاج الصالحين ص 13 م 3 ، الاحكام الفقهية ص 13م 9.

8 ـ منهاج الصالحين ص 16 م 15.

9 ـ نهج البلاغة ترجمة فيض الاسلام ج 1 : ص 52.

10 ـ امام صادق (عليه السلام) : ( (فانّ الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتّبعونا)) بحار : ج2/ ص 30.

11ـ منهاج الصالحين : ص 8 .

12ـ قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) : ( (صنفان من امتي اذا صلحا صحلت امتي واذا فسد فسدت امتي ، قيل يا رسول الله ومن هم ؟ قال (صلى الله عليه وآله وسلم) الفقهاء والامراء)) تحف العقول: ص 42.

13ـ پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) : ( (اذا ظهرت البدع في امتي فعلى العالِم ان يظهر علمه .. )) بحار : ج 57/ص 234/ باب 1 / ح 188.